حریم خصوصی

حریم خصوصی

وقت سخـن نتـرس، بگـو آن‌چـه گفتنی‌ست
شمشیــر روز معرکــه زشت است در نیــام

موضوعات

http://bayanbox.ir/view/3670810298585472099/11461.jpg

املاء و انشاء هردو مهمند؛ املاء مهم‌تر. هرچه می‌گذرد، بیشتر حسرت می‌خورم. حسرت زمانی را که زنگ انشاء بود و ما خیال می‌کردیم خداوند انشاء را برای آزار ما خلق کرده. غافل بودیم! این غفلت از هر نوعش، به نوعی در زندگی همۀ ما بوده است. اما این‌که املاء مهم‌تر است دلیل دارد.

املاء و نوشتن صحیح واژه‌ها، به‌نوعی خبر از سواد نویسنده می‌دهند. این سواد بسیار مهم است. مهم از این منظر که قرار است منِ خواننده در پای منبر نویسنده‌ای بنشینم که می‌خواهد اعتقادش را، تم مطلبش را، حرف دلش را به مغزم برساند و در آن‌جا عمل تجزیه و تحلیل صورت بگیرد. طبق همین روند، خواننده، نویسنده را در حدی می‌داند که نشستن پای منبرش را اتلاف وقت نمی‌داند. نویسنده را با سواد می‌پندارد.

تصور کنید در حین مطالعۀ یک مطلب، به واژه‌هایی برخورد کردید که ریخت‌شان انگار با آن‌چه قبلاً دیده‌اید متفاوت است. مطلب را گنگ نکنم؛ با غلط املائی مواجه شدید. دو حالت دارد؛ یا این‌که اشتباه تایپی است که خارج از مانحن‌فیه است و یا بی‌سوادی نویسنده است. ربطش به سواد این است که نویسنده‌ای که خود اهل مطالعه نبوده و حتی زحمت تحقیق برای متنش را نکشیده و یا حتی به خود زحمت نداده ببیند واژه‌ای را که می‌نویسد درست است یا نه، چطور می‌تواند حامل پیامش به ذهن مخاطب باشد؟ هرچه رشته است پنبه می‌شود. 

ممکن است سؤال شود که غلط املائی، چه ربطی به پیام مطلب دارد؟ جوابش این است که وقتی خواننده با اشکالات املائی متن مواجه شود و اولی را با اغماض رد کند، به دومی و سومی که برسد، کلاً به اهل مطالعه بودن نویسنده شک می‌کند. که اگر نویسنده اهل مطالعه و تحقیق بود، لااقل درست واژه‌ها را در کتب مختلف و حتی در این فضای نسبتاً مجازی به کرات دیده بود، آن‌وقت کسی که اهل مطالعه نیست، لابد پیامش هم از سر معده است. نویسنده‌ای که اهل مطالعه نباشد... بماند.

وبلاگ‌نویسی فایده‌ای ندارد اگر حداقل هفته‌ای یک کتاب نخوانیم. وبلاگ‌نویسی فایده‌ای ندارد اگر پشت واژه‌های‌مان تفکر نباشد. وبلاگ‌نویسی فایده‌ای ندارد اگر هنگام شک در یک واژه، به تحقیق پیرامون آن نپردازیم و برای خالی نبودن عریضه، صفحۀ وب را سیاه کنیم. فایده‌ای ندارد؛ نه برای خودمان و نه برای دیگران. وبلاگ‌نویسی یعنی تلاش برای مطالعه‌ای مؤثر و انتقال این تأثیر مثبت و آموخته‌های‌مان بر روی وب، به امید این‌که در دلی نفوذ کند و لاجرم بنشیند؛ حتی روزمره‌نویسی‌های‌مان هم می‌تواند حامل نکته‌ای برای مخاطبان‌مان باشد. هدف این نباشد، به مرور ملال‌آور می‌شود و این چنین فریاد خداحافظی‌ها و به امید دیدارها به صدا درمی‌آیند.

دو سؤال همیشه در ذهن‌تان مرور شود:

1) چرا باید مخاطب برای متن من وقت بگذارد، وقتی خودم هیچ تلاشی برای محتوای مطلبم نکردم؟

2) خودتان باشید، حاضرید زحمت مطالعۀ مطلبی را بکشید که خود نویسنده‌اش زحمت مطالعه به خودش نداده؟

همۀ این‌ها که نوشتم، برای کسی است که واقعاً قصد نوشتن به معنای واقعی نوشتن و ایجاد تفکر و حال خوب در مخاطب دارد و برای تفریح و اتلاف وقت قلم را به چرخش وانمی‌دارد که اگر چنین نباشد، این مطلب برای شما نیست.

به امید روزهای بهتر...

مطلب مرتبط:

هر حبشی بلال نمی‌شود

نظرات  (۱۴)

۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۲ مهندس رضا عباسی
لایک
پاسخ:
متشکرم مهندس جان.
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۳۷ ماهی کوچولو
من که جدیدا املام داره خیلی خراب میشه یعنی موقع نوشتن هی شک میکنم و باید بپرسم کدوم درسته مثلا یکی از چیزایی که هی یادم میره ترجیح و توجیه بود که آخر سر با راهنمایی یه دوست یادم مونده فعلا کدوم چطور نوشته میشه و گرنه مدتها توجیه رو توجیح مینوشتم :/ کسی هم نمیگفت غلط مینویسی :|
پاسخ:
این شک و پرسش خیلی درسته و اصل همینه.
در مورد توجیه و ترجیح و یا هر کلمه ای از این نوع، ریشه شون اگه در ذهنتون باشه همه چیز حله؛ «وجه» و «رجح» و «رجحان».
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
وبلاگ نویسی گاهی تجربه و تمرینِ نوشتن هست و چه خوبه که درست ازش استفاده کنیم.
ممنون بابت متن مفیدی که منتشر کردید.
پاسخ:
بله؛ مشق می کنیم.
خواهش می کنم، قابل نداشت.
من بیخودترین مطالبم رو سه چهار بار میخونم. البته نه برای غلط املایی؛ غلط املایی معمولا سعی میکنم کلا نداشته باشم از همون اولش. ولی از غلط تایپی گریزی نیست :)
پاسخ:
همون غلط تایپی هم مستر دیگه باید با سه، چهار بار خوندن برطرف بشه :)
برعکس من عاشق زنگ انشاء بودم همیشه و کلی باهاش کیف میکردم،هنوزم دوست دارم و میگم کاش تو دبیرستان هم زنگ انشاء اضافه کنن، واقعا نیازه:)
ولی املاء، از بعد مدرسه ضعیف شد و رو به سقوطه:(
ولی همون زمان مدرسه هم همیشه تو تعیین"ز" و "ذ" و "ه" و "ح" مشکل داشتم و دارم تازه یه چیز مسخره که همیشه اشتباه میکردم هم اینه که کی "ه"اخر یه کلمه حذف میشه و بعدش شناسه میاد و کی حذف نمیشه (میدونم خیلی ضایع است ولی مشکل داشتم دیگه) :))
+ میگم املای صحیح املاء و انشاء همزه داره؟فکر کنم تو زبان فارسیمون نوشته بود یکیشون در فارسی ء نداره و ءمختص عربیشه.
یاعلی
پاسخ:
بله، همون زمانم بودند کسانی که عاشق کلاسش بودند. می دونید، نوشتن رو خیلی قوی می کرد؛ البته اگه خودمون می نوشتیم که اکثراً اینطور نبود :)
بعضی کلمات خودشون شک برانگیزن. به شکتون میندازن که آیا درستن یا نه. مراجعه به فرهنگ لغات و شناختن معنا و ریشه شون، باعث میشه تو ذهنتون بمونه.
هر دو عربی هستند و همزه جزو حروف اصلیشونه. حروف اصلی رو هم که نمیشه حذف کرد.
یا علی مدد.
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۴۷ میرزا ژوزف پولیتـزِر
سلام علیکم بر آ میرزای اصفهانی پسر خاله ی گرام!
یعنی واقعا اگر یک نفر مثل من.... خودمو مثال میزنم که دوستان به خودشون نگیرند...  
اگر یکی مثل من به جای کلمه ی حظ، بنویسه حض.. و متوجه نباشه که غلط نوشته، و ندونه که غلط نوشته، به این معنیه که شخصیت خواننده رو زیر سوال برده و برای زحمتی که میکشه برای خوندن مطلبم، ارزشی قائل نیستم؟ 
یه کم لطفیه.. بله اینکه مثلا مت بخام علظ بنوبسم و روتوس نکنم  و برنگردم و متوجه نشم که به جای نون ت را فشار دادم و به جای ط ظ را فشار دادم و به جای فلان فلان را فشار دادم که به جای جمله ی من نخوام غلط بنویسم و روتوش کنم، آن بالایی را خلق کنم، بی احترامی به شما ی خواننده ست. بله این را درست فرمودید.
پدرم که معرف حضور هستند، سه کلاس سواد داره آنهم در مکتب خانه. ولی از نظر ما هرگز بیسواد قلمداد نمیشوند. هم اینک کتابخانه ای دارد با بیش از هزار کتاب در هر زمینه ای.. هنوز که هنوزه ثبات را صبات مینویسد و مظلوم را مزلوم... اما تاریخ مردوخ را از بر است و لئون تولستوی را برایت آنقدر خوب نقد میکند و آنقدر خوب موریس مترلینگ را میشناسد و آنقدر خوب شاهنامه را بیت به بیت و فصل به فصل تلفظ میکند که چشمانمان از تعجب گرد میشود.. تاریخ ایران قبل از اسلام را  خوب میشناسد. بعد از اسلام که مثل کف دستش است... ترجمه های ذبیح الله منصوری را طوری نقد میکند که اگر به گوشش میرسید ترجمه را کناری میگذاشت....

کمی لطوفت لطفا... :D

بله املا هم مهم است برادر اما نه آنقدر که انشاء مهم باشد.. مرغم یه پا دارد. 

پاسخ:

و علیکم‌السلام بر آمیرزا مهدی فعله‌گری، پسرخالۀ عزیزم.
از کجا متوجهش شدی؟ :) دیدمش. اگه از قصد نوشته بودی که جایگاهی نداشت. اگرم الان فهمیدیش که این کار رو قبل از نوشتن بکن. خدمت شما عارضم که در همین واژه که به عنوان مثال اوردی، اگر منظور از متوجه نبودن، غلط تایپی باشه که این محاله پسرخاله؛ چون «ضاد» بالای صفحه کلیده و «ظ»، پایین آن. اگر منظور کلاً ندانستن اونه که اثبات مطلوب ماست؛ به این معنا که با وجودی که مطلع هستید که ما در الفبای فارسی چند حرف را داریم که از لحاظ ظاهری به هم شبیه نیستند، اما صداشون یکیه و حتی در عربی مخارجشون هم متفاوته، زحمت تحقیق در مورد اون واژه رو به خودتون ندادید. شما در این‌جور مواقع باید در مورد درست کلمه اگر بلد نیستید تحقیق کنید. اگر واژه رو درست نوشته بودید، می‌تونستید درست این واژه را حتی به مخاطب‌تون هم که به همون سبک، ذیل مطلب، این کلمه رو نوشته، یاد بدید.

اما متوجه نبودن از این باب هم هست که من درست واژه رو بلد بودم، اما دیگه شده و تندتند که تایپ می‌کردم این اتفاق افتاده. در این صورت هم نویسنده اگه مطلب را یک‌بار بنویسه و بعدش هم دکمۀ ارسال رو بزنه، باز مطلوب ما حاصل شده؛ یعنی حتی زحمت دوباره‌خوانی بادقت رو هم به خودش نداده. در ضمن در فرض مذکوری که شما بیان کردین، بحث، بحث نویسنده نیست، بحث نگاه مخاطبه؛ یعنی از دید مخاطبه.

خدا حافظ و نگهدار ابوی گرامی باشه پسرخاله! قیاس‌تون مع‌الفارقه. پدر من هم مکتب درس خونده بود؛ اما حافظ قرآن بود. مادربزرگم حتی مکتب هم درس نخونده بود، اما قرآن را از رو می‌خوند. می‌دونی پسر خاله، اونها اگر واژه ای رو حتی درست ننویسند، حرجی بهشون نیست؛ چرا که وسایل دم‌دستی تحقیق حتی در کنارشون نبوده. اما الان شما همین‌طور که نشستی داری متنت رو در پنل مدیریتی یا ورد تایپ می‌کنی، یک جهان واژه در کنارت هست و کافیه فقط دو تا کلیک بزنی. در ثانی پدر شما اگر تولستوی رو خوب نقد می کنه، شفاهی نقد می کنه و باور کن اگر می خواسته چهار کلامی هم در موردش بنویسه؛ چون اینجور خوب نقد می کنه، حتما در موردش مطالعه داشته، پس امکان نداره که در نوشتۀ ایشون هم در همین مورد (نقد تولستوی) نقصی وجود داشته باشه که این همون مقصود ماست.

پسرخاله فراموش نکن مرغِ یک‌پا رو حتی خروس‌ها هم سراغش نمیرن. مرغ یک‌پا نمی تونه راه بره. گوشه‌ای می‌افته و باید سرش رو ببری تا حروم نشده :)

بسیار خوب بود.
واسه پاراگراف اول نوشته تون هم بگم که این حسرت یکی از حسرت های بزرگ زندگیمه! چه استفاده هایی که میشد از زنگ های انشا کرد و نکردم. از اون بیشتر، حسرت اینو میخورم که چرا زمانی که به این پی بردم، یعنی تقریبا دوران دبیرستان، زنگ انشا حذف شد :( کاش اینکارو نمیکردن :(
پاسخ:
لطف دارین.
بله؛ این دقیقاً همون حسرتی بود که هدف بود.
حالا با حذف اون در دبیرستان و بالاتر کاری نداریم. از این دست مشکلات زیادن. خودمون باید مطالعه کنیم.
بسیار هم درست و صحیح:) تا اینجای کار عامیانه نوشتم ولی به املا دقت کردم:)
ایشالا از این به بعد هم همینطور باشه!
پاسخ:
مخلص همشهری :)
منظور همین دقته بود همشهری که خدا رو شکر داشتی.
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۹ ... S҉A҉H҉A҉R҉
خودتان باشید، حاضرید زحمت مطالعۀ مطلبی را بکشید که خود نویسنده‌اش زحمت مطالعه به خودش نداده؟

من بعضی وقتا یادم میره پستمو بخونم خب:(
پاسخ:
عجب!
چطوری میشه که آدم یادش میره پستش رو بخونه؟ :)
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۱۴ ... S҉A҉H҉A҉R҉
پیش نیومده واسه شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟وقتی ادم پستشو مینویسه و چک میکنه لازمه دوباره بخونه خب اخهههه چ کاریه:////////
پاسخ:
برا من نه.
کلاً برا کسی که پشت کلمه هاش تفکر داره و دوست داره خوراک روحِ درست و درمونی برا خواننده هاش تو رستوران وب، تحویل بده، کاری مهم میشه :)
نویسنده (به معنای عام) باید برا متنش ارزش قائل باشه خواهر من :)
شما حتی برای یه خاطرۀ روزانه هم بالاخره دقایقی رو صرف می کنید. بهتر نیست همون هم چیزی داشته باشه برای هر دو (نویسنده و مخاطب)؟
پس می ارزه بارها و بارها حداقل خود نویسنده بخونه و اول خودش کیف مطلبش رو ببره.
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۴۳ ... S҉A҉H҉A҉R҉
اووووووووو بابا چقد منطقی حالا من یه بار بخونم اشکال داره؟:)))
پاسخ:
نه، کاری به منطق نداره :)
یه چیزی کلی بهتون بگم. وقتی یه ایده به ذهن می رسه، مغز سعی داره خیلی زود بریزه یه جایی مثل کاغذ یا صفحه ورد و خالی بشه. اتفاقا همین کارم انجام میده. 
اکثر نویسنده های خوب، وقتی مغز رو خالی کردن رو کاغذ، نوشته رو کنار میذارن؛ چون خیالشون راحت شده. یک ساعت بعد یا روز بعد میرن سراغ نوشته و تازه می فهمن کجا رو باید چطور بنویسن و چیزای جدید یادشون میاد.
حالا دو بار هم نه تنها بد نیست، که آدم حتی غلطای تایپی یا نوشتاری رو هم بررسی می کنه.
نویسنده حرفه ای که بارها باز نویسی می کنه که از بحث ما خارجه :)

من عاشق زنگای انشا بودم ولی املام ضعیف بود از همون بچکی

کاملا موافقم به کلمه به کلمه متنی که نوشتین :)

پاسخ:
سلام همشهری :)
اولی قابل تحسین و دومی قابل تمرین و مطالعس :)
ممنونم از شما.
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۵ -دایناسو ر-
با دیدن غلط املایی تو به وبلاگ میشه کنار اومد اما دیدن غلط املایی تو یه کتاب ادم رو واقعا دلسرد میکنه... 
پاسخ:
موافقم؛ اما فرقی بینشون نیست. هر دو باید سالم باشند. کما اینکه در وب خود نویسنده متن رو تایپ می کنه و در کتاب ممکنه خود نویسنده، ممکنه تایپیست. خب با این دلیل، مورد اولی (وبلاگ) که خود نویسنده تایپ می کنه، اگه غلط داشته باشه، به همون اندازه مهم میشه.
بسیار قابل تامل و زیبا بود
پاسخ:
نظر لطف و محبت شماست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">