بخت اول یا دوم یا...؟

من همیشه معتقد بودم که قدیمی‌ها حرف‌های خوبی می‌زدند، البته هنوز هم معتقد هستم، مگر این‌که خلافش اثبات شود. خیلی از آن حرف‌ها در زندگی امروز ما خیلی‌خیلی مؤثر است، اما معصوم که نبودند و یا حرف‌شان وحی مُنزَل که نبوده.

مثلاً یکی از حرف‌هاشان این بود که: «تولد یک‌بار، ازدواج یک‌بار، مرگ هم یک‌بار!» تولد و مرگش قبول، اما هیچ‌جوره نمی‌توانم قبول کنم که ازدواج هم یک‌بار. یا می‌گویند: «بخت، فقط بخت اول!» نه عزیز، تولد و مرگش درست، ولی بخت، بخت اولش را نمی‌توانم بپذیرم.

به چه دلیل؟ چون ابراهیم به تازگی طلاق همسرش را داده بود، ولی انقدر خوش‌فکر بود و نا امید نشده بود که فی‌الفور ازدواج کرد و آن‌قدر آقا بود که وقتی برای تحقیق پیشش می‌آمدند، پشت‌سر همسر سابقش هم حرف بدی نمی‌زد که مبادا مانعی باشد برای ازدواجش. بله، ازدواج کرد و می‌گوید: «همسر جدیدم را با دنیا عوض نخواهم کرد.» پس این‌که شد بخت دوم! اگر آمدیم و بخت دوم را هم با دنیا عوض کرد که تا الان نکرده و شاد زندگی می‌کنند، می‌تواند بخت سومی برای خود برگزیند.

هر چیزی ممکن است درست باشد مگر این‌که خلافش ثابت شود. اگر گرد و خاکِ قرآن را هم با پارچه بزدایید و بخوانید، در بعضی آیه‌ها دستور تحقیق داده است. یعنی خبرها را ابتدا در موردشان تحقیق کنید و بعد باور کنید. من که این خبر «تولد یک‌بار، ازدواج یک‌بار، مرگ هم یک‌بار!» را که شنیدم به جز موارد اول و سومش که بدیهی‌ست، خبر دوم را قبول نکردم؛ به همین خاطر است که فکرهایی در سرم می‌چرخد.

يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ , ۲۳:۰۸ گمـــــــشده :)
:)))))))
کچلمون کردی با این زن دومت

خدا نکنه! شوما نباید کچل بشی، صیر کن موقع پیری :)
درسته. خیلی از حرف های قدیمی ها چرت و پرته! در عین حال که خیلی هاشون هم واقعا حرف های خوبیه.
شاعر میگه:
خدا یکی یار یکی، یکی، یکی، یکی و... .
اتفاقاً همین شاعر هم از گفتۀ قدیمی ها همین جا مدد گرفته: خدا یکی، یار یکی، دل یکی، دل دار یکی! :)
منم بهش اعتقاد دارم‌:) بشرطی که تجمع نشه توی بخت یکی یکی نه چندتا چندتا دی:
یعنی به این گفتۀ قدیمی ها اعتقاد داری یا به حرف متن؟ :)
البته بشه هم که اشکالی نداره :)
يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ , ۲۳:۱۷ پرتقالِ دیوانه
من باس با والدین شما یه صحبتی داشته باشم 
حتماً... آدرس داری؟ اگه نداری یادداشت کن :)
البته با والده، چون والدین مدت هاست که شده والده.
بخت اول چون نهد معمار کج ممکنه به دور دوم و سوم هم کشیده بشه...
نسبیه و بیشتر توی مواردی صادقه که انتخاب اول عجولانه و اشتباه بوده باشه...
بنظر نمیرسه شما شامل این دسته بندی باشید دنبال بهانه میگردید گویا! :)

مورد سوم هم در برخی موارد و استثنائات نقض شده...بودند آدمهایی که مرگ رو تجربه کرده و دوباره به دنیا بر گشتنند...
 

بله؛ ما مردا همیشه دنبال بهانه ایم :)
خب مورد سوم نقض نشدنیه خانم منصوری :) همون هم که بازگشت دوباره داشته، مرگ نبوده، تو مایه های خواب بوده، شایدم بیهوشی؛ اینجا مرگ مطلق منظوره. مرگ اینجا مرگ بی بازگشته، یعنی الیه راجعون، این مورد همینو کم داره. آخرش که چه؟ مرگ اینجا یعنی انا لله و انا الیهِ چی؟ :)
آ میرزا ! شیطون چه فکرهای توی سرت میچرخه ؟! :)
 
من که کلا به حرف قدیمی ها اعتماد ندارم! همون دو تا گزاره‌ی بدیهی را هم ممکنه خودشون درست کرده باشند! :دی
مخلص علی ترینم :) فکرای خوب خوب دادا :)
به جان خودم راست میگی، تحقیق کن دادا :)
يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ , ۲۳:۲۴ پرتقالِ دیوانه
خدا عمر بلند همراه با سلامتی به والده گرامی بده که از حضور همدیگه لذت ببرید :)
مرحمتدون زیاد پرتقال :) شاد باشی!
چه تفسیرِ جالبی داری استاد :دی
ولی من به اولیش هم اعتقاد ندارم چه برسه دومیش :| البته خب سنِ هم دخیله ها :)))
ما مخلصیم :)
اولی یعنی تولد؟ علی :|
يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ , ۲۳:۲۷ پرتقالِ دیوانه
من کاغذ خودکار آوردما
دو ساعته منتظره آدرسم
بنویس:
... :)
بازم موضوع زن دوم و بخت دوم :)

راستش به بخت دوم اعتقادی ندارم :)بشخصه ازدواج دوم رو هیچ جوره نمیتونم درک کنم -_- اصن خیلی یه جوریه :/
عشق یه بار اتفاق میفته !
جمله ی "اگر گرد و خاک قران را هم با پارچه بزدایید" عالی بود :)

بله خانم دکتر :)
والا منظورم از بخت دوم، صرفا ازدواج دوم با حضور همسر اول نیست. قدیمی میگن بخت اول، منظورشون با طلاقی هاس.
عالی نگریستید بضاعتم را :)
(شکلک تفکر!)
خوب پس این جمله کلا غلطه :| مفهومش مشکل داره O_o
نمیدونم والا :) شاید برداشت من با شما متفاوته از این جمله :)

بله، اگه شما تفکر نکنید، پس کی بکنه :)
نظر منم همینه، غلطه، البته با تفسیری که خدمتتون عرض کردم؛ با تفسیر شما که اصلا مفهوم متفاوتی پیدا می کنه.
يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ , ۲۳:۳۹ پرتقالِ دیوانه
آره نوشدم:دی
چقدر خطت خوبه! :)
منظورم جمله ی اصلی نبود :))
تفسیر شما رو گفتم البته با احترام :)
شما عبارت «با احترام» هم که نمی نوشتین، فرقی نمی کرد. من با احترام می خونم (حتی خصوصیارو) و با احترام می نویسم خانم دکتر :)
تفسیرم در واقع توضیحی بود برا شما. عرض کردم این که قدیمی ها چنین افاضه ای داشتند، در مورد کسی هست که همسرش رو طلاق داده. یعنی میگن که اگه دوباره ازدواجم بکنی، بازم همسر جدیدت، بخت اولت نمیشه.
قدیمی ها حرفاشون برای دوره خودشون خوب بوده!
خواهرم ازدواج دومش بسی موفق بوده خدا رو شکر. 
خوش اومدین
خب خداروشکر که بسی موفق بوده، مستدام باشه! دقیقاً تأیید حرف متن.
ممنون
نمیدونم چی بگم... شاید حرفتون درست باشه... درموردش فکر نکردم تا حالا...

+ پست تون رو کامل خوندم!
ممنون و متشکر :)
آقای میرزا بنده هم با نظر شما موافقم. بخت اول همیشه همراه با خوشبختی نیست. ازدواج دوم هم ایرادی ندارد البته به شرطی که نفر اولی در کار نباشد
ممنون از شما :)
خوشبخت باشین در کنار همسر!
حرفتون درسته :)

+ حرفا و راه حل هایی که دست به دست شده تا به ما  رسیده یکی از عوامل موندگاریش شاید قضیه کارکرد داشتنشون بوده :) 

+ منظورم اینه که اولا قدیمیا برخلاف تصور کُنتی خنگ نبودن ثانیا اگه این اداب غلط بود به تریج از بین میرفت به خاطر تجربه و عقل مردم :) 
البته که حرف شما درسته در این پست 
ممنون :)
بله سینه به سینه به ما رسیده و البته کارکرد هم داشته. البته با چیزایی که فرمودین آخرش نفهمیدن موافقتتون در چه حد بوده :)
دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ , ۱۲:۳۸ محمدرضا مهدیزاده
من یه جمله خوندم که (عشق مثل آبله مرغون میمونه یه بار دچار اش میشی:) ولی خب دوست داشتن قضیه اش فرق میکنه :) موفق باشید
فلسفیش کردی محمدرضا :) رفتی تو وادیه عشق و دوست داشتن :) درسته؛ سلامت باشید!
درباره‌ی غلط بودنش تقریبا موافقم ؛ یعنی به‌قول معلم ریاضی راهنماییمون ۱۰۰۰تا مثال هم که برای درستی یه گزاره بیاریم اثبات نمیشه ، اما برای نقضش یه مثال نقض هم قبوله .
ممنون که موافقین :)
راست گفت معلم ریاضی شما :)
مرگ فک کنم چندبار باشه😂
چون من یک از فامیل های دورمون مرد وقتی گزاشتنش تو سرد خونه زنده شد😂
یعنی خوش شانس تره از این تا حالا تو زندگیم ندیده بودم😂

:)
حتی تصور اینم برام ترسناکه :)
با اونجایی که شما مخالفی ما هم مخالفیم...

اما تولد یک بار... پس اینکه بعضیا میگن "دوباره متولد شدیم" چی میشه؟
ممنون از مخالفت :)
یه «انگار» هم داره قبل این عبارتشون؛ همون درستش می کنه :)
نگران نباش 
هیچکی نفهمید من موضعم باهاش چیه :)
مام سه شا می گیریم :)
من ارزش سخن رو با قدیم و جدیدش زیاد نمیسنجم ولی در مورد پست یکم مشکوک شما باید عرض کنم ، مهم آرامش و احساس خوشبختی هستش و این اگه درست انتخاب شه و پیش بره همون بار اول کافی باشه . حالا نشد تو دفعه های بعد هم میشه پیداش کرد ، پس قرار نیست هر لحظه پی بخت دوم باشید جناب میرزا عزیز :)
شما خوب کاری می کنید... مشکوک :)
یله با «اگه» که همه چیز گل و بلبله. حالا همون دفعۀ دوم که دیگه میشه همون بحث ما.
هر لحظه که نیست، گاهی آدم هوس می کنه دیگه :؛ عزیز باشید! :)
دی:ازدواج چندتا چندتا
پناه بر خدا :)
خب در صورت جدا شدن از زن اول کاملا حرف قدیمیا غلط اما اگه بخواد دوتا زن داشته باشه :///
اون دیگه یه وادیِ جدیده :)
یاد شخصی افتادم از اقوام، که همین اواخر از همسرشون جدا شدند و مجددا با فرد دیگه ای ازدواج کردند. الان که با ایشون صحبت می کنیم قشنگ حس میشه که چندین سال جوون تر شدن! خودشونم میگن من تازه بعد از سال ها دارم طعم خانم داشتن رو میچشم..
قدیمیام بعضی وقتا یه چیزایی میگن ها! :/
بفرمایید اینم مثال نقض و عینیِ ماجرا :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan