حریم خصوصی

حریم خصوصی

وقت سخـن نتـرس، بگـو آن‌چـه گفتنی‌ست
شمشیــر روز معرکــه زشت است در نیــام

موضوعات

من بیشتر اهل فرهنگم تا سیاست؛ به همین دلیل از سیاست حرفی نمی‌زنم و تمام پست‌های وبلاگ را نیز اگر نگاه کنید، به اندازۀ ذره‌ای نکتۀ سیاسی یافت نمی‌کنید. سیاست اما در نوشتار یا نوشتن مطلب دارم. بیشتر سعی می‌کنم نظرات و عقائدم را در صندوقچۀ درون قفسۀ سینه‌ام حفظ کنم و تا خوب سبک، سنگین و بالا و پایینش نکردم، به این صندوقچه کلید نیندازم.

در این چند روز پست‌های متفاوتی در مورد ابراز عقائد، حمایت‌ها، تخریب‌ها، توهین‌ها، نقدها و بیانیه‌ها، مِن باب انتخابات خواندم و اخبار را هر روز رصد می‌کردم. تنها چیزی که می‌شد از بین پست‌ها جدا کرد، علناً توهین به جناح مخالف و سعی در تخریب آن‌ها بود؛ دقیقاً مثل مناظره‌های بعضی نامزدها که بیشتر حول محور تخریب می‌گشت تا ارائۀ برنامه، اهداف آن‌ها برای آیندۀ مملکت و تشریک مساعی در پیشرفت آن!

برای منِ نوعی مهم است که رئیس جمهور مملکتم چه کسی باشد. مهم است که فردای انتخابات، نام چه کسی قرار است از تریبون رسانه‌ها اعلام شود. مهم است که قدم بردارم برای رسیدن تا پای صندوق رأی و با افتخار، رأی خودم را؛ رأی خودِ خودم را، رهسپار صندوق کنم، اما تهِ تهِ ماجرا را که خیلی عمیق نگاه کنید، می‌بینید که از آن‌طرف هم یک سری چیزهای مهمِ دیگر وجود دارند.

مهم است که طرفداران هر نامزدی نباید شبانه حمله کنند به ستاد نامزد رقیب و بریزند و بپاشند و بسوزانند. مهم است که شیشه‌های ستاد نامزد رقیب، نباید شکسته شود. مهم است به اموال عمومی ضربه زده نشود. مهم است من و شما با توهین به هم و تخریب، همدیگر را خرد نکنیم. مهم است ابراز عقائد ما در مورد فردی که قصد رأی دادن به او را داریم، در بلاگ‌های دیگر پست نشود و در آخِر، مهم است که ما با دید باز و با دیدن حقایق و تحقیق فراوان در مورد نامزدها، به اندازۀ یک رأی سهیم باشیم در مملکت. اما باز تهِ تهِ ماجرا را که نگاه می‌کنیم، حق و سهم ما همین یک رأی است. فردا روز یک‌نفر با همین یک رأی‌های ما راهی پاستور می‌شود و علی می‌ماند و حوضش؛ ما می‌مانیم و توهین‌هایی که به هم کردیم و تخریب‌هایی که داشتیم و نفرت از هم، به‌خاطر این‌که قبل از انتخابات، سعی داشتیم از نامزد انتخاباتی‌مان حمایت کنیم. چه شد؟ رئیس جمهور با آراء ما راهی پاستور می‌شود و ما می‌مانیم و توهین و تخریب و نفرت!

اشکالی ندارد؛ اگر جنگ برده را ببازیم و کار به نهروان بکشد، برد با علی‌ست؛ اما نباید گذاشت کار به نهروان بکشد. حواس‌مان به قرآن‌های سر نیزه باشد، قرآن ناطق علی‌ست. بدانید شنبه همه چیز اخص برای ما تمام می‌شود.

+ عنوان، شعاری بود که در شهر ما می‌دادند و همین‌طوری از خلاقیت جماعت ایرانی خوش‌مان آمد.

میرزا ...

نظرات  (۲۱)

فقط میتونم بگم: منتظر این پست از شما بودم :)
باید که حرفاتون رو با طلا نوشت، بیایید عاقلانه فکر کنیم...
پاسخ:
جدی؟! چرا؟! :)
خداروشکر این دوره، از کسی متنفر یا دلخور نشدم. ولی از اینکه برخی هنوز نمی‌فهمن که رهبری چه نقش مهمی در کشور داره و از اینکه اصلا متوجه نیستن که چقدر وجودش باعث شده دشمن نتونه همه‌ی کاری که میخواد رو اجرا کنه، خیلی ناراحت شدم. نه تعصب دارم نه هیچ‌چیزِ دیگه‌ای. این واضح‌ترین و شفاف‌ترین چیزی هست که وجود داره. و بدتر از این، از این ناراحت شدم که برخی اصلا دشمن رو نمی‌شناسن! و اصلا دشمنی از برای کشور نمی‌بینن... البته اینجا منظور دشمنِ خارجی هست و نه داخلی! 
پاسخ:
تو آدم خوبی هستی مستر، ممنون از ابراز نظرت.
راستش من و چندتا از دوستان پست هایی از لحاظ محتوا مشابه به پست شما نوشتیم، البته که نه به این دقت ولی حس میکنم که تاثیرگذاری خاصی نداشت و توجه خاصی بهشون نشد(البته از طرف همه نه) با این تفاسیر انتظار داشتم یکی مثل شما همین حرف ها رو در قالبی قابل قبول بیان کنه. در واقع شاید تو این مدت اجازه دادین از شما توقع داشته باشیم :)
پاسخ:
:)
ممنون از محبت شما، من این همه نیستم! هر کسی در حد وُسع خویش! :)
میدونید هفته دیگه این موقع...
انگار دوباره همه چیز به حالت قبلی برمیگرده.... 
من از اون روز فقط دعا میکنم که هر اونچه که به صلاح ملت و مملکتمه اتفاق بیوفته...ان‌شاءالله:)
پاسخ:
دقیقاً...
ان شاءالله! :)
تموم شه بره دیگه! خزش کردیم اینم :| 
پاسخ:
والّا :|
خیلی پست خوبی بود:)
تا اینجای کار تلاش کردیم در حد همون اصول شهروندی نظر بدیم و انتقاد کنیم و توهین نباشه اما یه عده حتی همین کار رو هم نتونستن بکنن؛ با وجود این که انصافا طرفدار هیچ کدوم از کاندیداها نیستم و فقط با رد گزینه عمل کردم اما از توهین های همه جانبه به شدت ناراحت شدم.
میزان رای ملته و من این روزها فقط دعا کردم که فردی دلسوز ایران و ایرانی سرکار بیاد.
عنوان خیلی فراگیر شده برای منم چند بار اومده و البته خیلی هم بانمکه:))
موفق و مانا باشید
یاعلی
پاسخ:
امان از این یه عده ها! :)
این که عنوان برای شما چند بار اومده رو نفهمیدم یعنی چه، اما بله، بانمکه! :)
پیروز و سربلند باشید!
یا علی مدد
مناظره نبود که،رو کم کنی بود بیشتر
پاسخ:
بله بهار منتقد، بیشتر مجادله بود تا مناظره.
یا حجت بن الحسن...! :)
پاسخ:
ایراد یعنی؟! :)
ممنون، الان دیدم، تو ورد «تاء» دو نقطه بالا، خورده بود، اینجا همزه. ممنون :)
چند روز پیش داشتم با خودم فکر می‌کردم دوستی‌هایی که کمی از قبل انتخابات شکل بگیره و در رای‌شون اختلاف داشته‌باشن و بعد از اتخابات همچنان دوستی‌شون مثل قبل باشه، پتانسیل اینو دارن که دوستای خوبی برای هم باشن! :))
پاسخ:
هم ولایتی! می خواید به عنوان یک تئوری مطرحش کنید در کنار «اگه می خوای دوستت رو بشناسی ازش پول قرض بگیر یا باهاش برو مسافرت» :)
ایده‌ی جالبی بود! ولی اونا انتخابی‌ان. یعنی می‌تونیم تصمیم بگیریم که ازش پول قرض بگیریم یا باهاش بریم مسافرت، ولی رای و نظر دوست دست ما نیست، ممکنه موافق باشیم با هم اصلا! اینم از ایرادِ تئوری! :))
پاسخ:
ایراد به تئوریت وارد نیست هم ولایتی امام هشتم. تئوری شما به صورت کلی هست:
راههای شناخت دوست:
1. پول قرض گرفتن
2. مسافرت رفتن
3. ببین بعد از انتخابات هم دوستی تون برقراره!
و... :)
اینا همه بینش «یا» هست. اگه «واو» بود، حرف شما درست بود و به تئوریتون ایراد وارد بود :)
شعر کاملش تو واتس آپ و تلگرام اومده:)
یاعلی
پاسخ:
ممنون :)
یا علی مدد
عجب! ممنون که دریچه‌های جدیدی از تئوری‌پردازی رو به روی من گشودید! :)
پاسخ:
خواهش می کنم، قابل نداشت :)
سلام میرزا جان :)

چقدر حرفای این پست حرف دل بود...
اصلا این همه بحث و جدل و دعوا واسه چیه؟ همون حرف من و شما...ته تهش علی میمونه و حوضش...

:: یعنی کل پست یه طرف عنوان یه طرف. خلاقیت ایرانی جماعت همینطور کرور کرور تو همه صحنه ها به آسمون پاشیده میشه :))))
پاسخ:
به به به به! ابر نویسندۀ درس خوان بلاگستان :)
و علیکم السلام
خدمت شما عرض کنم که این بحثا یه جنبۀ مثبت درجه یک داره، به شرطی که مسالمت آمیز باشه :)
:: پس چی؟ دست کم گرفتین! :)
یا خدا! با من بودین اینا رو؟ آب قند لازم شدم الان :)) 
ممنون از این همه لطف شما. به قول شیخ ابوطاهر حرمی: من این همه نیستم
و واقعا هم این همه نیستم :)

:: آره خب نه اینکه حرف نزنیم و گفت و گو نکنیم! اتفاقا کار خیلی خوبیه... ولی دعوا، توهین، ناسزا و فهم و شعور دیگران رو زیر سوال بردن اصلا کار قشنگی نیست :)

:: دست کم نگرفتم هیچ ایمان آوردم به این خلاقیت :))
پاسخ:
ها، پس چی؟ :)
:: دقیقاً...
:: ای بابا! تازه ایمان اوردین! :) این در همۀ اعصار ثابت شدس! :)
(شکلک لپ های اناری و خجالت)

:: الان ایمان نیاوردم. یه چندسالی میشه ایمان آوردم الان فقط هی به درجه ایمانم اضافه میشه :)))
پاسخ:
این شکلکه رو که نمی دونم چیه، فحش نباشه؟ :)
:: خب (کشیده خوانده شود) این شد یه چیزی!
عه وا فحش چرا ؟ شکلکه که واضحه! لپ اناری و خجالت :)

:: الان این خبِ کشیده رو با لهجه و صدای خودتون خوندم :))
پاسخ:
به جان خودم این لب اناری رو نمی فهممش، تقصیر از منه :)
:: کشیده بخونید، با هر لهجه و صدایی لا مشکل! :) البته موندم که چطور صدای من رو تقلید کردین ؛))
قرآن های سرِ نیزه دقیقاً همون چیزیه که این روزها خیلی میبینم و مردم گویا فقط قرآن رو میبینن و نه نیزه ها رو!

امیدوارم همه چی خوب پیش بره و بهترین ها در انتظارِ کشور و مردم باشه :)
پاسخ:
دقیقاً...
منم امیدوارم این اتفاق به نحو احسن بیفته! :)
وای خدا میرزاااا! لب چیه؟ لپ! گونه! گونه های اناری =)))

:: چشم. نه خب صداتونو دقیقا تقلید نکردم... تو ذهنم تداعیش کردم :))
پاسخ:
آهااااان ؛) گفتم که اشکال از منه =)
:: اصلاً اونجوری صفا داره ؛)
من گفتم لابد دارین سرکارم میذارین نگو جدا اشتباه متوجه شدین اون کلمه رو =))

:: اوهوم ^_^
پاسخ:
آره، واقعاً متوجهش نبودم، آخه نشنیده بودم :)
:: :)
با توهین نکردن ها موافقم
ولی با گپ درست و اصولی توی وبلاگ ها هم موافقم:)
پاسخ:
(: ولی رو که دیدم کلی ترسیدم، فکر قلب و عروق ما هم باشید :)
لایک میرزا...لایک:)
الان که انتخابات تموم شده تقریبا...ولی یه سریا در عرض دو هفته کلی از دوستی هاشونو به فنا دادن....الان دیگه هرچقدرم که پشیمون باشن، فایده نداره...آلزایمر که ندارن مردم!!:)
پاسخ:
لایک بر وجود شما! :)
به فنا که نمیشه گفت، اما انصافاً مثل قبلش نخواهند بود، مثل دستِ شکسته می مونه :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">