میرزا نوشت!

در راستای این پست، از سال 92 تا الان در رسانه‌های مختلفِ نسبتاً مجازی و حقیقی فعالیت می‌کنم و مطلب می‌نویسم. بر آن شدم تا تجربه‌ام را در اختیار شما عزیزان و خوانندگان عزیزتر از جان بگذارم.

به جان خودم و به جان این ابو اسفنج که بهترین رفیقم است و مثل برادر نداشته‌ام دوستش دارم، هر کجا هستید و هر کاری می‌کنید، کاری به وبلاگ‌تان نداشته باشید و بگذارید سرجایش باشد؛ حتی اگر شکست عشقی بخورید! (شکست عشقی انواع مختلف داره، حواستون باشه!) باور کنید دوباره برمی‌گردید؛ یا همان‌جا، یا جای دیگر و با نام دیگر.

یکی از مزیت‌های بلاگ نسبت به بلاگفا، این است که از لحاظ روانی اشخاص را شناخته؛ به همین خاطر است که تا 48 ساعت فرصت می‌دهد؛ یعنی می داند که عود می‌کنید. بلاگفا لامذهب همان موقع داشته و نداشته‌ات را به باد فنا می‌دهد.

به جان خودم که می‌خواهم دنیا نباشد، کاری به وب‌تان نداشته باشید، شاید یک نفر، فقط یک نفر عمری را پای نوشته‌های شما سر کرده باشد.

از ما گفتن، ولی باز هم خود دانید!

شنبه ۲۲ آبان ۹۵ , ۲۱:۲۵ ابو اسفنج بلاگفانی
آه میرزا. به خدا دلگیرم امروز.
نخواستم بروز بدم دلگیری امروزم رو. ولی نمیتونم. با خوندن این پست انگار آتیشم شعله ور شد.
همه حرفایی که زدی حرف منم هست.
شرمنده اگه آتیشت رو شعله ورتر کردم.
کسی که تو بیان این شیوه ی حذف رو اعمال کرده خودش قطعا بلاگر بوده میدونسته!
نفراتی که عمرشونو پای وبلاگی سر کردن گاهی لازمه به اون بلاگر بگن تا انگیزه ای بهش بدن برای موندن برای وقتایی که خسته شده به هر دلیل 
قطعاً همینطوره...
باز به جان خودم برای بعضی از بی کامنت ها که از اتفاق خوب هم می نویسن، کامنت میدم که دلسرد نشن و ادامه بدن، البته نه فقط به این خاطر، تو خود حدیث مفصل بخوان...
شنبه ۲۲ آبان ۹۵ , ۲۱:۳۲ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
عارضم به حصور انورتون که بلاگری که دست به ترکوندن وبلاگش نزنه بلاگر نیس
:/
من خودم به شخصه زورم به همین بدبخت بیچاره میرسه ولاغیر
انوری از خودتونه!
دیواری هم هست، و ایضاً مُشتی! :)
می دونید من چند تا استخون خورد کردم؟
تو این چند سال که وبلاگ دارم و یکسالش رو تو بیان بودم، دو بار تو یه لحظه و با تصمیم ناگهانی وبم رو تو بلاگفا نابود کردم. اما بیان با همین 48 ساعت فرصت دادن نمیذاره! اون جوگیری و حالت خاص میخوابه و میری لغو حذف میزنی. نمیدونم خوبه یا نه. 
شاهدش بودم متاسفانه...
قطعا خوبه؛ آدم ها آنی تصمیم می گیرند و آنی باز می گردن.
شنبه ۲۲ آبان ۹۵ , ۲۱:۳۶ ابو اسفنج بلاگفانی
مهدی هفت کله (از رفقای دوران کودکی) که الان (دوران پس از بلوغ) شده آقا سید.
یک بار از شدت عصبانیت با مشت کوبید تو دیوار و الان چند ساله که اون دست براش دست نشده.
از ما که شده ابو، بماند که دو تا از انگشت ها کجه، ولی باز هم کاراییش رو داره!
شنبه ۲۲ آبان ۹۵ , ۲۱:۴۰ ابو اسفنج بلاگفانی
البته منظورم این بود که اون دست اول نشده.
در ضمن، یادم رفت تشکر کنم بابت لطف شما توی پست به من. همیشه به عنوان یک استاد به شما افتخار کردم. ممنون.
بله، قطعا دست اول نمیشه، اما مهم کارایی هست ابو، ببین هدف اصلی رو اون عضو که به خاطرش به وجود اومده انجام میده یا نه.
تشکر لازم نیست، بی تعارف و بی شیله پیله بود.
ارادت
شنبه ۲۲ آبان ۹۵ , ۲۱:۴۲ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
:دی
نه اون خیلی دردناکه

خب کمی آروم تر! در حد خالی شدن! :)
برای شما جیغ رو تجویز می کنم ؛) سر از پنجره بیرون و فریاد... البته نه آخر شب :)
آخ گفتی !!! اصن حرف دلِ همه ـمون رو گفتی ها :))
مخلصِ افرادِ کم پیدا :)
شنبه ۲۲ آبان ۹۵ , ۲۱:۵۰ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
😶متاسفم تجویزتون کارساز نیست
من جیغ بلد نیستم:/
جیغ چیه اصن؟
ببینید الان ترکوندن وبلاگ محدودیت زمانی هم نداره
نمیدونم شاید برای هربلاگری پیش بیاد یه جایی یه اتفاقی یا نه خستگی باعث میشه پشت پا بزنه...
من خیلی تو این موقعیت بودم...
بلد نیستید؟ بنفش حتی؟ ای وای...
به نظرم ربطی به این بدبخت نداره، کمی تأمل روی کلامم :)
هعیییی میرزا جان
دل آدم پر میشه گاهی
باید سر وب خالیش کرد :)) طفلک وب
ولی همه برمیگردن! مثل خودم!
تو که نمونۀ بارزی تد :)
اصلا هرگونه بی‌خبری از کسی که روزگاری نوشته‌هاشو می‌خوندی و تک‌تک احساساتشو تصور می‌کردی ، دردناکه ؛ چه حذف باشه ، چه خداحافظی عاقلانه ، چه بی‌خبر رفتن :(
به نظر من که هر سه نوعش بی احترامی به مخاطبه. البته بالشخصه خداحافظی عاقلانه، با دلیل محکمه پسند، بی حذف مطالب رو از این ماجرا سوا می دونم.
شنبه ۲۲ آبان ۹۵ , ۲۱:۵۵ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
در کل باهاتون موافقم:)

تشکرات بابت اعلام موافقتتون در کل :)
سلامت باشید همیشه!
منم که از سال 90 فعالم میگویم : بدانید و آگاه باشید که جناب میرزا جز راست و خیر نمیگویند .. تکبیر .
دو سال به جایی بر نمی خوره :)
ممنون، الله اکبر...
من چند باری برآن شدم که کلا بزنم پودر کنم هرچی که بوده ولی واقعا دلم نیومد:( 

دل آمدن یا نیامدن، مسئله این است! :)
خدا رو شکر، ضربه که نمی زنه، بذارین پودر نشده باشه!
خواستم یک چیزی توی همین مایه ها بنویسم که دیدم شما نوشتی ... :))
البته مترسک را خیلی نمیشناختم ... ولی از 3-4 تای دیگه بدجور زخم خوردم :(

شرمنده دادا، قطعا هر گلی یه بویی دارِد علی ترینم :)
نوشته کلی بود، چون این اواخر زیاد دیدم.
بلاگرا فقط زورشون به وبلاگشون میرسه :(((
اگه یه روز خواستم وبمو بترکونم بیا یه پس گردنی بهم بزن :|
جدایی بده ...
درسته...
اتفاقا همسایه ایم، دستم راحت بهت می رسه.
میخوای لنگه کفش پرت کنی از پنجرتون اصن ؟ :دی
به نظر خیلی نزدیک میاد
شاید همین کار رو هم کردم، شما جرأت داری وب رو تعطیل کن :) حتی برای درس خوندن بنویس:
«دوستان، آباجی ها و داداها! من چند روزی نیسّم، رفتم که برم درس بوخونم.»
دقیقا...خوبه بلاگ 48 ساعت بهمون وقت میده! خیلیا بعد حذف وبلاگ پشیمون میشن...کاش هیچ وبلاگی حذف نشه...
کاش...
خالصانه و بی ریا، تولدتون مبارک!
حذف کردن هیچی، بی خبر رفتن دق میده آدم رو :(
همینکه صفحه ی وبلاگ به یه حالت خاص باقی می مونه و دیگه پستی گذاشته نمیشه و کامنتی هم جواب داده نمیشه آدم رو ذره ذره آب میکنه :'(  نمیدونم تا کی میشه دووم آورد با این حال ...
اعلام موافقت...
صبوری!
دوتا وبلاگ داشتم قبلا یکی تو بلاگفا و یکی تو پرشین بلاگ بنا به دلایلی دوتاش رو حذف کردم.اما فکر نکنم هیچ وقت بتونم بیان رو حذف کنم.
کاش دوستان هم هی نرن:((
ممنونم
یاعلی
یعنی اگه می تونستید حذف می کردین :)
مهم همون «بنا به دلائلی» ست، که من فکر می کنم اصلاً ربطی به این زبان بسته نداره :) من که هر چه گشتم، دلیل قانع کننده برای حذف وبلاگ نمی بینم.
ای کاش...
خواهش می کنم؛ یا علی مدد
دلیلش اونقدر قانع کننده بود که از سه سال خاطرات اون وبلاگ بگذرم.:(
ممنونم 
یاعلی
دیگه انشالا اون مورد پیش نیاد!
خواهش می کنم؛ علی یارتون!
یک نفری که خودشو نشون نمیده
یک نفری که چیزی نمیگه
ما عادت کردیم با سکوت و نگفتن حس قلبیمون همه چیو خراب کنیم
چه برای خودمون چه برای آدم های زندگیمون
و وقتی همه چیز تموم شد بگیم حیف
و حال اینکه نوشدارو بعد مرگ سهراب چه فایده؟
سکوت می کنم تا مفهوم دقیق کامنت شما خراب نشه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan