منتظر اتفاقات خوب!

کامنت گذاشتن حتی به اندازۀ خود پست گذاشتن می‌تواند ارزشمند باشد؛ به همین‌خاطر بالشخصه اگر ببینم بلاگری در نوشتن، تا حد زیادی کاربلد است، شاید به صورت صوری کامنتی بر مبنای پستش نگاشته باشم، اما به صورت خصوصی نکاتی را مِن‌باب خود پست و سبک نگارشش حتماً گوشزد می‌کنم؛ چون می‌دانم جَنَم نوشتن در وجودش نهفته است و این نهال کاشته شده است. این ادعا را تعدادی از بلاگرها می‌توانند تأیید کنند. اما مسئله‌ای که باعث شد قلم بزنم و انگشتان کجم را روی دکمه‌های صفحه‌کلید بچرخانم، همان دو کلمۀ اول این یادداشت است که گاهی بعضی‌ها با کامنت‌های گرانبهای‌شان حتی، بیشتر از مطلب می‌توانند آدم ممکن‌الخطاء را به تفکر وادارند.

به قول حضرت عشق (کازیمو)، دلیلی که باعث شد یک نوع بی‌خوابی دوست‌داشتنی از سر و کولِ چشمانم بالا برود و من را روی صندلی زهوار دررفتۀ گوشۀ اتاق بنشاند و ذهن مچاله شده‌ام را از صدای خفۀ واژه‌ها پر کند و انگشتان کشیده‌ و کجم را روی صفحه‌‌کلیدِ بینوایم برقصاند و واژه‌های دوست‌داشتنی را در آغوش گرم یکدیگر بچپاند و دکمۀ سبز رنگ ذخیره و انتشار را به آرامی بفشارد و در نهایت ستارۀ جعبۀ دنبال‌کنندگان وبلاگ شما را روشن کند، این کامنت مهم در وبلاگ «هلما بانو» بود که از اتفاق از طرف یک بلاگر خوش‌قلم نوشته شده است:

 به راستی چگونه می‌شود که تصمیم می‌گیریم یک وبلاگ را دنبال کنیم! جواب هلما بانو به این کامنت به شدت مدبرانه است. همیشه علت برای دنبال‌نکردن یک وبلاگ وجود دارد؛ آن هم علت‌های متنوع که به وفور و به هر بهانه‌ای یافت می‌شود، اما چیزی که ممکن است تک و توک برایش علت یافت، کامنت «حورا» ا‌ست که از نظر من برگرفته از یک تفکر کاردرست است. خیلی مشتاقم بدانم هدف از دنبال‌کردن وبلاگی از جانب شما چه می‌تواند باشد؟

خوانندۀ متفکر می‌داند که این یادداشت در قالب پست، لایۀ زیرین دارد.

یه جوری نوشتید خواننده ی متفکر فلان ... که ادم میترسه یه چیزی بگه که غیر متفکرانه باشه:))
من فکر میکنم که دنبال کننده های  یک وبلاگ اشتراکات زیادی توی دغدغه ها و تیپ شخصیتی با نویسنده وبلاگ دارن. یادمه که یک بار پریسا بانو (حبه انگور) یک تست روانشناسی گذاشته بود و خواسته بود که بقیه هم انجام بدن و جواب هاشو توی کامنت بنویسن. با اینکه اون تست، تستِ جزئی نگری هم بود ولی نتایج برای خواننده های وبلاگ خیلی شبیه هم بود... از طرفی نوع بیان اون دغدغه ها و اشتراک ها هم خیلی خیلی موثره به نظر من
الان اینی که گفتین نهایت تفکر عاقلانه بود :-)
قالبش((-:اول قالبو میبینم اگه خوشم اومد دنبال میکنم بعد چندوقت مطالبشو میخونم اگه خوشم اومد به دنبال کردن ادامه میدم وگرنه قطع دنبال میزنم
قالب؟! :-)
بعضی ها رو واقعا برای اینکه فقط دنبالم میکنند دنبال میکنم و شاید اکثر مواقع اصلا نمی خونمشون:( البته تصمیم در تجدید نظر تو این لیست دارم.
اما وبلاگ هایی که توی پیوندهای وبلاگم اضافه کردم اونهایی هستند واقعا میخونم و از خوندنشون لذت میبرم‌.یعنی نوع نگاهشون؛سبک قلمشون و موضول مطالبشون برام لذت بخش و مفیده:)
یاعلی
در کار درستی شما که دیگه شکی نیست.
یا علی مدد
سلام بر عشق مطلق و مطلقِ عشق، حضرت میرزای جان. در مورد پرسش حضرتتان پاسخ منسجم و مشخصی در ذهن ندارم، دوستان حتما پاسخ‌های درخور و خوبی در چنته دارند. این کامنت صرفا عرض ارادتی است به ساحت قدسی‌ات. یا هو 
و علیکم السلام حضرت عشق
عرض ارادتی شدیدتر!
یا هو مدد
شنبه ۹ ارديبهشت ۹۶ , ۱۰:۵۱ مردی بنام شقایق ...
سلام

دیده شده حتی کامنت از خود پست هم آموزنده تر هست!
و علیکم السلام
صد البته.
صرفا با نوشته های یک شخص حال میکنیم.
یا اون شخص دوست وآشنامونه:))
کلا پارتی بازی دیگه! :-)
متاسفانه من دسته‌ی سومی هم دارم که گاهی نمی‌تونم بفهمم چرا دوست ندارم وبلاگی رو دنبال کنم!حداقل دلیلی منطقی پیدا نمی‌کنم. 
علت دنبال کردن وبلاگ‌ها واسه من ایناست؛ یادگیری، حس خوب، سرگرمی، آشناشدن با افراد و نگاه‌های مختلف. :)
پناه بر خدا! :-)
اینام خوبه که...
راستش تا به‌حال به این مورد فکر نکرده بودم ولی حس می‌کنم حداکثر سه تا دلیل می‌تونه برای هرکی صدق کنه وقتی دنبالش می‌کنم :
یک) نوع و سبک نوشتارش، لحن گفتارش، یا اصول نوشتنش جذبم کرده. 
دوم) ممکنه بخاطر اخلاق و رفتار و اعمالی که ازش دیدم بوده باشه. 
سوم) می‌تونه مربوط به علایقم باشه. مثل مطالب روزانه‌نویسی که نیازمندِ این هست که کنار هم گذاشته بشن تا بشه یه‌چیزایی رو فهمید. یا مبهم‌نویسی و گنگ بودن مطالب که شاید عجیب باشه ولی برای من جاذبه داره :دی
«:دی» نمی خواد مستر، حرف حقه! :)
تنها کامنت مرتبط با جان پستم همین کامنت "حورا" بود.
اینکه در جواب کامنت نوشتم: "منم". شاید بخاطر فرار از زیاد جواب دادن بوده، چون من برای دنبال کردن تعدادی(البته تعداد کم) از وبلاگ ها دلیل دارم.
واقعیت اینکه اوایل هدفم از وبلاگ داشتن فقط نوشت برای دل خودم بود که همچنان هم به قوت خود باقی هست ولی با اضافه شدن هدف های دیگه، برا همین سعی در پیدا کردن وبلاگ خوب برا خوندن نبودم و اکثر دوستان رو به طور اتفاقی پیدا کردم به مرور برا پیگیری کردن برخی از وبلاگ ها یه اجباری درون ام ایجاد شد.
برای مثال شاید دنبال کردن وبلاگ شما بخاطر یه جور خودخواهیه، تو خیلی از موارد از نوشتن گرفته تا برخی موارد که شاید کم بهشون فکر میکنم کمک ام میکنه.
یا وبلاگی رو بخاطر حس خوب نویسنده اش که بهم القا میکنه دوست دارم.
حریر و نرگس سبز رو با وجود سن کم اشون بخاطر قلم تاثیر گذارشون دوست دارم.
موضوعات قابل تامل و نو مترسک خوندن وبلاگشون رو تحمیل میکنه به آدم.
یا هستن وبلاگ هایی که صرفا بخاطر تضاد و تفاوت زیادی که نسبت به خودم حس میکنم دوست دارم بخونم.
دقیقاً.
قانع کننده بود.
که اینطور ...
میرزا من که همه ی پُست هام شعره ٬ یه مطلب گذاشتم درباره ی وفات افشین یداللهی نکته ای یا نقدی یا ... نگفتی :(( یه خاطره هم باید بنویسم بزارم ٬ هر چی تونستین خصوصی یا حتی غیر خصوصی نقد کنین ٬ یکی_دو صفحه نقد کنین به جای همه ی اونایی که چون شعر بوده چیزی نگفتین :)
به نقل از خانوم بهار خادمی ٬ امضا : مشتاق یادگیری :)
موفق باشید
بله :)
محمدرضا! دل نوشته ها نقد نمی خوان. خوندمش. ابراز احساسات نسبت به یه واقعۀ واقعی نقد نمی خواد! مثل این می مونه که یه نفر در مورد حادثۀ پلاسکو مطلب بنویسه، بعد یکی بیاد نقد کنه که از نظر محتوایی ایراد داره. خب، صحیح نیست! :) شعرم که می دونی، داداشت سر رشته ای نداره، شما یکی مثل حسین رو داری :)
خود بهار منتقد که گلِ سر سبدن، شمام یه نقل قول ازش بیار، طوری نی :)
سلامت!
يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ۹۶ , ۱۵:۰۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
اولش فکر کردم، چه جالب که اسمم عنوان پسته!!
خب من جواب سوالتون رو قبلا تو همین کامنت گفتم!!

:) منتظر نباش، خودت رقم بزن :) الکی مثلاً من روان شناسم :)
خب یه فکری بکنید ؛)
١- من نیز تایید میکنم الطافِ خصوصى و عمومیتوت رو آمیرزا.
٢- آمیرزا باورتون میشه میتونم قشنگ برای تک تک وبلاگهایی که دنبال می کنم، حداقل یک دلیل واضح و مشخص و دقیق به عنوان «علت دنبال کردن» بیارم؟
مثلاً...
نویسنده ی فلان وبلاگ زاویه ی دیدی متفاوت نسبت به اتفاقات به ظاهر همیشگی و روزمره داره.
فلانی عقاید دینی و سیاسیِ مشابهِ من داره و عقایدش رو با ظرافت و طنز جالبی بیان میکنه که دوست دارم.
فلانی عقاید دینی و سیاسی صددرصد مخالف من داره و کمکم میکنه تا از زاویه ی متفاوتی عقاید خودم رو محک بزنم.
نگارنده ی فلان وبلاگ آیینه ی تمام نمای احساسات محض یک دختر پانزده ساله ست و با خوندن وبلاگش میتونم دنیا رو از منظر فرد کاملاً متفاوتی (یه دختر پونزده ساله ی احساساتی) ببینم.
.
.
الان که دقت میکنم انگار اینکه وبلاگ مورد نظر نگاه جدید و متفاوتی بهم بده فاکتور مهمی برام بوده و خودم خبر نداشتم! :)

٣- این خواننده، خواننده ی متفکر نبوده و هرچه سعی کرد متفکر باشد نتوانست به لایه های زیرین پست نفوذ کند!
1- به به! مشرف فرمودین! :) قدم بر چشم نسبتاً مجازی گذاشتین :)
2- باورم میشه، باورم میشه! :)
همینکه موضعتون مشخصه شکری خدا :)
3- شکسته نفسی بود، اما می پذیریم :)
يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ۹۶ , ۲۲:۵۹ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
دلنشین باشه:)
نمیدونم تو اون آن مطلبی که میخونم بگیره منو من اینجوری دنبال میکنم
چه رمانتیک! :)
بله قالب((-:خیلی برام مهمه
اینم در نوع خودش جالبه :)
هر وبلاگی که چیزی به من اضافه کند.
حالا چه توی قالب‌های نوشتار چه توی محتوای فکری نوشته‌ها :)
مثلا همین الان وبلاگ شما را دنبال کردم چون حس کردم توی نگارش کمکم می‌کند.
بله :)
ان شاءالله!
چیزایی که باعث میشه وب یه شخص رو دنبال کنم شخصیت و مشتقاتشن
به اینصورت که چنددفعه ای کامنتاش رو توی وب چند نفر دیدم و بنظرم شخص با شخصیت و متفکری اومده پس رفتم وبش به طرز تفکرم نوشته هاش مهر تایید زدن پس دنبالش کردم
از طرف دیگه بعضیا انقدر شخصیتشون آرامش بخشِ که وقتی میری وبش حس میکنی دیگه نمیخوای بیای بیرون ، میخوای هی ادامه داشته باشه نوشته هاش مثل وب خاتون گیس گلاب مثلا:)
یه سریام هستن میرم وبشون اتفاقی از نوع قلمشون خوشم میاد و دنبالشون میکنم
یه سریا هم بخاطر احترااام زیااااد و موارد فوق دنبالشون میکنم مثل میرزا.

فکر میکنم ادب و ادبیات مثل یک مقاله ی علمی نیستن که زمینه مربوطه رو انتخاب کنی و شروع کنی به خوندن! توی ادبیات باید دید نوشته چقدر به دلت میشینه و چقدر حس خوبی بهت میده:)
لطف دارین، ممنون همشهری :)
دلائل کاملاً منطقی و قانع کننده و برگرفته از یک تفکر نجفبادی ؛))
اینکه اون آدم در عین اینکه حرفاش به دل میشینه برای همگان خودش مثل خودم تنها باشه در زندگی واقعیش و البته یا در پروفایل یا در نوشته هاش خودش را شرح داده باشد.
این رو می پسندیدم و دوست دارم وبلاگ هایی که دنبال می کنم یک سری نوشته نباشند بلکه آدمی که نوشته ها را می نویسد یا درک کنم یا شخصیتش را بشناسم و شباهتی بین شخصیت او و خودم احساس کنم.
معمولا این جور وبلاگ ها رو طولانی مدت در ذهنم ثبت می کنم و چیزی فراتر از دنبال کردن است.

اکثرا جرقه ارتباط با این وبلاگ ها هم خواندن نقطه نظراتشان در وبلاگ های دیگران بوده است.

و دیگر روشی که باعث پیگیری وبلاگ هایی در طولانی مدت برایم شده این است که من چه چیز را دوست دارم و موضوع آن وبلاگ چیست.
بر فرض مثال من مدتی آشپزی را دوست داشتم یاد بگیرم و برای همین مدت طولانی تا موقعی که یه چیزایی یاد گرفتم سایت آشپزی آیلین رو که بصورت تجربی چیزیایی که بلد بود یاد میداد رو دنبال کردم.
یا مثلا من از بچه خوشم میاد ولی به دلیل بیکاری سن ازدواج من روز به روز دارد بیشتر میگذرد و الان 27 سالم است و از قضا با وبلاگی در بلاگفا اتفاقی آشنا شدم که هنوز هم که هنوزه است سه ساله میرم سر میزنم نظر میزارم حتی یکبار برای بچه های مادری که می نوشت وبلاگ کودکانه درست کردم و مطالبی طنز آمیز براشون می نوشتم تا بخونند.
اینم مورد دیگه یعنی علاقه به چیزی یا موضوع خاصی بود.

دیگه اینکه ممکنه در طول زمانی که وبلاگ دارم (اتفاق افتاده) یکی از من کمکی بخواد یا ابراز درک احساساتم یا مطالبم رو بکنه یا خلاصه به نوعی درخواست ارتباط وبلاگی کنه اون هم بصورت خاصی مثلا اینکه وبلاگش رو بخواد درست کنه یا افسرده باشه و مشلاتی داشته باشه که از زندگی نا امید باشه مثل من اینجور آدمایی مثل خودم پیدا کنم تا مدت ها فراموششون نمیکنم مگر وبلاگشون تعطیل بشه.
یا بعضی مواقع برای بعضی ها وبلاگ درست کردم (بعضیا که در چتروم ها آشنا شدم باهاشون) اون ها هم وبلاگ هاشون رو یاد داشت می کنم و گاهی سر میزنم و هنوز هم اعتماد می کنند بهم تا رمزشون رو بدن و کمکشون کنم اگر جایی مشکلی داشته باشند.

همین.ببخشید که طولانی شد.

نکته ای که نا گفته نمونه اینه که من مدتیه که با وبلاگ نویسی خداحافظی کردم و فقط میرم نظر میذارم و وبلاگ شعرا رو بخاطر آدرسش که رُند بود نگه داشتم.
بخاطر این هست که بخش نظراتش رو بستم.
ولی هر نظری هر جایی میدم بر میگردم پاسخش رو یا تایید شدن و یا نشدنش رو چک میکنم.ممنون و خدانگهدار.
همینطوره، موافقم.
خواهش می کنم. نه تنها طولانی نشد، بلکه حس های خوبی هم از کامنتتون دریافت کردم. انشالا هر چه زودتر از تنهایی در بیاین و زود ازدواج کنین :)
لطف کردین، خدا نگهدار شما!
یا علی
اولین چیزی که من رو جذب میکنه نوع نگاه متفاوت به اتفاقات هست. طوری که حس کنم این برداشت از فلان رخداد، اونی نیست که همیشه دیدم و شنیدم. و من میتونم از این شخص چیزی یاد بگیرم. بعد از این ویژگی، منطق اون شخص برام مهم هست. اینکه در نوشته هاش رعایت انصاف رو داشته باشه. یا حداقل سعی کنه داشته باشه. مورد بعد قلم نویسنده ست که خب خیلی مهمه، چه بسا زاویه دیدش به یک اتفاق همونی باشه که من دارم، یعنی گزینه اول وجود نداشته باشه، اما به دلیل قلم توانایی که داره من رو جذب کنه. ظاهر وبلاگ و قالب هم جزء اون موارد خیلی انتهایی هست که تاثیر داره اما انقدری کم که نمیشه درنظرش گرفت. 
و البته یکسری وبلاگ ها رو میخونم فقط برای اینکه صبرم رو بتونم ببرم بالا! یعنی نویسنده اون وبلاگ قلم خیلی خوبی داره و بسیار ماهرانه مینویسه، اما در بعضی مسائل نظرش با من زمین تا آسمون فرق داره.  حتی خیلی متعصبانه و غیرمنطقی برخورد میکنه. من بعضی از این وبلاگ ها رو هم میخونم که بتونم صبرم رو برای تحملِ نظرِ مخالف خودم ارتقا بدم. که هم بهتر بتونم نقد رو بپذیرم، و هم اینکه به هر حال به نظرم لازمه آدم حرف مخالفانش رو هم بشنوه. که برای این هم دلیل دارم اما دیگه کافیه خیلی حرف زدم:دی
پس در کل شد اینا :
- نگاه متفاوت (و گاهی آموزنده)
- منطق شخص و رعایت انصاف در نوشته
- قلم خوب یا مهارت در نوشتن 
- کمک به افزایش مهارت صبر و تحمل

:)
کم پیدا؟! :)
برداشت قشنگی بود. نگاهتون خیلی منصفانه و درست و خوبه!
متشکر :)
جدی؟ مگه چطوریه تفکر نجفبادی؟ :))))))
ما هر چی رفیق نجفبادی داریم، همه با مرام و حال خوب کن هستن. طبیعتاً از یک آدم سرحال و حال خوب کن، تفکرات دقیق و منطقی بیرون می زنه، چون فکرش درسته. حالا اینم همینطور بود :)
راستش منم به فکر رفتم که ببینم چه وبلاگایی را دوست دارم دنبال کنم. خب من با توجه به اینکه وقت کمی برای وبلاگ دارم و از طرفی عاشق وبلاگ نویسا هستم خیلی گزیده انتخاب می کنم. برای من تِمِ نویسنده مهم نیست یعنی برام مهم نیست وبلاگ در مورد روزمره نویسی باشه یا اجتماعی یا خاطره یا داستان نویسی. ولی چیزی که برام مهمه نوع قلم و نوشتار نویسنده هست. قلم های توانا را دوست دارم. از طرفی طرز فکر نویسنده هم تا حدی برام مهمه. مثلا نوع نگاه مذهبیش یا جهان بینی یا سلیقه اجتماعیش. به عبارتی اگه مخالف خودم باشه حتما می خونمش. بعله من بر عکس بقیه به دنبال افراد متفاوت با خودم هستم تا با طیف فکری اونا آشنا بشم. ولی واقعا توی دنبال نکردن یک وبلاگ به قول دوستمون خیلی راحت ترم. بعضی وبلاگ ها اصلا زحمتی بابت نوشتنشون کشیده نمیشه. هیچی دستت نمیاد و هیچ لذتی نداره خوندنشون.
چقدر زیاد نوشتم
این طرز فکر هم در نوع خودش پسندیده هست.
یکی از اهدافم در گذاشتن این پست همین بود که گاهی بی دلیل یا از روی رودرواسی دنبال می کنیم و خودمون هم نمی دونیم چرا! شاید اصلاً نخونیم، ولی با این طرز فکر منطقی به نتایج خوبی میشه رسید. وبلاگ خوندن هم جزو مطالعه ما به حساب میاد و به سبک شما به نظرم به خروجی قابل قبولی هم می رسیم.
ممنونم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan