استفادۀ درست از علائم نگارشی‌ام آرزوست! (2)

«علامت تعجب اسمش روشه دادا، علامت تعجبه دیگه!» خیر. علامت تعجب فقط و فقط و فقط برای تعجب نیست؛ یعنی حتماً لازم نیست موقعی استفاده شود که به شما بگویند: «رشیدپور امروز در حین اجرای پخش زنده یهو غش کرده!» و شما هم بگویید: «جدی!»، بلکه در موارد زیر به مدد ما می‌آید؛ البته اگر راه را برایش باز کنید:

در حالت تعجب:

بعضی از بلاگرها چه خوب می‌نویسند!

در حالت شگفتی:

احسنت به خاتون گیس گلابتون!

در حالت نهی:

میازار موری که دانه‌کش است!

در حالت تحسین:

حقا که مهشید، دختر انار، کازیمو، حریر، تد، حسین، علی‌ترین، هم‌ولایتی امام هشتم، خانم لبخند، شازده و... خوب می‌نویسند!

در حالت خطاب:

خانم دکتر!

پوکر فیس!

پرتقال!

بهار منتقد!

خانم غلامی!

پری دریایی!

حضار گرامی!

در حالت نفرین:

الهی خیر نبینی!

در حالت دعا:

عاقبت بخیر باشید!

در حالت تحقیر:

«بیشین سری جات!»

در حالت تأسف:

افسوس که مردم راه را باز نکردند!

در حالت استهزاء:

«عید اومد و ما لختیم، هر چی به بابا گفتیم...!»

در حالت تأکید:

گمشده! بدان و آگاه باش!

در حالت هشدار:

پیچ خطرناک!

به جان خودم علامت تعجب هم مثل بقیۀ علامت‌های نگارشی، به کلمه قبل از خود می‌چسبد، بعد فاصله و بعد کلمۀ بعدی.

یکی از علامت‌های من درآوردی که به اشتباه استفاده می‌شود، کاربرد علامت تعجب میان دو پرانتز است (!)؛ این چیز دیگری‌ست که در جای خود خواهم گفت.

به امید این‌که یادداشت‌های قشنگ‌تان، هر روز شیک‌تر از دیروز باشد.

چهارشنبه ۶ بهمن ۹۵ , ۲۱:۲۶ محمدرضا مهدیزاده
خیلی ممنون میرزا جان :)
موفق باشید
صفای تو محمدرضا :)
سلامت باشی!
شما نویسنده ای چیزی هستید؟
واقعا زیبا مینویسید
ممنون 
به وب منم سر بزنید.
خوش اومدی!
مخلص.
به چَشم.
مثال‌هاتونم لبخند به لب آدم میاره جناب میرزا :)
ضمن تشکر و قدردانی از این پست بسیار کاربردی یه‌سوال هم داشتم؛
لبخند رو هم باید مثل علائم نگارشی استفاده کنیم؟ و اگه قبل از بستن پرانتز باشه، باید بینشون فاصله بذاریم؟
شاد باشی هم ولایتی امام هشتم! :)
منظور از لبخند چیه؟
اصولا یه علامت همه کاره است:)!
خا حفظش کنه!
یاعلی
بله، خدا نگهدارش باشه! :)
یا علی مدد
ممنون، شما هم کلا شاد و حس‌خوب پراکننده باشید همیشه :)
ایشون⇦ :)
پرا کننده رو نفهمیدم یعنی چی، اما اشکال نداره :) خوش باشید! ؛)
ایشون جایگاهی در نوشته ندارند متأسفانه :)
عجب مثال هایی!

حالا بگید جمله ی بالا من، کدوم یک از حالت هایی که شما مثال زدید بود؟!
عکس نبود نمی شناختم! ؛)
گزینۀ اول :)
حالا شما بگید که اون علامت تعجبی که آخر سؤالتون بود، جایگاهش درست بود؟
چه جالب . نمیدونستم خیلی ها رو
جالب دیدگاه شماس.
تبارک الله میرزا!
التماس دعای شدید!
مخلصم حسین جان
همون دعای تو متن در حقت مستجاب!
خیر جنابِ میرزا... حالتِ دوم بود!

اتفاقاً منتظر بودم همین رو بگید... عادت شده برام...
حواستون به واژۀ «عجب» باشه :)
کمپ، ترک :))
بسیار مشتاق قسمت بعدی هستیم دی:
چون من از علامت(!) خیلی استفاده میکنم -_-

و دیگه اینکه خیلی پست جالبی بود :)
تشکر و اینا...
به چشم خانم دکتر :)
جالب نگاه طبیب گونۀ شماست :)
خواهش می کنم.
خعلی ازش بدم میاد =| هیچوقتم ازش استفاده نمیکنم. احساس میکنم توی جمله تاثیر منفی میذاره. یه جوریه که میگن یه استندآپ کمدین هیچوقت به کمدی هاش موقع اجرا نمیخنده. جمله تعجبی علامت تعجبی؟ از لحاظ ادبی و زبانی بی شک غلطه اما من واقعا حس میکنم نمک جمله رو از بین میبره و خودمانی ترش این که لوس میکنه جمله رو :)
ایتس مای آپینیِن آف کورس =]
دوست باشید باهاش :) کلا تنها ابزار نویسنده هاس برای انتقال مفهوم.
من هنوز منتظر توضیح علامت تعجب میان دو پرانتزم! البته از وقتی که گفتید رعایت می کنم، ولی توی کتابهای چندتا از نویسنده های معروف دیدمش. غلط مصطلحه گویا. نه؟
به چشم.
من جایی ندیدم تا الان، حتی در کتابهای نگارشی هم بحثی در موردش نیست.
نویسنده های معروف هم آدمن و ممکن الخطاء :) احتمالاً اینطوره.
تغییر هویت دادیم جنابِ میرزا :)
بعضی مواقع لازمس :)
خخخ، عذرخواهم از بکار بردن این کلمه‌ی من‌در‌آوردی.
 یعنی کسی که حس خوب پراکنده می‌کند.
چه‌خوب، پس هرجور دوست داشتم باهاش رفتار کنم؟:دی
مفهوم رو دریافت کردم، شوخی بود :)
میگم جایگاهی در نوشته نداره، جاش در چهرۀ شماست :)
البته که آدمن و ممکن (ممکن بود؟) الخطاء. ما هم که به شما اعتماد تام داریم و رعایت می کنیم. :)
ولی خب محض نمونه بخوام بگم؛ در کتابهای دو عدد جلال، یکی آل احمد و یکی رفیع چندباری دیدم این حرکت ناشایست رو!
غلط رایجش «جایز الخطاء» بود. اما ما مجاز به خطا نیستیم؛ یعنی فطرتاً برای خودمون جایز نمی دونیم، اما ممکنه خطا کنیم. پس میشه: «ممکن الخطاء»
منظور من کتاب های نگارشی بود، اما در کتاب جلال اول من خودم ندیدم تا الان مگه اینکه چاپ مجدد باشه. بعید نیست.
مدیونی اگه فک کنی از اول تا اخر دنبال اسم خودم گشتم
:)))))))))
هیچ وقت کارکرد علامت تعجب رو یادنگرفتم. فقط هرجا هیچ علامتی جاش نباشه یه !می زارم
:)))
:))))))))))
شما هر کار دوست داشتی بکن :)
میگم میرزا ولی «بعضی بلاگرها چه خوب می نویسند!» که تعجب نداره! عادیه. همه ی بلاگرها خوب می نویسند، فقط بعضی ها خوب تر می نویسند. :)
تعجب این جمله مال اینه: «بعضی ها خوب تر می نویسند!» که در تقدیرش نهفته :)
من علامت تعجب بین دو پرانتز را بیشتر در یادداشت‌های روزنامه‌ی فخیمه‌ی کیهان (دام ضلّه) دیده‌ام، جای دیگر نوچ. 
البته قاعده‌ی نگارش ما آدابی دارد که قرارداد و جعل خود ماست، شما حتی اگر دو صد مطلب دیگر نیز بنویسید مخلصت همان مرامِ غلط‌نمای خود را ادامه می‌دهد. کار از آگاهی گذشته میرزای جان، حتی خودآگاهی نیز مشکلی را از خوی غیر منعطف مخلصت حل نمی‌کند. گرهی را باز نمی‌کند، حتی شل. انسان با تمام وجود به این خودآگاهی رسیده که سیگار مضر است اما باز هم می‌کشد، شب و روز می‌کشد. ما نیز همان طریق ضاله‌ی قرار دادن علامت تعجب بعد از علامت سؤال را پی می‌گیریم و ادامه می‌دهیم. میرزا همچنان می‌نویسد و ما همچنان ادامه می‌دهیم. پست‌های جناب میرزا را شب و روز می‌خوانیم و ادامه می‌دهیم. میرزا خسته می‌شود، قلم را بر کاغذ رها می‌کند و صحنه را ترک می‌کند... و ما باز ادامه می‌دهیم. ما همان خستگی‌ناپذیران عرصه‌ی کج‌نویسی و کژنگاری و ناراست‌انگاری. کژیم میرزا... کژ و خمیده و شکسته. امیدی هست؟! 
درسته.
کازیمو! عجب استدلالی! :)
با این استدلال، باب علم، دانش، کتاب نوشتن، وبلاگ نویسی و خیلی مسائل مهم دیگه بسته میشه. ما یک گفتن داریم و یک ساکت ماندن. خب طبیعتا و قاعدتا با سکوت هیچ چیزی درست نمیشه، درسته؟ خب، می مونه یک گفتن. کازیمو! کسی که می نویسه، به امید یک نفره حتی و دل خوش به اون. میگه کازیمو، میگه و ساکت نمی مونه. البته من کلی میگم، چیزی که اینجا مطرح شده که یه چیز سادس.
این استدلال تعمیم بود، درسته؟ :) چون اگه یه نگاهی به نظرات بندازی، استثناء هست همیشه.
یعنی شما وقتی میگید سیگار ضرر داره، احتمالش هست که یک نفر قبول کنه و این احتمال وجود داره و غیر قابل انکاره؛ یعنی نمیشه قسم حضرت عباس خورد که هیچ کسی قبول نمی کنه و کار خودش رو می کنه. حتی به گذشته و به تاریخ هم که گذری داشته باشیم، وقتی فرمودن: امت! اسلام کامل ترین دینه، درسته که خیلی ها گوش نکردن، اما مسلمون نداریم؟ توجه داشته باش که همون موقع هم تعداد کمی قبول کردند، اما مهم اینه که تعدادی، قبول کردند. خلاصه که مثال بود و در مثال هم...
هر کجا رو اشتباه گفتم بگو :)
میرزای جان، عذرخواهی مخلصت را بپذیر که نابلدی‌اش در نوشتن موجب شد که شما زمانی را به قدر چند خط در توضیح چیزهایی که قبول دارم و داریم به پای کامنتی بی‌قدر نثار کنی. عادت شاید ناپسند من در نوشتن از قدیم‌الایام بر آن بوده که غالباً ضمیر اول شخص متکلم را بنا به دلایلی که خودش می‌داند از خانواده‌ی واژگان خویش طرد نموده و خود را به شیوه‌ی لوتی‌منشانه و به شیوه‌ی عیاران "ما" خطاب کنم. من شخصیت غیر منعطف و کژروانه‌ی خودم را در کامنت اشاره کرده‌ بودم نه دیگران را. همه چیز کامنت در مورد خود گردن شکسته‌ام بود. "ما همان خستگی‌ناپذیران عرصه‌ی کج‌نویسی و کژنگاری و ناراست‌انگاری" این یعنی من همان خستگی‌ناپذیر ... می‌دانم که مسخره است، اما خب مخلصت ذاتاً موجود مسخره‌ای است.

امشب که حس و حال نوشتن دارم اما حال و حوصله‌ی وبلاگم را ندارم، از دیوار وبلاگ حضرتعالی بالا می‌روم و این حس و حالِ شبانه را بر دیوار شما خالی می‌کنم. ببخش میرزای جان، که امشب دیوارت را خط‌خطی کردم. 
فدای لهجه‌ی کشدارت

ای بابا، خواهش می کنم :)
شکست نفسی نفرماین :)
اختیار داری عزیز، شما از خوبان وبلاگ نویس هستی!
تا باشه امثال شما از دیوار وبلاگ ما بالا برن :)
البته من لهجم کش دار نیست، اما خدا نکنه شما فدا بشی، صفای وجود شما ؛)
سپاس میرزا آگاهمان کردی  ؛)
آگاه باشی همیشه! :)
پنجشنبه ۷ بهمن ۹۵ , ۰۱:۰۷ می‌نویسم از خودم
ممنون واقعا!
یکم رعایت کردن این همه نکته برای یک پست وبلاگ که فقط یکبار خونده میشه، سخته. :)
خواهش می کنم :)
از کجا می دونید یک بار خونده میشه؟ :) شاید یک بار خونده میشه، اما از جانب افراد مختلف و با سلیقه های مختلف :)
خیلی مطلبا بازنشر داده میشن. خیلی از بلاگرها جاهای دیگه می نویسن. خیلی از بلاگرها کتاب چاپ کردن و... .
:)
من فکر کردم یه متن آموزشیه !:)
وا! چه فکرا! :)
میرزا!
پستات رو که میخونم انگار سر کلاس زبان فارسی یه معلم باحال و باصفا داریم که داره برامون اینا رو درس میده :))
خیلی خوب بود
دروس که تموم شد همشو لینک میکنم تو یه پستام *_*
شوما لطف داری پرتقال :)
اگه معلمای زبان فارسی هم انقد مثالای شیرین میزدند و برا هر علائمی اینطوری وقت میذاشتند الهام انقد تو علائم اشکال نداشت والا :)) 
یعنی الان تمرین می کنید همشهری :)
دغدغه هات مستدام، میرزا ‏!!‏
لطف شما زیاد!
پنجشنبه ۷ بهمن ۹۵ , ۱۳:۴۵ خاتونِ گیس گلابتون...
احسنت بر خودتون جنابِ میرزا :)
من که این علائم رو درست حسابی رعایت نمیکنم که احسنت ندارم که :دی
همین که بالقوه بهشون اعتقاد دارید، احسنت داره :)
پنجشنبه ۷ بهمن ۹۵ , ۱۹:۳۵ خاتونِ گیس گلابتون...
خب وقتی اعتقادو دارم پس باید بیشتر دعوام کنید که
عالم بی عملم در این صورت :|

راستش می خواستم دعوا کنم، اما دیدم مهمون من هستید و مهمونم که حبیب خدا :)
ایشالا تو وبتون جبران می کنم ؛)
پنجشنبه ۷ بهمن ۹۵ , ۱۹:۳۸ خاتونِ گیس گلابتون...
تازه الان که دقت میکنم میبینم من به دونام در این چست خوانده شدم و احساس شرم بر من مستولی تر شد :|
یعنی قشنگ احساس عذاب وجدان آدم رو بر انگیخته میکنید جناب میرزا :))
یعنی قبلش دقت نکردین؟ :)
وجدانتون راحت باشه که حقیقته :)
پنجشنبه ۷ بهمن ۹۵ , ۲۰:۵۰ خاتونِ گیس گلابتون...
چشمم روشن
چه سوتی تایپی هم دادم
:||
اعتراف میکنم دقت نکردم :|
بلی دعوا کنید
خیلی هم دعوا کنید
فقط با آرامش باشه بی زحمت میدونید ما قلبمون جنبه ولوم بالا نداره :))
همین که اعتراف کردین تشکر :)
چشم، من اصولا اولش آروم دعوا می کنم :)
باز خدارو شکر نفرینمون نکردین:دی
مرسی !!اه:/
:)
یه بهار منتقد بیشتر داریم؟ :)
:)
خیلی استفاده میکنم از این پست هاتون، ممنون :)
:)
خواهش می کنم :)
پاسخ سوال خصوصی؟
خیر متاسفانه :)
ما در اسم مشترکیم، اما در فامیل نه. 
جلوی اسم ایشون پنج تا نقطه هست و من سه تا :)
خلاصه با هم فرق داریم.
شنبه ۹ بهمن ۹۵ , ۲۱:۲۳ الف_لام _ناز :)
یعنی من دیگه آخر هر جمله ام نمیتونم از علامت تعجب استفاده کنم ؟!
یعنی میگین باید درست بنویسیم !؟
الان که جفتش رو درست استفاده کردین و من مفهوم جمله ها رو گرفتم. کلا نوشتن برا همینه :)
تنها اشکالی که داشت اینه که باید می چسبیدن به آخرین کلمه :)
شنبه ۹ بهمن ۹۵ , ۲۲:۲۷ الف_لام _ناز :)
استاد سخت نگیرین دیگه!

ما تهِ تهِ تلاشمون 13 ، 14 بود همیشه!
همیشه که نیمیشِد آسون گرفت. :)
ته تلاشدون منظوردون نمرس؟ :)
جلوی اسم ایشون پنج تا نقطه هست و من سه تا! (یعنی چی؟!)
یعنی اگر وارد وب ایشون بشید، می بیند نوشته: «میرزا.....»
عجببب! بله
:)
البته فکر نمیکنم میرزا ”اسم” شما و ایشون باشه!
دقیقاً... این فقط یک نام مستعاره.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan