حریم خصوصی

حریم خصوصی

وقت سخـن نتـرس، بگـو آن‌چـه گفتنی‌ست
شمشیــر روز معرکــه زشت است در نیــام

موضوعات

ماجرا از آن‌جا آغاز شد که همیشه وقتی همسر مثلاً پول ایمپلنت درخواست می‌کرد یا چیزی می‌خواست یا عزم جزم می‌کرد هلک و هلک ما را به بازار هنر (بازار طلافروشان) ببرد، به شوخی می‌گفتم: «اگه از این حرفا بزنی عیال، میرم ازدواج می‌کنما!»، عیال هم بادی به غبغب می‌انداخت و می‌گفت: «بگیر، اشکالی نداره، من راضی، تو هم راضی، گور پدر ناراضی؛ منتها اول میریم دادگاه، طلاق بنده رو عنایت بفرما و مهریه من رو کامل بده، بعد هر غلطی می‌خوای بکنی بکن». قشنگ آثار خشم هویدا بود! من هم که اوضاع را حسابی بی‌ریخت می‌دیدم و از طرفی شوخی‌ای بیش نبود، سنگ زیرین می‌شدم و می‌گفتم: «شوخی می‌کنم خانم، چرا جوگیر میشی! حالا هر موقع خواستم زن دوم بگیرم، حتماً همین کار رو که شوما می‌فرماین می‌کنم». بعدش سکوتی فراهم می‌شد که زکل داستان ایمپلنت و طلا و... به دست لرزان باد سپرده می‌شد (با اجازه از حضرت عشق) و این ماجرا به کَرّات در هربار، در مدت طولانی تکرار شد تا این‌که روزی عیال خودش سر صحبت را باز کرد و گفت...

میرزا ...

نظرات  (۸)

چی گفت؟
پاسخ:
خودش به من گفت احسان...
فعلاً مهراده نمیذاره، بعداً می نویسمش کامل.
۰۲ تیر ۹۶ ، ۰۰:۲۵ گلبول سفید
پدر من هر وقت کسی از زن دوم صحبت کنه عصبی میشه و میگه این حرفا شوخیش هم خوب نیست! :/
پاسخ:
پدر شما حرف درستی می زنه. شوخیش هم درست نیست، شوخی نیست که...
:( :/
پاسخ:
:| :)
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
** *** *** ***** *** ***** ***** ** ***** * ***** *** ** *** ******* ** ***** ** ** ****** **** ****** *****
در اونصورت دیگه کسی جرات نداشت موجبات تجدید فراش حضرتعالی بشه😁😁
پاسخ:
متأسفانه اولش خوب نبود :)
ولی بعدش رو خوب اومدین :)
آمیرزا بقیه اش کو؟ چرا پست به این مهمی رو کمیش رو نوشتید فقط ،بقیه اش هم رمزدار کردید؟ من دارم از فضولی سکته میکنم:)))
یاعلی 
پاسخ:
خدا نکنه، بفرماین بالا.
یا علی
وااای شرمنده. به هیچ وجه قصد جسارت نداشتم‌. 
هدف همون قسمت دوم بود.
پاسخ:
دشمنتون شرمنده!
منم هدف رو گرفتم که حذفش نکردم.
چرا قسمت دوم را رمزگذاری کردی
پاسخ:
 علت خاصی نداشت.
در هر صورت سپاسگذارم از پاسخ جامع و کامل شما موفق و پیروز باشید
پاسخ:
تیکه میندازید؟! :)
یاد نشست سریال «زیر پای مادر» افتادم. سؤال هم باید سؤال باشه، بعد باید انتظار پاسخ جامع و کامل داشت :)
واسه چی یه نفر رمز دار می نویسه؟ واسه محدود کردن مخاطباش دیگه، واسه اینکه این سایتایی که اتومات مطالب رو بر می دارن، نتونن بردارن.
سپاسگزار هم با «ز» نوشته میشه :)
سربلند و کامیاب باشید!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">