کامنت؛ فرایندی پیچیده!

اساساً کامنت و کامنت‌دهی فرایند عجیب و غریبی است. کامنت‌گذاران به چند دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول کسانی هستند که از هر مطلبی که خوش‌شان آمد، دل‌شان نمی‌آید نویسنده اثر را مورد مدح قرار ندهند و چند کلامی با او گپ می‌زنند یا اگر از مطلبی بدشان آمد باز نویسنده را مورد ذم قرار می‌دهند. دسته دوم افرادی هستند که پای ثابت وبلاگ هستند و همیشه مطالب نویسنده وبلاگ را مطالعه می‌کنند و ذاتاً نوشته‌های بلاگر را دوست دارند و همیشه گپ می‌زنند. دسته سوم کسانی هستند که آدم را یاد دید و بازدید عید می‌اندازند. با صرف‌نظر از بزرگ‌‌تربودن یا کوچک‌تر‌بودن، شعارشان این است که «نیامدی، نمیام؛ تا نیای، نمیام». در این بین افرادی هستند که در مقابل این‌ها قرار دارند و اصلاً کامنت نمی‌گذارند که از آن‌ها با عنوان «مخاطبان خاموش» یاد می‌کنند.

کمی این کامنت و کامنت‌دهی بد جا افتاده در بین عوام‌الناس و مثل خیل عظیمی از کارها، خیلی‌ها بلدش نیستند و کارایی آن را نمی‌دانند. کامنت به معنای نظردادن و اظهارنظر است. حالا تصور کنید، بلاگر که خیلی پای مطلبش زحمت کشیده و لقمه‌ای را آماده کرده و پیشکش ذهن مخاطبش کرده است، با کامنت: «قالب نو مبارک!»، «بح‌بح!»، «اعلام‌حضور!»، «حالا از این حرفا بگذریم، قالبو چند؟» و «هوووووووو! چقدر طولانی، من درسای کنکورمم زوری می‌خونم» مواجه شود؛ اگر تفریحی و عشقی و لنگ در هوا ننوشته باشد، چه حالی بهش دست می‌دهد؟ من که خودم شخصاً برای نوشتن مطلب ساعت‌ها وقت می‌گذارم و سعی می‌کنم حتی در خصوصی‌ترین مسائلم، حرفی برای گفتن داشته باشم، دیگران را نمی‌دانم. کامنت آخر که دیگر اوج توهین به نویسنده است. آدم یا مطلب را خوانده یا نخوانده. اگر نخوانده کامنت گذاشتن ندارد که اگر خوانده باشد هم مجبور به نظر دادن نیست. زخم‌زبان و اهانت اما مسئله دیگری است.

اگر در همین دیدارهای دوستانه و گپ‌های خودمانی هم توجه کرده باشید مثلاً وقتی هلما با شوق یخچال جهازش را به حوا نشان می‌دهد و نظرش را می‌خواهد یا حسین عکسی را که گرفته نشان محمد می‌دهد، اگر حوا و محمد فقط بگویند: «به‌به!»، جواب هلما و حسین چیزی جز این نیست: «همین؟!». تازه در این دنیای نسبتاً مجازی که همان را هم درست نمی‌نویسند: «بح‌بح! عاقاااا، منم مووووخوام»! یا حضرت‌عباس! با این فرض که کسی اساساً مجبور به کامنت گذاشتن نیست.

گاهی مخاطبان‌تان را آزمایش کنید. ببینید کدام‌شان اصلاً می‌خوانندتان؛ چه می‌دانم، از هر راهی بلدید. احساس من این است که خیلی‌ها زیر سبیلی رد می‌کنند. چه می‌دانم، مطلب رمز دار بنویسید، شرایطی فراهم کنید تا در تله بیفتند؛ از هر راهی که می‌دانید. آن‌ها را دست‌چین کنید؛ یکدست و آراسته. مطمئن شوید که زحمتی که کشیده‌اید جایی بالاخره به ثمر می‌نشیند؛ البته با فرض این‌که برای بازی و سرگرمی و تفنن و خوشی و تفریح و هواخوری قلم نمی‌چرخانید که اگر چنین است، این مطلب برای شما نیست.

شنبه ۳ تیر ۹۶ , ۱۶:۱۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
من از اون دسته از آدم هایی هستم که هرچقدر هم یک وبلاگ رو سرسختانه دنبال کنم، اگه یه پست رمز دار بگذاره، ازش رمز نمیخوام!!
و معتقدم وقتی رو که برای بیان میگذاریم، جزو ساعات مطالعه مون هست پس باید درست ازش استفاده کنیم!
منظورم این نبودها، خودمم همینطورم. کار فراتر از این صحبتها بود.
تازه اگر می بینید من مطلب رمز دار نوشتم، نه به این خاطر بوده، بلکه نیاز به رمز دار نوشتن بوده.
کما اینکه آدمی سطحی نگر نیستم.
ما رو از لطف خودتون بی بهره نگذاشتید بازم تو مثال ها.
میرزا اگرچه من مطالب رمزدار رو نخوندم، ولی بقیه مطالب رو میخونم ها! یه وقت خیال بد برتون نداره! خخخ
ما وبلاگ های متفرقه نمیخونیم. ولی وبلاگ رفقا رو حتما و همه شو میخونیم.
ای بابا!
مراجعه کن به جوابی که به حورا دادم.

بح بح، چه پستی ! :-"


حالا جناب میرزا،

شما که هدفتون از نوشتن، هیچ کدوم از اینایی که ذکر کردید، نیست؛ پس چیه ؟!

می خوام بدونم فایده ی نوشتن در وبلاگ از نظر شما چیه !

:)
یه گزینه ای تو قسمت موضوعات وبلاگ هست؛ پنجمی، اون رو مطالعه بفرماین.
من معمولا خیلی نادر اتفاق می افته که متنی رو نخونده نظر بزارم، ولی وبلاگ بعضی دوستان که همیشه میخونم رو حتی اگه شده به یه قسمت کوچیک از متن اشاره کنم و نظر بزارم زیرش میزارم ،چون دوست دارم بدونن که نوشته شون ارزش داره و خونده شده.
پست های رمزدار معمولا رمز نمیخوام از کسی چون شاید دوست نداشته باشه من بخونم و توی رودربایستی گیر کنه.
ولی خب متاسفانه زیاد پیش میاد برای یه مطلب مدت زیادی وقت صرف میکنی آخرش دوستان با یه خوب بود،عالی بود یا :) از خجالت مطلب در میان.
یاعلی
احسنتم. همیشه در این عالَم انسان های فرهیخته و با ادب و کمالات کم نبوده و نیست؛ در همۀ  دوران.
حرف اصلی در لابلای کامنت شما نهفته بود.
به حق، دست مولا همراهتون!
دارم به انبوه کامنت‌های "قالب نو مبارک" که نوشتم فکر می‌کنم!
مثال بودها، به دل نگیرید. دیگه خودتون به عمق مطلب پی ببرید.
شنبه ۳ تیر ۹۶ , ۱۷:۱۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
منظورم به پست های شما نبود، بلاگر حق داره که دلش بخواد پست رمز دار بگذاره!
میخواستم بگم، راه مطمئنی برای آزمودن مخاطب نیست!
و این رو هم یادم رفت بگم که بعضی وبلاگ هارو بخاطر ارزش مطالبشون می خونیم و بعضی رو هم رفاقتی!
می دونم، به همین خاطر نوشتم که هر راهی خودتون بلدید و اینکه میگم می دونم شاهد هم دارم:
مخاطبی دارم که همیشه همراه من بوده و هست، اما در این پست اخیر حضور نداره، این دلائل متفاوتی می تونه داشته باشه؛ یعنی میگم حادقم.
درسته؛ دقیقا همینطوره.
بارها توفیق اجباری‌طور تست کردمش :))) مخصوصا پست رمزی بی‌ربط.
بی اغراق شما خوب می نویسی. نیازی به تست نداری.
دل ندن از دستشون رفته.
شمایی و یه نفر دیگه.
واقعا مشخصه که برای پست گذاشتن وقت میذاری. قشنگ اون وبلاگ وقت گذارنده با وبلاگ وقت نگذارنده(!) قابل تشخیصن از هم.
دمت گرم. حرفای خوبی گفتی.
من فدای آقا مرتضی گل.
مخلصیم.
من تو یه پستم که واقعا واسش وقت گذاشته بودم, از خواننده های متن خواستم که «هر کی خوند نظرشو بگه». نظراتشون واسم مهم بود, ولی فقط یه عده ی کمی نظر دادن (!)
 اعتراف میکنم بهم برخورد. :) ولی خب گذشت دیگه. هعی...

پستاتون رو دوس دارم. مشخصه که واسه پستاتون وقت میذارید و همینجوری نمی نویسید.

موف تر باشید.

می فهمم چی می فرماین.
لطف داری. سلامت باشی!
یه سریام هستن میان مینویسن الان سرم شلوغه بعدا میام میخونم نظرم میدم:) اینا بدتر از همه ی دسته های فوق اند. خب مومن برو کارتو که انجام دادی بخون نظر بده دلیل اینکارت چیه دیگه:| 
حالا می دونی اصل حرف چیه همشهری؟ سؤال اینجاست: اصلاً چرا این کار رو انجام میده؟ چرا به قول تو میاد این رو می نویسه میره؟ و بدون حتی پستت رو هم نمی خونه. هدفش بحث ماست.
همین ریز بینی و دقت شماست که پست هاتون رو خوندنی تر می کنه :)
نظر لطف شماست.
مرحمت زیاد!
این کامنت دونی بد معضلی ست !

بد! با وجودی که طراحش هدفش خیر بوده، اما ما بازم گند زدیم :)
"به به" واسه جهاز من جواب نمیشه هااا :))
اعتراف میکنم تو این چند سال به این مواردی که گفتین فکر نکرده بودم.
من وقتی حرفی نداشته باشم یا شاید به دلایلی که امکان داره در لحظه برام مهم باشه یا جوابی که در کامنت های قبلی گرفتم کامنت ننویسم یا بخونم و وقت گپ زدن و کامنت نوشتن و منتظر جواب موندن رو نداشته باشم کامنت نمینویسم.
ولی تا حدودی جنس تک تک مخاطب هام روشناختم, میدونم کدوم همیشه میخونه. کدوم کامنت مینویسه, کدوم برا بِده بستون نظر مینویسه و ... البته تاحدودی
(: انشالا! خوشبخت بشی دختر! :)
هلما بانو! دقت کردی بعضی مواقع در جواب یه کامنتی، یه سوال ازش می پرسی؛ یعنی زیر کامنتش ها، ولی هیچ وقت به اون سوال جواب داده نمیشه؟ اینا ریشه روان شناسی داره. حالا من زیاد تو این مطلب واردش نشدم.
من حرص میخورم, شده رفتم کامنت نوشتم جواب بده خب :|
پست نوشتم با توجه به اولش نمیشد آخرش رو حدس زد و بقول دوستی باید تا آخرش رو میخوند چون مثل کارگردانای فیلم غیرقابل پیش بینی یا گمراه کننده بود ولی کامنتهایی دریافت میکردم که تابلو بود پست کامل خونده نشده و صرفا جهت اعلام حضور جواب نوشتن انگار واجب بوده. :)
اصلی ترین حرفم همینه؛ یعنی ببین معلومه نخونده ولی علت این کار رو نمی فهمم. به نظرم این توهینه.
نخوندن پست های بلند و در عین حال نظر بی ربط دادن مثل مثالی که زدید، واقعا توهینه و بهم برمیخوره :| 

میدونم که میدونید؛ هرکسی یه سری مخاطب ثابت و آشنا داره، بقیه ی افراد همینجوری هستن که باشن :)) کامنت ها رو نبندید لطفا؛ ما هم قول میدیم کیفیت کامنت هامون رو زیاد کنیم :)

+ ان شاالله حالتون همیشه خوب باشه و عصبانیتتون هم رفع شده باشه -اشاره به پست بالا-
مخلصم مستر مرادی.
جواب در وبلاگت داده شد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan