بدبیاری دختر نجف‌آبادی!

امشب در برنامۀ خندوانه «رضوان کرباسی»، دختری از نجف‌آبادِ اصفهان، شرکت کرده بود که به شدت کارش خراب شد و به جرأت می‌توان گفت یکی از بدترین شب‌های زندگی‌اش رقم خورد و من مدام آرزو می‌کردم ای کاش هرچه زودتر جمع و جورش کند استندآپش را، ولی دخترک نتوانست! کار که از دست خارج شود، پخش و پلا شود، دیگر تمام!

در شرایط بدی بود. نتوانستم تحمل کنم؛ تلویزیون را خاموش و یک رأی به خاطر جسارتش به او هدیه دادم.

ندیدم ولی یه همچین حسی رو، در ابعاد خیلی خیلی کوچیکترش حس کردم. کنفرانسی که واسه آزمون نهج‌البلاغه‌ی استانی دادم و خب همون دقیقه‌ی اول کار از دست من خارج شد ولی با پررویی درحالیکه خودم و داوران خنده‌مون گرفته بود، تا آخرین لحظه انصراف ندادم :)) واقعا حس سخت و دردناکیه... 
باریکلا! عجیب دردناکه! خب طبیعتاً در تلویزیون و در یک برنامۀ پر بیننده، شرایط سخت تری داره مستر مرادی عزیز.
اولین گریۀ خندوانه رو رقم زد.
منم دیدم، خیلی تلخ بود. زود خودش رو باخت، یکم ناشی گری کرد همون جا که خودش رو گم کرد دقیقا همون لحظه خودش رو هم باخت و لو داد، حتی بصورت بداهه میتونست جو رو عوض کنه و اون حالت گیج شدن لحظه اول رو جمع و جورش کنه، حتی با ربط دادن به داستانش. باید به چشم به توپوق کوچک به ضعفش نگاه میکرد و بزرگش نمیکرد همون کاری که حین اجرا رضوان مربی اش خانم دهقان لحظات اول تو چهره اشون نمایان میکرد.
همۀ این کارا رو میشد انجام بده، اما شما تصور کنید چنین صحنه ای رو، در مقابل میلیون ها بیننده، واقعاً فکر از کار می افته.
راست میگین، شرایط سختی رو طی کرد!
ولی بخاطر جسارت بهش رأی دادن درست نیست به نظرم! کسی که به هر دلیلی خراب کرده، خراب کرده و دور از انصافه که فقط بخاطر جسارت به کسی رأی داد! همه ی اونایی که اونجا شرکت کردن جسارت دارند و اینکه به این دلیل به شخصی رأی داد، یجور بی عدالتی نسبت به بقیه س! چون بقیه علاوه بر جسارت، کارشون رو بلد بودن و به خوبی سوارِ کار شدن! بر خلافِ ایشان! البته این نظرِ شخصیمه و نظر شما به شدت محترم!
جسارت را بد معنا کردی تد. تک تک واژه هات رو با جان و دل قبول دارم و صد البته صحیح. منتها منظورم از جسارت نباختن خود تا آخرین لحظه بود.
دختر (و نه پسر) + میلیون ها بیننده + 4تا سلبریتی + خراب کردن اجرا = انصراف
اونی که کارش رو بلده که دیگه بلده.
با تمام احترامی که واستون قائلم، ولی اجازه بدید قانع نشم :))
بازم دلیل نمیشه بهش رأی داد! به هر دلیلی خراب کرد! کاری که بقیه نکردن! نظرسنجی واسه انتخاب بهترین هاست، نه جسور ترین ها!  
مخلصم، اجازۀ ما هم دست شماست :))
اینی که می فرماین کار داور و قاضیه که دیدی داور، حرفش رو زد و حقیقت رو بیان کرد که اگر نمی کرد اشکال شما به ایشون وارده؛ اما وقتی صحبت از نظر سنجی میشه، اونوقت پای سلیقه های متفاوت میاد وسط؛ اون وقت بحث، بحث بهترین ها نیست و می بینید که در خیلی از نظرسنجی ها، مثلاً محمدرضا گلزار رأی میاره و اکبر عبدی نه! امیرعلی نبویان رأی میاره و بغلیش نه! فلانی مسئول میشه و فلانی نه!
ملت ما دیدشون فراتره تد، بعضی از مردم به انسانیت رأی میدن نه به انسان.
[با این فرض که شما می تونی به چهار نفرشون رأی بدی] فتأمل.
بله بله! صددرصد توی یک برنامه شرایط سخت‌تری داره. بنده هم عرض کردم که تجربه‌ی من در ابعاد خیلی خیلی کوچک‌تر بوده. یا حتی خیلی به توانِ ده، کوچک‌تر :دی
بله؛ مفهوم دریافت شد مستر.
چقدر دلم گرفت براش... کاش اینطوری نشده بود. کاش به همچین جوی رو تو تمرین‌ها تجربه کرده بودن... همینکه تا آخرین لحظه ایستاد و اجراش رو به آخر رسوند خیلی خوب بود... یکی از شبای تلخ خندوانه بود برام...
دقیقاً...
اولین گریه ای بود که در خندوانه شکل گرفت.
به قول مستر مرادی، همۀ ما در ابعاد کوچکترش رو تجربه کردیم و چه شبی را در همان مورد کوچک، طی کردیم.
درسته. منم گفتم نظر شخصیمه! معیارها واسه انتخاب فرق داره! من به بهترین ها رأی میدم معمولا! دیشب هم دو نفر به نظرم بهتر بودن و رأی دادم بهشون : )

بله دیشب دو نفر بهتر بودن. هیچکی تو نمیشه تد؛ این رو بی تعارف میگم. با شناختی که ازت تو این مدت نسبتاً طولانی دارم، مرامت رو می شناسم.
واقعا خراب کرد خب!
بنظرم وقتی کسی میدونه نمیتونه همچین متنی رو حفظ کنه ، نباید خب به امید شانس یا هر چیزی بیاد و شرکت کنه! یا وقتی یهو توپوق زد ، بیانش نمیکرد و ادامه میداد! 
قیافه خانوم دهقان دیدنی بود امشب که بیچاره ناامید شد!! 
و من امشب به هیچکس رای ندادم! 
بله، اساسی خراب کرد. اصل حرف من تو متن و کامنتا هست.
شقایق دهقان هم امشب کمتر از اون خراب نشد.
منم که طبق معمول ندیدم! این طور که از متن و نظرات دریافتم، نبینم بهتره! حالِ گریه ندارم :| :) امیدوارم در ابعاد دیگرِ زندگیِ کاری و تفریحیش موفق باشه! :)
هم ولایتی امام هشتم سلام؛ سحر بخیر!
ما نیز امیدواریم هم ولایتی؛ تموم جوونای مملکت انشالا!
سلام و سحر شما نیز بخیــر و نیکی :)
ان‌شاءالله :)
ایام به کامتون باشه هم ولایتی!
لحظه‌ی اول که دیدمش و اولین جملاتش رو که شنیدم، فکر کردم عجب ایده‌ی جالبی. 
خیلی حیف شد که نتونست. 
نگاهِ خانم دهقان و خودش خیلی غم‌انگیز بود. وقتی که پرسید نمی‌شه از اول اجرا کنم؟ و خانم دهقان سر تکون داد.
+ با اون حرفش که گفت اگر بداهه اجرا می‌کردم خیلی بهتر می‌شد، موافق نیستم. چون به طور کلی اجرای خیلی منحصر به فردی نداشت. اما اون متن، می‌تونست به اجرای خاصش جلوه‌ی زیادی بده، که از پسش برنیومد.
ولی منم بهش رای دادم... یه وقتایی به پشتکار رای می‌دم. به اینکه این آدم ایده خوبی داره و ممکنه با تمرین بهتر، دفعه بعدی غافلگیرم کنه.
به نظرم بیان نداشت. گاهی یک ایدۀ دم دستی هم با بیان شیوا، خوب جلوه می کنه.
شقایق دهقان شوکه شده بود. اجراهای قبلی و تمرینی این دختر رو ندیدیم، اما هنرجوی محذوف شقایق دهقان در اجرای آخرش بهتر بود.
+ دقیقاً همینطوره.
به عنوان یک دختر و نه یک پسر، در اجرای اول و در انظار میلیونی، خیلی خوب دووم اورد و حتی با وجود نبود خنده، سعی کرد خودش رو حفظ کنه. جو بعد از اینکه گفت نمیشه از اول اجرا کنم به شدت غم انگیزتر بود و عقیدۀ من اینه که با وجود چنین جوی و با اون نگاه حسن معجونی، واقعاً پشتکار خوبی داشت. هر لحظه گفتم الان می زنه زیر گریه، ولی رفت تا آخِر.
شقایق دهقان به ناحق سحر گودرزی را محذوف کرد   وقتی اجرا این را قبا از این برنامه ندیده چرا سحر را حذف کرد
درسته و این به ناحق بودنش با اجرای سحر، بعد از حذفش مشخصه.
دمش گرم که گریه نکرد..منم منتظر بودم هر لحظه بزنه زیر گریه
واقعا دمش گرم!
منم از جلوی تلوزیون بلند شدم، شقایق دهقان جلوی همه عصبانیتشو نشون داد و این اصلا انصاف نبود. چون تفاوت شقایق دهقانی که سالهاست جلوی دوربینه باکسی که تاحالا همچین تجربه ای نداشته توی همین موضوعه، حتی اگه متن رو خراب کرد، حتی اگه اصلا از همون اول راع رو اشتباه رفت نباید اینطور تحقیر میشد،و رامبد جوان که به حالت تمسخر نشسته بود و میخندید، خیلی لحظه ی سختی بود من نفس تنگی گرفتم چه برسه به اون دختره بیچاره....
نمی دونم چرا، ولی منم خجالت می کشیدم؛ انگار حس درونیش داشت منتقل می شد.
با عرض تاسف و شرمندگی ما شبکه نسیم نداریم:(
ولی از ظواهر امر پیداست بنده ی خدا گند بزرگی زده؛ ولی خب پیش میاد دیگه تجربه میشه براش:)
یاعلی
چرا؟!
تجربه که بله، در لحظه حتی امکان سکته هست :-)
یا علی مدد
یاد کنفرانس دوستم سر درس عرفان و تصوف افتادم که چقدر هول شد و تابلو ترین بیت ها یادش رفت جوری که هر گوشه  یکلاس بهش تقلب میرسوندن ولف یآخرش با گریه نسیت سرجاش باید اون لحظه رو درک کنی تا بتونی قضاوت کتی خیلی سخته طفلی
زمانی که استرس وجود آدم رو می گیره، حتی بدیهیات هم از ذهن می پرن؛ عجب خلقیه!
منم برنامه رو دیدم و کلی دلم براش سوخت. :(
عجیب موقعیت سختی بود!
موندم این میزان غلط تایپی تو کامنت هام رو چطوری توجیه کنم:(
توجیه نمی خواد، عجله داشتین :)
مهم مفهومش بود که دریافت شد :-)
راستش اونقدر خراب کرد که اصلا برام لایق رای دادن نبود...
حسش کاملا قابل درک بود.
من که کلی حرص خوردم...! :)

جسارت؟! به نظرم جسارت زیادی نداشتند! :)
بله.
بله، جسارت زیادی نداشتند، فقط جسارت داشتند :)
با سلام به کلیه دوستان عزیز  این لحظه پر استرس ممکنه که برایه هرکسی اتفاق نیفته پس نمیتوان در مورد ایشان با بی انصافی قضاوت کرد 
با تشکر از کلیه دوستان
و علیکم السلام
خیلی ناراحت کننده بود.چقدر خوب شد که نزد زیر گریه...
خیلی... محکم بودن انگار :)
چشماشو یادم نمیره :(
خیلی غصه خوردم
دقیقاً؛ منم الان که گفتین یادم اومد.
اتفاقا منم بهش رای دادم :)
اتفاقاً خوب کاری کردین، راه دوری نمیره :)
من نتونستم اجراشو کامل ببینم. اینقدر حالم بد شد واسش که اومدم تو اتاق و درو بستم. خیلی گناه داشت :(

:: ایشالله در آینده موفق تر بشه این بانو :)
بله، منم همینطور.
:: انشالا! همۀ جوونای با استعداد!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan