حریم خصوصی

حریم خصوصی

وقت سخـن نتـرس، بگـو آن‌چـه گفتنی‌ست
شمشیــر روز معرکــه زشت است در نیــام

موضوعات

 دعوا که بالا گرفت و تُنِ صداها که بالا رفت، آرام و آهسته خودش را به پشت در رساند و گوشش را چسباند به در.

- همین که گفتم؛ مهرم حلال، جونم آزاد. آخه اینم زندگیه تو برام درست کردی! به ولای علی اگه می‌دونستم، قدم تو خونه‌ات نمی‌ذاشتم.

- خیلی هم دلت بخواد. همه آرزوی این زندگیو دارن، منتها تو خوشی زده زیرِ دلت؛ یا شایدم...

- یا شایدم چی؟... خجالت نکش بگو!

- همون؛ خوشی زده زیرِ دلت، وگرنه با وجود دو تا بچۀ قد و نیم‌قد حرف از جدا شدن و طلاق نمی‌زدی!

- اتفاقا اگه تا الان صبر کردم و باهات کنار اومدم، به خاطر وجود همین دو تا قد و نیم‌قده!

- چیه؟... کم کاری کردم؟ کم براتون کردم؟ لباس خوب تنتون نبود؟ سُفرهتون رنگارنگ نبود؟ دیگِ سرِ اجاقت خالی بود؟ چی کم داشتین؟... نه خانم، اینا همش بهانه‌اس؛ خودتم خوب می‌دونی که بهتر از من نمی‌تونی گیر بیاری... می دونی چیه؟ لیاقت تو همون ناصر، پسر هادی قصاب بود!

- خیلی...

صدای گریۀ دختر را که شنید، طاقت نیاورد و در را باز کرد.

- مینا، میلاد! شما دو تا باز دارین ادای من و پدرتون رو در میارین! بازیِ دیگه‌ای بلد نیستین؟ حالام تا بیشتر از این عصبانی نشدم زود برین سر درس و مشقتون... یالّا!

نظرات  (۵)

می بینند،یادمیگیرند،تکرار می کنند!
پاسخ:
دقیقاً...
۱۷ مهر ۹۵ ، ۱۹:۲۰ حسین مداحی
احسنتم.
واقعا هم همینطوره. میبینند. تکرار میکنند. امان از این دعواها. خدا نصیب گرگ بیابون نکنه.
پاسخ:

آمین حسین جان، آمین!

۱۷ مهر ۹۵ ، ۲۱:۵۲ فاطیما کیان
چه تصویر سازی عالی داشت این پست 
پاسخ:

لطف شماست، ممنون.

۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۳:۴۱ گمـــــــشده :)

خخخخخخ

خیلی باحال بود

پاسخ:
:)
باحال خوندی :)
چقدر جالب بود!ممنونم.
پاسخ:
قابل شما رو نداشت :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">