باز آمد بوی ماه مدرسه

سلام

ماه مهر که می‌شد، نزدیک باز شدن مدارس، از صبح تلویزیون را که روشن می‌کردی، ترانۀ شاد کودکانه «باز آمد بوی ماه مدرسه/ بوی بازی‌های راه مدرسه/ بوی ماه مهر، ماه مهربان/ بوی خورشید پگاه مدرسه» را مدام بخش می‌کردند. عده‌ای با شنیدنش داغ دل‌شان تازه می‌شد و عده‌ای برعکس، شنگول می‌شدند؛ این دودستگی همیشه بود. بعد خواهی‌نخواهی، روز اول مهر فرامی‌رسید و باز دکمۀ روشن شدن تلویزیون را که می‌چرخاندی، آهنگ «مدرسه‌ها وا شده/ همهمه برپا شده/ با حضور بچه‌ها/ مدرسه زیبا شده» را پخش می‌کردند که آن حس رغبت را از همان اول مهری در دانش آموز ایجاد کنند و آن‌هایی که گریه کرده بودند و مادرشان از صبح در نیمکت، در کنار بچه نشسته بود، دوم مهر خودشان بروند؛ اما یاز هم با مادرشان می‌رفتند، با این تفاوت که این بار مادر در حیاط مدرسه می‌ایستاد و باز تلویزیون مجبور می‌شد که دوم و سوم مهر هم این ترانه را پخش کند که لااقل دانش آموز تا روز پنجم مهر، دست از سر کچل مادرش بردارد؛ تلویزیون تا این مادر در خانه نمی‌نشست، ول کن این ترانه نبود. بعد سرایت کرده بود به بلندگوی بوقیِ روی پشت بام مدرسه؛ ریتمش با این‌که شاد بود، ولی باز هم عده‌ای گوش‌شان بدهکار نبود و گریه می‌کردند و ول‌کن چادر مادر نبودند. حالا امروز اول مهر است و با گذشته به شدت فرق کرده است. نه تی‌وی دیگر آن حال و هوا را درست و حسابی ایجاد می‌کند و نه دانش آموزان مثالِ دانش آموزان گذشته‌اند و اثری هم از این ترانه‌ها باقی نمانده است!

علی‌ای‌حال این خاطره بازی به مناسبت این روز از ذهنم گذشت. معتقدم در لحظه قدرش را ندانستم و الان به شدت دوست دارم که باز آن ایام را تجربه کنم، اما دریغ که گذشته بر نگردد.

خیلی خالصانه و بی‌ریا و به توکل نام اعظمت:

بسم الله الرحمن الرحیم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan