برای آنان که تفریحی نمی نویسند!

نوشته‌اند که تیتر به عنوان «قلۀ مطلب» است، حتماً بدنۀ اصلی متن هم دامنه است. اولین چیزی که مخاطب را جذب می‌کند، تیتر نوشتۀ ماست. مثالش را شاید بارها و بارها تجربه کرده‌اید. مثلاً رفتید در قسمت وبلاگ‌های به روز شده که ببینید کجا، چه خبر است و با این عنوان روبرو شده‌اید: «آموزش مسائل جنسی» اگر بگویید روی آن کلیک نکرده‌اید، دست به دامن کذب شده‌اید. بعد که بازش کردید، دیدید مثلاً تبلیغ ساعت است. این مثال برای تفهیم مطلب و اهمیت تیتر آن بود و صرفاً یک مثال بود و در مثال هم که می‌دانید، منا قش نمی‌کند. این‌که عنوان مطلب برای کلیک بسیار مهم است. هر چه‌قدر وقت روی آن بگذارید، باز هم کم است.

از خواندن نوشته‌های مختلف برایم ثابت شده که یک مطلب متوسط با یک تیتر خوب، بیشتر از یک مطلب خوب با تیتر بد یا ضعیف خوانده می‌شود. تیتر است که باید استارت کار را بزند و کشش را ایجاد کند. مطلب متوسط یا ضعیف حتی با یک تیتر درست، تا ته خوانده می‌شود. پس اگر می‌خواهید نوشته‌تان دیده شود، از تیتر سرسری نگذرید.

مقدمه مطلب بعد از تیتر مهم‌ترین قسمت مطلب به شمار می‌رود. خواننده، تیتر مطلب شما را می‌بیند، جذب آن می‌شود، کلیک می‌کند و شروع به خواندن ابتدای مطلب و مقدمۀ آن می‌کند. اگر تبلیغ ساعت و این حرف‌ها باشد که یک فحش می‌دهد و می‌بندد، ولی اگر نباشد و مطلبی باشد که مقدمه‌اش کشش لازم را داشته باشد، به احتمال زیاد خواننده تا ته مطلب می‌رود، ولی اگر مقدمه به جای جاذبه، دافعه داشت، خیال‌تان تخت که یک نفر هم مطلب شما را تا ته نمی‌خواند و بعد هم کامنت می‌گذارد: «خیلی خوب بود واقعا، دست مریزاد!»

توی دوره های آموزشی ِ خبرنگاری هم این چیزا رو بهمون میگفتن و واقعا تاثیرش رو دیدم.
قطعا مؤثره برای کسانی که عشق می کنند و قلم می زنند.
سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۸:۳۷ پرتقالِ دیوانه
آره من رو تیتر خیلی فک میکنم

منا قش نمی‌کند.

اینجا رو اشتباه تایپ کردی یا من دارم اشتباه میخونم؟
نباید باشه مناقشه نمیکنند؟
خوب کاری می کنی پرتقال؛ مستدام باشه لطفا...
شوخی بود پرتقال، شوخی :)
بنظرم بهتر بود عنوان رو میگذاشتید برای آنهایی که دوست دارند نوشته هایشان خوانده شود
و الا خیلی ها هستند که دوست دارند ینویسند و مینویسند و به خوانده شدن هم کاری ندارند
حرف شما کاملا متین دختر انار. از نظر من کسی که دوست داره بنویسه و عشق می کنه قلم بزنه، ذره ای هم که شده با جان می نویسه و از دل مایه میذاره و می دونید که هر سخن از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند که شما اینجا بخونید: «لاجرم خوانده می شود» لذا به نظرم هر دو نکته رو داره و صد البته اون کسانی که به خوانده شدن کاری ندارند، زیرمجموعه قرار می گیرند.
در ثانی قصد دارم گاهی یه همچین نکاتی رو برای کسانی که از سر تفریح نمی نویسند، پست کنم و البته با همین تیتر. ممنونم که نظر ارزشمندتون رو برام نوشتین.
خیلی خوب بود واقعا دست مریزاد!
:)
جدا از شوخی، در دنیای وبلاگ نویسی این مسائل مطرح نیست چندان!
بیشتر آنان که فکر اقتصادی دارند این مسائل را دنبال و اجرا می کنند
عمومیت نمیشه داد ولی حرفتون متین. البته همین الان می تونم براتون وب هایی مثال بزنم که از اتفاق فکر اقتصادی دارند و از طریق درست نوشتن، جذب شدند.
از این که بگذریم، درست نوشتن، برای اونهایی که فکر اقتصادی ندارند هم بسیار مفیده، چه بهتر که درست بنویسند و لذتش رو خودشون درک کنند. از کجا معلوم که نویسنده نشن.
از این هم که بگذریم، هر چیزی خوبش، خوبه یا بهترش؟ :)
سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۸:۴۱ پرتقالِ دیوانه
پ چرا درکش نمیکنم؟-_-
واس اینکه شوما نشنیده بودیند تا حالا :)
سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۸:۴۲ پرتقالِ دیوانه
اعتراف میکنم تو بلاگفا خیلی ازین کامنتای خیلی خوب بود مرسی زیاد میزاشتم اون اوایل :دی
یا از اینا که «آپم و منتظر شما» یادش بخیر! :)
قسمت دوم نوشتتون تیتر رو کاملا برام توجیه کرد
بی شک نویسنده های بیانی از نکاتی که ذیل این تیتر خواهید نوشت بهره زیادی خواهند برد متشکر از شما
ارادتمند.
سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۸:۵۵ پرتقالِ دیوانه
وای یادته؟
نابود میشدیم تا به اون همه آدم خبر بدیم
ها، پ چی چی؟ :)
دنیایی بود واس خودش پرتقال، در کمالی سادگی :)
سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۹:۰۱ پرتقالِ دیوانه
تازه من انقدر دوس موس داشتم که انقدر یه کامنت تکراری میدادم بلاگفا میگفت امکان درج پیام تبلیغاتی نیس هی مجبور میشدم عوض کنم مدل خبر دادنمو:دی
:)
از خبیدس پرتقال :)
سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۲۰:۳۱ ابو اسفنج بلاگفانی
بسیار عالی بود میرزا. بسیار عالی.
ملت مطلب مینویسن با این عنوان: «اه! کوفتِ این کادر نمیتواند خالی باشد!»
زنده باشی ابو که گل گفتی.
تیتر که خیلی مهمه!مثل تیپ و لباس واسه مطلب دیگه... 
همونطور که اول تیپ ادم دیده میشه،بعد میفهمیم افکار و عقایدش چیه و چطوره...تو یه مطلبم،تیترش چنین نقشی داره!
اصلا روایت داریم که:مطلب باید خوش تیپ باشه!:))
باریکلا! مثال خبی بود.
فقط لطفا آدرس روایت رو لطف کنید :)
خیلی قبول دارم ...
حتی فکر میکنم خیلی از فیلمهای ماندگار،بخاطر اسم هوشمندانه و متفاوتشون ماندگار شدند...یا حتی خیلی از کتابها...
ولی متاسفانه علی رغم علاقه ام به تیترها و عناوین خاص و مفهومی،هیچ استعدادی توی انتخاب تیتر مناسب ندارم و بارها شده که بعد از نوشتن یک متن و موقع انتخاب عنوان به معنای واقعی کلمه عزا میگیرم و انتخاب تیترش از نوشتن خود مطلب هم بیشتر وقت میگیره...
باید یه راهکاری وجود داشته باشه! :)

ممنون که قبول دارین :)
یا حتی خیلی از آدما.‌‌‌..
والا راهکار خاصی که نداره. همونی که خودتون فرمودین، باید زیاد وقت گذاشت. وقت گذاشت به این معنا که متنو سبک، سنگین کرد، فکر کرد، کلمه هارو بالا، پایین کرد و...
موفق باشید! :)
با اینکه تو دوره های خبرنگاری خیلی بهمون تاکید میکردن که روی تیتر خیلی فکر کنیم چون تیتر نویسیه که باعث میشه قلاب مطلب گیر کنه تو یقه ی خواننده ولی حس میکنم خیلی ضعیفم توی این زمینه
خب زیاد تمرین کنید، تیتر بزنید، پاک کنید؛ تیتر بزنید، پاک کنید، تیتر بزنید و بازم پاک کنید تا جایی که دیگه به دلتون بشینه :)
((-:واقعا برام انتخاب تیتر خیلی سخته
خب زیاد تمرین کنید، تیتر بزنید، پاک کنید؛ تیتر بزنید، پاک کنید، تا جایی که دیگه به دلتون بشینه :)
حافظه من یکم تو آدرسا ضعیف عمل میکنه...میدونین؟!:)
کندر زیاد بجوین پس :)
سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۲۳:۰۹ گمـــــــشده :)
ازین عنوانا می زنین من به خودم می گیرم
می گم باز میرزا به ما بی سوادا گیر داد
ببین می زاری یه وب داشته باشیم با خیال راحت
:دی
نفرماین، نفرماین، شما تاج سر بیان :)
چهارشنبه ۲۴ آذر ۹۵ , ۱۶:۴۳ محمدرضا مهدیزاده
واقعا تیتر معجزه میکنه :) همیشه تبلیغات و تیتر دو نکته ی جدا ناپذیر هست برای موفقیت در تمامی زمینه ها
ممنون که این نکته رو بیان کردی محمدرضا :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan