دل‌خوش از آنیم که حج می‌رویم!

به دعوت علی‌ترینم که به جان ریشم _که این روزها دقیق می‌شود بافت‌شان_ هم‌تراز با حسین مداحی و «تد» دوستش می‌دارم، چند عدد دل‌خوشی‌های زندگی‌ام را به منصۀ ظهور می‌رسانم، باشد که مقبول ایزد منان قرار بگیرد. دل‌خوشی‌های زندگی من انگشت‌شمارند، البته برای کسانی که بیست انگشت دارند. پس این شما و این هم دل‌خوشی‌های میرزا:

1) ریش بلندم؛ تا حدی که دغدغۀ این رو داشته باشم که امشب بذارمش زیر پتو یا روی پتو؛

2) پیاده‌روی از میدان انقلاب تا چهارراه تختی؛

3) پیاده‌روی از این طرف سی‌و سه‌پل و پل‌خواجو تا اون‌طرف این دو پل؛

4) قلم، کاغذ، نوشتن؛

5) رفتن به سینما، اونم روزی که نیم‌بهاست :)

6) خوابیدن در مینی‌بوس؛

7) مسافر کوچولویی که چیزی به رسیدنش نمونده؛

8) نشستن روی سکوهای بشکه‌ای شکل پارک هشت‌بهشت و آب هویج، بستنی خوردن با لیوانش، نه نی، جوری که یه مقداریش به عنوان یادگاری بمونه تو ریشم؛

9) شیرموز خوردن فقط در مغازۀ اولی میدان‌امام؛  

10) بریون خوردن در کبابی شمشاد (شمشاد سابق) البته دومی، چون هر دو نوشتن شمشاد سابق؛

11) گشت زدن در کتاب فروشی‌های آمادگاه و کتاب دیدن (نه خریدن!)

12) دیدن چندبارۀ فیلم‌های هیچکاک؛

13) نوشتن داستان کوتاه؛

چند تایی هم به روایت تصویر تقدیم‌تان می‌کنم:

14) یادگاری از طرف یک عزیز است.

15) خوردن چای توی این استکان با یک قند؛

و اگر نشد، توی این لیوان با دو قند، چون قند زیادیش ضرر داره.

16) ال‌ای‌دی 42 اینچم که قربونش برم دو تا کار انجام میده، هم نقش مانیتور رو داره و هم تی‌وی؛

17) قلکی که ننه از شهرضا برام اورده، روشم آیه داره که نتونم بشکنمش؛

18) تخمه خوردن با جاش، نه توی کاسه، در حین دیدن فیلم و سریال، پوسته‌هاشم باید حتماً توی این بشقاب ریخته بشه.

19) پفک نمکی فقط باید «مینو» باشه و لاغیر، تازه تبلیغم کردم.

20) کتاب زیر که معلومه در مورد چیه، اونم برای همسر دوم؛

باشد که مقبول حق‌تعالی قرار بگیرد، آمین!

+ عنوان چه ربطی داشت؟ چون توش «دل‌خوشی» داشت گذاشتم :)

+ تشکر از دوستانی که در نبود ما، سراغی از ما گرفتن، اونم تشکری از نوع صمیمانه :)

عالی بودن میرزا : ))
خیلی باحال بودن!
مخلصم تد :)
خوش بحالت :) 
خوش باشی! :)
عنوان:دی
میگم اگ یروز پاشی ببینی ریش بی ریش؟!چیکار میکنی؟
عه:))موبارکه^^_^پدر میشید دیگه؟
اسمشو چی میزارید؟!
+بیخیال اخری بشی نمیرم چوقولیتو پیش همسرت بکنم:دی
:)
از خونه بیرون نمیرم تا دوباره در بیاد :)
:))
اسمش جزوی اسرارس بهار منتقد :)
+خودش می دونه :)
و بعد از مدت‌ها سلام! :)
خیلی جالب بود که بعضی‌ها رو به‌روایت تصویر گفتین.
عنوان‌تون هم جالب بود، اصلا کلا خیلی جالب بود :)
پیشاپیش اومدن مسافر کوچولوی مذکور در شماره‌ی ۷ رو هم تبریک میگم:)
و بعد از مدتی علیکم السلام :)
ممنون :)
سلام ما رو هم به امام رضا برسونید :)
شنبه ۲۵ دی ۹۵ , ۱۸:۳۵ روح‌الله (در دستان لرزان باد)
چقدر با هم مشترکیم توی دلخوشی‌ها مخصوصاً مورد ریش :)
سلام :)
این اشتراک رو دوست دارم :)
خیلی جالب بود این چالش طور برام:)
هر چند شما کسی رو دعوت نکردین ولی من خودم خودم رو به این چالش دعوت میکنم:)
:)
آخه خیلی ازش گذشته دیگه، ولی خبه، حتما بنویسید :)
سپاس
شماره پنجو شدیدا موافقم:))))
من بستنی سنتیای اون مغازه اولیۀ میدون امامو دوست دارم...همونا که با جاش میخورنش:دی
ممنونم که شدیدا موافقید، چون اکثر فیلما اون بهای دوم براشون اضافی ان، بماند که بهای اول رو هم دل خوش کنک میدیم :)
نوش جونت! :) بستنی کاسه ای ها :)
نامردیه همش خوراکی بود.
خب دل خوشی ان دیگه :)
همش خوراکی هست که مثلا نمیشه هر روز بریون خورد که، شیر موز و هویج بستنی اما میشه :) بماند که اونم هر روزی نیست :)
شنبه ۲۵ دی ۹۵ , ۲۰:۱۶ شازده کوچولو
اولاً که ممنون!

ثانیاً که سلام. (مثل این که جاهاشون اشتباه شد!)

ثالثاً که چقدر خوب که برگشتید... منتظر بودیم و دلتنگ! :)

رابعاً که گویا واجب شد من هم یه لیستی تهیه کنم... کار جالبیه!

خامساً که معلومه خیلی به گردش علاقه دارید! اکثر دلخوشی‌هایی که نوشتید مربوط به خارج از خونه‌ست.. نه؟

و نهایتاً سادساً که خداحافظ! :)
سلام :)
تهیه کنید، تهیه کنید که بدک نیست :)
گردش که نه، بیشتر پیاده روی، خب یکی از ملزومات نوشتنه :)
به امید دیدار :)
شنبه ۲۵ دی ۹۵ , ۲۰:۳۹ پرتقالِ دیوانه
2 و 3 و 8 و 11 : یادم باشه وقتی دارم ازین جاها رد میشم دنبال یه ریشی بگردم که دست و پا درآورده :دی از اتفاق خیلی هم عبور میکنم ازین جاها خلاصه حواستو جمع کن :دی

7 : ای جان مبااارکه*___*

چقدر قلکت خوشکله*___* دلم خواست منم یه قلک داشته باشم :(

18 و 19 : در واقع اگه اینا میتونستن آدم بشن حتما همسر. سوم و چهارمت میشدن :دی

20 : حالا فقط همین یکی رو نخون! کلی کتابِ به درد بخور و مفید دیگه هم هست در این باره :دی
بگرد که جوینده یابنده است :)
سلامت! :)
18 و 19: ها والّا :)
در جوار اوناست دیگه :)
شنبه ۲۵ دی ۹۵ , ۲۱:۴۰ گمـــــــشده :)
چه جالب بود با عکس گذاشتین
++ما می دونستیم امتحان دارین احوال نپرسیدیم مزاحم نشیم
:دی
:)
شما از بزرگوارانید :)
بالاخره که باید اسمشو فاش کنی...:))
پیشنهاد اسم بدم؟:)))
کجا باید فاش کنم؟ :)
اسمش انتخاب شده، خیلی خیلی متشکرم :)
چایی و تخمه و پفک! وای وای ^_^

:: من همش شما رو بدون ریش تصور می کردم! الان تصورات من از هم پاشید :)))

:: نی نی! مسافر کوچولو! مسافر کوچولوی شماست؟ :)) مبارکه ^_^
چرا وای وای؟ :) جوری گفتین وای وای، انگار صحبت از هروئین و تریاک و کراک به میون اومده! :) فقط تخمه و پفک و چاییه، همین ؛)
:: نه، دست به تصوراتتون نزنید، فقط یه مقدار ریش بچسبونید رو صورتم :)
:: :) سلامت! :))
لطف شما مستدام میرزا.
مخلص حسین آقای گل.
:))
لااقل میتونید بگید. که میرززا زاده دخترره یا پسر؟!
امضا:«کنجککاو»:دی
: ))
جزوی فرزندانی ذکور بهار منتقد :)
نه دیگه! به اون شکلک بعد از وای وای دقت کنین می بینین این وای وای ینی دلم خواست! یعنی عالیه...یعنی به به :)))

:: چشم :))

:: وای چه عالی! ^_^ خیلی خوشحال شدم جدا...ایشالله خبر به دنیا اومدنش رو بدین و ما کلــــــــــی ذوق کنیم از بابا شدن میرزامون ^_^
جدی؟ یعنی تو این شکلک این حرف بود؟ :) خب در این جور مواقع با شکلک کار حل نمیشه، باید می نوشتین: «چایی و تخمه و پفک، واااااااااااااااااااای :)» اینجوری کار حل می شد ؛)
:: چشمتون بی بلا!
:: لطف شما کم نشه، ممنون :))
18 و8 و19 را خیییییییییییییلی موافقم :))) قدم اون کوچولو هم مباارک باشه انشاالله :) 
حالا 18 و 19 یه چیزی، اما در مورد 8، ریشش رو چیکار می کنید؟ :)
بدون ریش نمیشه ؟
خیر :) باید آب هویج و بستنی بریزه بهش :)
:)))
شکست نفسی نفرمایین
کجا؟ :)
پس از این به بعد رعایت خواهم کرد :)) آخه این شکلک ^_^ ، شکلکِ ذوق کردنه :)

قربان شما. چاکرم :))
حتماً... کلمات و شکلک ها لحن رو نشون نمیدن، باید به دنبال واژۀ مناسب بگردید، البته از نوشته ها معلومه که می دونید قصه چیه :)
صفای شما، ارادتمند :)
پیاده روی، پفک نمکی،چایی، گشت زدن توی کتاب فروشی، نفس کشیدنِ بویِ ورقایِ نویِ کتاب، قلم، کاغذ و نوشتن
میفرماد:
زندگی هنوز خوشگلیاشو داره :)
چقدر این کامنت به من چسبید دختر انار :) روزگارتون بر وفق مراد! :)
خدارو شکر. گمونم چون از دل برآمده بود بر دل نشست :)
همچنین، روز و روزگارتون آروم :)
حتماً همینطوره :)
بسیار جالب بود یاد دوران جوونی خودم افتادم
ضمنا دنبال شدی
موفق باشی
تخمه و پفک زیادی هم هوب نیس جایگزین پیدا کنی براش بهتره 
همینکه سهمی در این یادآوری داشتم خدا رو شکر :)
لطف کردین.
سلامت باشی!
جایگزین، سیگار خوبه؟ :)
اون بوی ورقه های نو کتابا واقعا منم دوست دارم ^_^ یه گونی کتاب بخرم همه کتابایی که هی دلم خواسته بخرم ولی امتحانات و کنکور نذاشته بعد همشونا تو یه روز بخونم ^_^ چایم گفتم ؟ نگفتم ؟با بابا دوتایی بدون اطلاع مامان بریم اب هویج بستنی بخوریم ( البته اکثرا بابام بدون مامانم قبول نمیکنه :// ) قدم زدن رو سی وسه پل البته زمانی که اب داشت :// رو پل باغبهادران خودمون الان چون اب داره (دلدون بسوزه ) کوه نوردی رو کوه جلوی خونمون البته سرد باشه بیشتر کیف میده اتیش روشن میکنیم ^_^  (ای ام حسود نظر دختر انارا دیدم دلم خواست منم بگم ) + اونایی که قبلا گفتم 
یکی دیگه هم شدیدا دوست دارم خیییییییلی حرف زدن با بچه ها ^_^
خدا پدر و مادردونا حفظ کنه برادون! تو کنکورم موفق باشید!
حالا اون دلدون بسوزه رو هم نمی نوشتین، به جایی بر نمی خورد :)
:))
شنبه ۲ بهمن ۹۵ , ۰۰:۰۶ محمدرضا مهدیزاده
پیاده روی عجیب دلخوشی ای هس :))) انشااء... سالم باشیم که این دلخوشی همراه مون باشه :))) بعضی وقتا تنها چیزی که آدم و خالی میکنه پیاده روی هس :)
واقعاً عالیه. انشالا سالم باشی!
دقیقاً...
بازم ممنون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan