حریم خصوصی

حریم خصوصی

وقت سخـن نتـرس، بگـو آن‌چـه گفتنی‌ست
شمشیــر روز معرکــه زشت است در نیــام

موضوعات

گاهی حس نوشتن هست و می‌دانی چیزی می‌خواهد از ناخودآگاه ذهن بپرد بیرون و روی سپیدی کاغذ بپاشد، اما همان لحظه وقتی پنل وبلاگ را باز می‌کنی، آن حسِ مبهم زیر لایه‌ای از غبار فرو می‌رود و هرچه می‌کنی، بعد از مدتی طولانی زل زدن به مانیتور حتی یک کلمه هم نمی‌توانی بر سیاهی کیبورد تحمیل کنی؛ حتی یک کلمه. من آزموده‌ام، باید به امتحان دریابی که در لحظه‌ زایشِ آن حس چطور و کجا می‌توان آن را به ظهور رساند و او را بارور کرد. ممکن است آن‌لحظه، وبلاگ محل خوبی برای ظهور حس آنی نوشتن نباشد. بسیار پیش آمده که کانال تلگرام، همین تلگرام بی‌ارزش، زمینه‌ مناسبی بوده برای بلوغ این حس خوشایند؛ مثل همین حالا که دوست داشتم بنویسم و حوصله‌ وبلاگ را نداشتم. اینجا گاهی آغوش گرمی دارد برای نوشتن؛ مثل همین حالا که خلاصی یافتم از بار توانفرسای چند ساعت ننوشتن. نوشتن مخدّر است، باور کنید.

t.me/r_kazimo

میرزا ...