کامنت ناشناسم آرزوست!

اصفهانی جماعت همیشه پر از ایده‌های ناب بوده است. مثالش را بخواهید همین پرتقال تامسون خودمان که شاد و شنگول و پر از ایده‌های تازه است. از ایده‌هایش در مورد تیمارستان و خانه سالمندان و یتیم‌خانه و بیمارستان بگیرید تا کامنت ناشناس دادن در مورد بلاگرها و وبلاگ‌ها. البته گفته باشم، اثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند.

حالا من از ایدۀ این تامسونِ بیان الگو برمی‌دارم و فضایی فراهم می‌کنم که شما ناشناس تشریف بیاورید و هر چه دل تنگ‌تان می‌خواهد به میرزا بگویید. البته قبلش گفته باشم که این پست تماماً دارای آزادی بیان است، پس فحش هم جایز است؛ البته فحشی که من شایستگی آن را داشته باشم و مستحق آن باشم، یعنی با صفحۀ شخصی «پایت» اشتباه نگیرید. پس این شما و این هم دل تنگ شما و این هم فضایی برای خالی کردن حرف‌هایتان بر سر میرزا...

آی پی لا مشخص!

حرفی خاصی ندارم اما اگه داشتم هم احتمال داشت نگم چون میشه از IP شناسایی کرد :)
بعید می دونم، چون او تیک ناشناس همه چیز رو حل می کنه :)
چرا کامنت بعضی پست ها رو می‌بندید؟ :/
بستگی داره که اون پست کامنت خور داشته باشه یا نه. یعنی چیزی باشه که قابل کامنت باشه. بعضی مواقع هم از دیگرونه :)
من همش فکر میکنم با وجود اینکه بریم تو وبلاگا ناشناس نظر بدیم، ولی از رو آی‌پی کشف میشیم خخخخ
اینطور نیست، بر فرض هم که باشه، من قول میدم آی پی بررسی نکنم :)
فکر کنم خیلی حرف دارید ها، خالی کنید رو سرم ؛)
یه پست گذاشتیدبعضیا دنبال می کنن تا دنبال شن و نظر داشته باشن 
اگر دیدن اینطوری نشد از دنبال کردن دست برمی دارند
فکر وردم منو میگید چون اول عمومی دنبالتون می کردم بعد مخفی زدم :دی 
جالب اینکه بنظرم اول توسط شما دنبال شدم بعد کنسل کردید
هی گفتم بیام بنویسم منظورتون منم ؟ ولی چندتاپست بی قابلیت اظهارنظر بود
خلاصه الانم خواستم مثل خانم لبخند شناس نظر بذارم بعد گفتم بیخیال من که مخفی دنبال میکنم ناسلامتی :)
شما خیلی لطف دارید :)
من از اول خیلی ها رو دنبال کردم و بعد مثل شما مخفی دنبال کردم. البته بوده وبلاگایی که دنبال کردم و بعد پشیمون شدم. انشالا که شما جزئش نیستید :)
البته این تماس خصوصی بیان قابل تقدیره که کلا راه ارتباطی برای کامنت بسته هاست. در کل خوب کاری کردین که حرفتون رو زدین ؛)
باید جالب باشه،
حرفِ خاصی نیست، بعضی مواقع لابلای حرفاتون گوگل‌لازم میشم، الآن هم نفی ماعدا رو سرچ کردم ولی ربطش رو نفهمیدم!
یه‌سوال: از لحن و کلماتِ بکاربرده‌شده توسط نظردهنده به هویتش پی می‌برید دیگه؟
بله، دست تامسون درد نکنه :)
نفی ماعدا یعنی اینکه درسته اصفهانی جماعت پر از ایده های نابه، اما دلیل نمیشه که دوستای شهرهای دیگه اینطور نباشن :)
جواب: خیر :)
گفته بودم چقدر خوبی استاد ؟ :دی 
=)
تو که دیگه تابلوئی :)
خبی از خوددس :)
چند وقتیه یه چیزی میخوای به من بگی انگار "_ ولی مونده تو دلت نمیگی #_# تا کی پنهان کاری میرزا؟ تا کیییی؟ 
تا بعدی امتحانا :)
گفته بودم چقدر خوبی استاد ؟ :دی 
=)
گفتی که یه بار :)
گفتم که خودد خبی که ما را خب میبینی ؛)
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۶:۲۰ پرتقالِ دیوانه
اصن نابودِ پاراگرافِ اول شدمممممم*_____* [این شکلکا که قلب از چشمشون زده بیرون]:دییییی
تو نابودِ میرزایی تامسون :)
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۶:۲۲ پرتقالِ دیوانه
بابا دوسِتان
نگران نباشید
هیچ جوره نمیشه فهمید ناشناس کی بوده
مگر اینکه کسی تکیه کلام خاصی داشته باشه یا مدل خاصی بحرفه
من تضمین میدم شناسایی نشید :)
شما هم مگه امتحان دارید؟؟؟؟؟
ز گهواره تا گور دانش بجوی؟؟ خخخخخ
منتظرم پس !!
مگه من آدم نیستم؟ :) آره منم امتحان دارم :(
آره، همون زگهواره و اینا...
اوکی ؛)
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۶:۲۷ پرتقالِ دیوانه
آقا جملت کژتابی داشت؟:دی
چی چی داشت؟ :|
آخه گفتم درگیر زن و زندگی اید دیگه درس و دانشگاه از سرتون افتاده !!!
زن و زندگی کوجا بودس، بی خیالی اونا :)
من تا جایی که بتونم ناشناس نمیگم، مگر اینکه انتقاد تندی داشته باشم که باعث شه اون آدم از اون زمان به بعد واسه حرفی که زدم پیشم معذب شه یا دلائل اینطوری. ولی با تیک ناشناس بازم IP نمایش داده میشه :)

خب شناخت زیادی ندارم ازتون چون مدت کمی هست که با وبتون آشنا شدم.
امابه نظرم شما اینجا، توی نوشته هاتون، خودتونید. و اینکه میتونید اینطور باشید رو میپسندم. 
چیز خاص دیگه ای الان به ذهنم نمیرسه اما اگه رسید میگم :)
یعنی انتقاد تند ندارید، خالی کنید :)
دست شما درد نکنه! خیلی لطف دارین شما :)
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۶:۳۲ پرتقالِ دیوانه
کژتابی دیگه. یعنی با دو لحن میشه خوند و دو جور برداشت ازش داشت :دی
تو اون برداشت خبه رو وردار :)
الان من ایراد بگیرم جلو استادمون به متن خیلی زشته؟ ÷_÷
نه، خیلی هم قشنگه! آدمیم دیگه... آدمم که می دونین، ممکن الخطاء :)
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۶:۳۴ پرتقالِ دیوانه
خودت خواستیا:دی
پ کی خواست؟ :)
تیمارستان و بیمارستان و یتیم خانه و ....
اینا باید بینش کاما باشه نه واو
مگه نه؟
فقط بین دو تا آخری واو میخواد

./ خدایا ضایع نشم فقط!
نه، لزومی نداره، یه وقتی هست با مکث می خواین یه حرفی رو به مخاطب بگید، بله، اما شما تصور کنید من این پست رو دارم بر زبونم جاری می کنم. می خوام بدون مکث، در توضیح ایدۀ ناب بگم که اون ایده رو سریع جا بندازم. میگم: از تیمارستان و بیمارستان و خانه سالمندان و یتیم خانه بگیرید تا...
می خوام بگم بستگی داره شما خودتون چی می خواید بگید و هدفدون چیه.
نظرتون راجع به قضیه ی 88 چی هست؟!
نظری ندارم :)
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۶:۴۶ پرتقالِ دیوانه
میگم ماعدا به خودی خود یعنی چی میرزا؟
تلفظش چیه؟
ماعَدا؟ ماعِدا؟
مراجعه کن در جواب چند کامنت بالاتر :)
من رشتت رو ازت پرسیدم؟:دی
چقدرم معلوم نیست من کی ام :دی
چیزی یادم نمیاد به هر حال :/
بیا بهم بگو *_* :دی
آره، شما که دیگه خیلی ناپیدایی :)
رشتمو بیام بگم؟
من فکر میکنم فقط آدمای ترسو حرفشونو یواشکی میزنن آدمای شجاع هر حرفی که داشته باشند رو با اسم خودشون و رو در رو میگن :)
بعدشم اگر خودشونو لایق این بدونن که حرف زشت بزنن پس با همون خودِ خودشون میزنن اگرم ندونن که نمیزنن لازم به ناشناس حاضر شدن و حرف زدن نیست :)
در کل هیچ وقت خوشم نیومده که این کارو انجام بدم و قول میدم هر وقت حرفی داشتم خودم با اسم خودم بیام و با جرئت بگمش چه تعریف چه انتقاد :)
یعنی این نظریه دقیقا تو حلق ترامپ :)
این فقط از نظر من یه تلقین مثبت در تایید ایده های نابه.
شما که برا ما شناخته شدِین دختر انار مهربان :)
😒😑🤐
خب بگو من چیکار کنم؟ ؛)
آپولو هوا کن :/
اگه داشتم که همین کارو می کردم، چیزی بخواه که از پسش بر بیام :))
.. نظر داری... حالشو نداری &)
حالشو دارم، اگه نداشتم که این پستو نمیذاشتم. ولی واقعا نظری ندارم، والّا :)
آره دیگه رشتتو
جزوی اسرارس :)
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۶:۵۵ پرتقالِ دیوانه
@دختر انار
نابودم کردی اصن :دی
آمارِ اسرارِت داره میره بالا ها :دی
حسابشو دارم :دی

چند تاست تا الان؟ فقط برا اینکه یادداشت کنم :)
ناموسا چیز خاصی به ذهنم نمیرسه جز اینکه همیشه ازتون نکات نویسندگی رو یاد گرفتم و ممنونم از این بابت :) 

منم شناخته شدم دیگه :دی
مخلصم، شوما تاج سر منی :)
لطفی شماست، قابل باشیم...
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۶:۵۶ علیـ‌ تَرین :)
میرزا جوابشو نده! حوصلش سر رفته بود همینجور داشت الکی ملکی تایپ میکرد! 
تازه بی ادب هم هست! میخواست بجای آپولو یه چیز دیگه بگه من اجازه ندادم!

مخلص علی ترینم :)
آزادی بیانه دادا، بیذا بیگه :)
دقت کردی یه سره دارم کامنت میدم؟:/ 
معلومس اصن :)
ببخشید اجازه هست بنده هم الگوبرداری کنم از اینکار؟ برای وبم.
این ایده مال تامسونه، با ذکر منبعی که گذاشتم مشکلی نداره فک کنم :)
حدس میزنی این چندمین کامنتِ ناشناسم باشه خدایی؟:دی
خدایی نمی دونم :)
درون گرایی یا برون گرا
هر چی دارم درونیه، درون گرا.
پرتقال جان اگه میخونن اجازه میدن؟!
پرتقال با شوماس!
هااا از اول معلووم بود واقعا چه سوالی بود پرسیدم؟
حتی دوست نداری برونگرا باشی؟
آیا از برونگرا بودن بدی ای دیده ای؟
آیا این انصاف است؟
از کجا معلوم بود؟ :)
خب دیگه، ما از اول اینطوری بودیم دیگه...
چرا این آمارت فقط مجموع نمایش هاست؟
کم کاربرد ترین گزینه آماره اون جون تامسونتون
چرا کم کاربرد؟
الان چی رو دیگه فعال کنم که پر کاربرد باشه؟
مثلا نمایش های امروز و دیروز یا تعداد دنبال کننده گانتون
رو چشمم... اینا پر کاربردن؟
والا از نظر من که هیچ کدومشون کاربرد ندارن، یعنی مهم نیستن :)
مثلا تعدا نمایش های امروز و دیروز چه فرقی به حال مخاطبم می کنه یا مثلا تعداد دنبال کننده ها؟ :)
می دونید چی میگم؟ دردی رو دوا نمی کنن، یعنی تاثیری ندارن.
من انتقادمو کردم
هر طور میدونید
چرا اتفاقن برا بنده جالبن
دست شمام درد نکنه! :) من از هر گونه انتقادی استقبال می کنم.
خب ببینید جالب بودن یه بحث دیگس ها :)
عاشق شدی؟
صندلی داغه؟ :) یه بار ؛))
من نظریه پرداز نیستم که نظریه بدم چیزی که بنظرم درستشه رو میگم فقط :)
شما لطف داشتید همیشه به من جناب میرزا :)
شومام که همش در حالی شکسته نفسی هسین! :)
خودش نظریه ای بود واس خودش دختری انار :)
شومام همینطور... لطف شما زیاد!
من نظریه پرداز نیستم که نظریه بدم چیزی که بنظرم درستشه رو میگم فقط :)
شما لطف داشتید همیشه به من جناب میرزا :)
چرا دوبار؟ :)
بازم همون جواب.
لطف شما زیاد! برا اینکه تاکید کنم که خدا عملیش کنه.
کی(key)? هنوز هم عاشقی؟!
در عنفوان جوانی :) الان نیمی دونم عشق چی چی هس! :(
میرزا جان...
عشقی کاکو...
واقعا نمی دونم چی بگم! :) لطف داری شوما ؛)
شومام اگه مذکری عشقی دادا :)
فرشته ی دوبرابر کننده دیدگاه به وب شما هم سر زد دلیلش اینه :))
چشماتون شکسته نفس میبینه منو :)
نه به جان خودم دختر انار، شما خیلی شکسته نفسی می کنید. اون متنای قشنگ، خودش نشان می دهد از سر درون :) البته این از خبیِ شوما و تواضعیدونس که من همیشه تحسین می کنم این مسئله رو :)
حالا که فکرشو میکنم میبینم اگر ناشناس میومدم حرفمو میزدم بهتر بود اینقدر دچار خجالت زدگی نمیشدم با حرفا و تعریفای شما :))
ما که گفتیم از اول :)
ولی خب مانم چیزی جز حقیقت بر زبون جاری نیمی کنیم دختر انار :)
از قدیم گفتن حرف بزرگتر شنیدن هنر
بی هنریم دیگه چه میشه کرد :)
بازم شکست نفسی ینی؟ :|
شما از هر هنرمندی، هنرمندترین از نظر میرزا :) بی تعارف...
شما خیلی مردی همشهری:))
اصن اون تیکه ناشناسم بخوره تو سرم که قشنگ مشخصه کیم:دی!

اصفهانیا همشون خوبن:))) کور شود هرانکه نتوان دید:)
شومام نیمی دونم زنین یا مرد، اگه خانمید که خیلی خانمید همشهری، اگرم مَردین که باز خیلی شومام مردین همشهری :)
والا قشنگم مشخص نیس که کین، چون همشهری زیاد دارم تو فضا نسبتاً مجازی :)
همه جای ایران سرایی منس، آما خب یه نموره نا محسوس تایید میکونم اون آخرا کامنتا :)
اگه یه بار عاشق شدی پس چرا دو بار زن گرفتی :|
من که هنوز دوبار زن نگرفتم که، یکی موجود و دومی در راه، کی قسمت بشه خدا عالمه :) 
تاکید می کنم، هنوز دومی رو نگرفتم، اگه بگیرم می نویسم در موردش ؛)
چرا ناشناس ؟ ولی خییلی پست جالبی من باید اعتراف کنم بعضی کلمات را تو متناتون متوجه نمیشدم مخصوصا اون عربیا بعد با خودم میگفتم خب آمیرزا چی میشه فارسی بنویسید ما هم متوجه بشیم :دی  
سلام :)
چیطورین شوما؟ :)
گاهی بد نیست. خب گوگل علیه الدرود که بود، فوقش چار، پنج تا می شدس که سرچ می زدین.
اعتراف می کنم که بعضی وقتا عجیب کلمات عربی استفاده می کنم :)
سلام :) شماخوبین منم خداراشکر :) این گوگل اخه یه کلمه را به ده معنی متفاوت نشون میده :)) 
منم شکری خدا خبم :)
خب مثال بیارین تا برادون معناشو بیگم.
:-| :-| :-| :-| :-| 
در جواب یکی گفتید زن و زندگی کودومه بیخیال اونا
در جواب یکی دیگه گفتید اولی هست دومی هنوز نیومده تو راهه
وات د فااااز جناب؟
فاز مشخصه :)
«زن و زندگی کدومه» رو «بی خیالی اونا» درستش می کنه و توضیحش میده، زن و زندگی کدومه یعنی وقتی بحث درس و دانشگاه میاد وسط، اونا کین دیگه (البته شوخیه) در جواب دومی هم که واضح سخن به میون اومده، فازم مشخص شد؟ :)
از جناب گفتنتون جنسیت مشخص شد ؛)
اگه معنیشونا پیدا نمیکردم که دیوونه میشدم تا الان ممنون 
خب، این حس شوما قابلی تقدیرس :) خواهش میکونم.
همسر گرامی هم اینجا رو میخونن؟
خب مشخص بشه. که چی؟
بله می خونن.
همینطوری گفتم. یعنی با اینکه ناشناسه، ولی خب جنسیت که درش مشخص نیست، مگر چند تیکه کلام که ممکنه مشخصش کنه.
در کل ممنونم که حرفتون رو می زنید :)
گفته بودم چقدر خوبی استاد ؟ :دی
=)
پدر مارو تو درآوردی :))
گفته بودی، خبی از خوددس ؛))
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۹:۱۵ پرتقالِ دیوانه
چه پیگیرن ملت :دی
پیگیری چی چی :)
راسی خانومی لبخند اون بالا صداد زد.
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۹:۲۱ پرتقالِ دیوانه
پیگیر بحث عشق و عاشقی و زن اول و دوم و این حرفا :دی
رو نکرده بودی عاشقم شدیا:دی 
وای من جان میدم زیر پست ناشناسا بسکی حس فضولیم تحریک میشه -_-
آره مرسی گفتی :)
رفتم تو وبش جوابشو دادم
خابالا :)
خب کاری کردی.
جدی گفته بودم؟:دی
=)
خداییش نمی دونم مال کدوم جوابه، همه ناشناسن و منم یادم رفت که کدومو گفته بودی؟ :)
عه نشناختین من کدوم همشهری ام؟
فک کردم فقط به من میگین.
خاب بگذریم.
جدنی قصددارین زن دوم رو بگیرین؟:دی!
نه والّا :)
تا حدودی حدس زدم با جملۀ دوم :)
ها، قصد دارم ؛))
همین که چقدر خوبی استاد:دی
ها، گفته بودی :) هم تو کامنتای بالا و هم ابراز علاقه و صحبت های دو طرفه تو تلگ ؛)
بازم خبی از خوددس...
ها نه دیگه من اون نبودم کلا گولت زدم :دی
بی خیال :)
صد بار دیگم میگم که خودد خبی که اینجوری اطراف رو می نگری دادا.
باور نمیکنی اون سومی اون دو تا اولی نبود؟:دی
باور می کنم :)
خب طوری نیست:)

مبارکات فروان:)
طوری که نیست، اما هنوز خبری نشدس :)
متشکرم :) ولی بذارید وقتی که شد، فعلا اولی هنوز یه مقدار ته ته دلش راضی نیست ؛) اوکی رو داده ها، اما این پا، اون پا می کنه :)
27 ـُمین ^^
واقعاً دس شوما درد نکوند! :)
راضی ای ازم؟
نمی دونم، باید شناس بیای تا بگم :)
تیک ناشناس و نزدم:///
😂😂😂😂😂😂😂😂😂
تاییدش نکنید بی زحمت
باشد، تأییدش نکردم :)
که اینطور ...
من کی ام ؟
چیزی به ذهنم نمیرسه که بخوام بگم

بله :)
نمی دونم :)
قرار نیست به ذهن برسه، یعنی حتما که نباید چیزی باشه، اگه چیزی هست و در حالت عادی نشدس منظوری پستس :)
شناخت من خیلی آسونه
برا من که سخته.
دام مبخواست زود تر بیام بنویسم : حسین امروز بریم بوستان فوتبال؟ خخخخ
چیطو شدس؟ :)
ما که با شما از این حرفا نداریم میرزا.
شما که تاج سر من هستی حسین.
من مخلصم.
صفای شما حسین آقا.
پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۲۳:۰۱ گمـــــــشده :)
اگر قصد این پست انتقاده هنوز خیلی زوده برای انتقاد.
آرشیوتون به حدی نرسیده که بشه نقد کرد.
صندلی داغ هم که نیست داغتون کنیم
ولی چرا اینقدر رو زن دوم کار می کنید/؟ (یعنی یه جوری در موردش می نویسید که انگار مایلید توی جامعه طبیعی باشه این کار)
در واقع اگه قرار باشه یه روز شما رو یادم بیاد این طوری یادم میاد:کسی که دوست داشت گرفتن زن دوم یه امر عادی باشه تو جامعه

اون وقت حدش چقدره؟ همش همینه، تغییری به اون صورت نداره :)
والا بازم من که حرف از زن دوم می زنم :) قرآن که حرف از چهارتاش می زنه :)
وا!... حالا نمیشه شما جور دیگه مارو یاددون بیاد؟ :) رجوع کن به خط دوم همین جواب :-)
اون قضیه زن دوم راست بود خدایی؟؟؟؟
راستس! :-)
سلام سلام
خیلی خوبید...خیلیییییی..هم خودتون هم وبتون
جزو سه وبلاگ برتری که من قلمشون رو از ته دل دوست دارم و وقتی میخونم کیف می کنم :))
سلام سلام :)
خبی از خوددونس، وبم همینو گفت :)
این لطف شوما را می رسونه، لطفدون کم نشه! ؛-)
جمعه ۱۰ دی ۹۵ , ۰۰:۰۸ گمـــــــشده :)
:))))))
جواب دندان شکنی بود ولی خب راستش انگار یه جوری دارین رو مخ ملت کار می کنین که واقعا جا بیفته
یعنی مشتاقم بدونم هدف از نوشتن این متن ها فقط نوشتن یه تفکر شخصیه/؟
البته کاری به اصل قضیه ندارما. یعنی بحثم موافقت یا مخالفت با اصل عمل نیست. چون همچین موردی طبق گفته همون قرآن در بعضی موقعیت ها جایزه ولی در بعضی موقعیت ها نه واقعا
:-)
نه والّا... من که زیاد در موردش ننوشتم که، یه مروری بکنید، حالا شاید با هی تکرار کردن شما، همه بخوان ببینن جریان از چه قراره، این دیگه دست من نیست :)
شما به مرگ مؤلف اعتقاد دارین؟... همونه ؛)
اووووه...چه همه کامنت:)
منم یه روز که دوباره وبلاگمو راه انداختم، شاید این کارو کردم:)
خوب کاری بود، اما کلاً بعد از ظهرم رو به فنا رفت :) دست دوستان درد نکنه! :-)
راه بندازین وب رو، منتظریم مطالب خوبتون رو بخونیم.
محمدرضا بیا منو از تو خونه جمع کن! خخخخ. افتادم دارم میپوسم. تو میگی بریم فوتبال؟ بریم بوستان ولی فوتبال نه. حسش نیست. بریم قدم زدن و تخمه شکستن. بعدشم یه سر بزنیم موسسه جلسۀ نقد شعر.
(شرمنده میرزا. حرف زد. جوابشو ندم بهش برمیخوره.)
پس حکمتش این بود :)
این چه حرفیه! دشمنت شرمنده باشه رفیق!
من که کامنتمو دادم الانم با یه لبخند پت و پهن دارم به جوابتون نگا می کنم :))))
اگه اینجوره که خیلی برای من خوشحال کنندس :)
جمعه ۱۰ دی ۹۵ , ۰۹:۳۴ ❤منتـــظر المهدی۳۱۳❤
ان شاءالله موفق وسلامت باشید
متقابلا آرزوی من برای شما.
اشتباه نگرفتم ولی اگر یادت نمیاد که...
نه، متوجه شدم. خوشحالم از زیارت دوبارۀ شما :)
جمعه ۱۰ دی ۹۵ , ۲۱:۵۹ الف_لام _ناز :)
باید بگم که یکی از انگیزه های نوشتن من خوندن نوشته های شوماست!
هرچند دیر یا با عجله ! :)
نظری لطفدونس شوما :)
قلمدون به هر سبکی، چرخش برادون بچرخه! :)
جمعه ۱۰ دی ۹۵ , ۲۲:۰۵ الف_لام _ناز :)
تا میتونم حرف حق رو میزنم :)

بله بله ما باشوما این حرفارو نداریم ! :دی
شوما خب کاری میکونین، اصش شمشیر روزی معرکه زشتس در نیام :)
لطفدون کم نشه!
در راستای پست (خوابیدن با طعم نمک زندگی ) که خیلی هم دلنشین و خوشمزه نوشته بودید باید عرض کنم .، شب خوابی های قناری معدن عزیز در ماشین وقتهایی اتفاق می افتد که بنده منزل نیستم و ایشان از زور تنهایی پناه می برن به خوابیدن در ماشین:)) وگرنه شیرین حضور امیرفربد جانم از نمک زندگی ما بسیار کاسته خوشبختانه:))
مستدام و پیروز جناب میرزا
سلام، احوال شما؟
بله بله، در جریان هستم. خود پست محمدرضا گویای مطلب بود :)
از ابتدای متن از نمک زندگی خودم نوشتم و بعد رسیدم به محمدرضا :) ازاونجا به بعدش دو تا چیز در پست محمدرضا خوشحالم کرد، یکی اینکه مثل من تو ماشین خوابش می بره و از این جهت باهاش همزات پنداری کردم، دیگه اینکه راهکاری رو به سبک شیرین نوشته هاش ارائه داده بود که این رو ما برداشت کردیم :) و الا محمدرضا انقدر خوبه که حتی از نوشته هاشم پیداست و صد البته چنین آدم بزرگی، صد در صد شیرینی زندگیش (امیر فربد عزیز) که خدا حفظش کنه، دیگه اون نمکه رو پس زده و البته واقفید که پشت هر مرد موفقی، یه کدبانوی بزرگ هست :)
زندگی شیرینتون روز به روز شیرین تر!
سلام ما رو هم ابلاغ بفرمایید :)
شنبه ۱۱ دی ۹۵ , ۱۷:۴۵ محمدرضا مهدیزاده
باشه حسین جمعه بریم یعنی (آخه گفتی نقدشعر) خخخخ صرفاً جهت مزاح بود :) سلام میرزا جان :)
موفق باشید
:-) سلام محمدرضا
متوجه شدم، ممنون دوست خوبم :-)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan