خیلی‌خب!

«خوب یه برداشت میشه از ابتدا تا انتهای مطلب کرد و اون این‌که...»

حکایت «خب» و «خوب»، حکایت محاوره و معیار نیست؛ یعنی این نیست که «خوب» در حالت نوشتار بیاید و «خب» در حالت محاوره و مثلاً کامنت و دیدگاه.

قیدی که به‌کار می‌بریم که مثلاً «خب، بگو ببینم چیکار کردی؟»، امروزه برای خودش یک جایگاه اختصاصی تعبیه کرده و می‌توان حتی در نوشتار نیز از «خب» استفاده کرد. این «خب» با «خوب»، به واسطۀ همین جایگاه اختصاصی که پیدا کرده، توفیر دارد.

«خوب» در مقابل بد است. «خب» چند معنا می‌تواند داشته باشد:

یکی برای گرفتن تأیید؛ مثل: «اصلاً در این رابطه با حسین حرفی نزن، خب»؛

دوم به معنای کافی بودن یک امر؛ مثل وقتی که یک‌نفر چیزی را برای شما مشخص کرده و شما متوجه امر شدید و بیش از اندازه توضیح می‌دهد و شما در جوابش می‌گویید: «خیلی‌خب، فهمیدم»؛

سوم برای نشان دادن کنجکاوی؛ مثلاً کسی تصادفِ در خیابان را برای شما تعریف می‌کند و به‌ جای حساسش که می‌رسد، مکث می‌کند و شما برای کنجکاوی می‌پرسید: «خب؟»؛

و... .

می‌بینید که واژۀ «خب»، برای خودش مردی شده و زندگی مستقلی تشکیل داده است؛ البته توجه داشته باشید که «خب»، گاهی همان «خوب» است و این فقط ممکن است در لهجه‌ها باشد؛ مثل اصفهانی‌ها که وقتی جویای احوال شما می‌شوند، می‌گویند: «حالدون خُبه؟».

در نوشتار و حتی داستان‌های خوبی که می‌نویسید در آینده، نیاز نیست جایگاه هرکدام از این دو واژه را از آن‌ها بگیرید. هردو به صورت مستقل می‌توانند استفاده شوند. می‌دانید، نوشتن صحیح، فی‌نفسه و لو خلی و طبعه بد نیست.

می‌بینید که واژۀ «خب»، برای خودش مردی شده و زندگی مستقلی تشکیل داده است؛

این خط رو خوندم کل مطلب یادم رفت انقد خندیدم! :)) 
حالا بخند، اشکال نداره، نوش جانت، اما سعی کن اصل مطلبم یادت بیاد :)
چه نکته ی ریزی بود:) 
گاهی هم خوندن متن یا نظر رو سخت میکنه و وقتی وسط متن میرسی تازه متوجه میشی منظور نویسنده چی بوده:)
یه چیز دیگه هم هست اونم دیر و دوره،مکرر دیدم حتی تحصیل کرده ها هم جای این دوتا کلمه رو اشتباه استفاده میکنن، مثلا میخوان فارسی و باکلاس حرف بزنن میگن:" وای دورم شد"!! در حالی که دور مکانه و دیر زمانه:)
یاعلی
عینک لطفاً :)
باریکلا! «دیر» و «دور» هم هست؛ البته باز در لهجه ها ممکنه استفاده بشه. مثلاً ما خودمون همون مثال شما رو استفاده می کنیم و ازش معنای «دیر» اراده می کنیم.
یا هو مدد
میرزا من همش میام اینجا رو میخونم سعی میکنم غلط غلوط هام رو تصحیح کنم، اینبار که خوندم جو گیر شدم، "خب" و "خوب" رو لااقل بلد بودم. :)
خیلی ممنون :)
خدا رو شکر.
ما مخلصیم :)
یعنی کسره ای فتحه ای چیزی نمیدید؟ما همون دیر رو برای زمان استفاده میکنیم و دور رو برای مکان مثلا: ووی دیرُم اویده:))
البته اینی که من میگم تو وسط فارسی سلیس میگه وای دورم شد:))
شما چه سختش می کنید؛ «اویده» :)
نه، ما کسره، فتحه نداریم. رک میگیم: «یالا بینم دورم شد».
باید "خب" نوشته میشد، گویا
گویا که نه، حتماً.
مگه اینکه منظورش متن خوبی باشه که با قرینۀ «اون اینکه» منتفیه.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
پس بگو ماجرا چیه...
راستش میرزا من چندتا مخاطب دارم که کلمه به کلمه حرفاشون یادم میمونه ** *** ***** ******* **** ** *** **** ***** برا همون کامنت که به کل یادم نبود. پست هم حس کردم یه چیزیش هست تو خط اول ولی چون دقیق رو کلمه ها زوم نکردم همون "خب" خوندم..
خوبه که اینجوری ایده میگیرین کلی بلاگر هم استفاده میکنن از پست.
نه پَ چه :)

گاهی خواندن برخی نوشته ها و گفته ها دست گرمی خوبی است برای نوشتن.
پس یعنی اینکه «خب» با همین شکل میتونه تو نوشتار هم بیاد دیگه، درسته؟ :)
دقیقاً :)
این روزها نمی‌دونم چرا ساکت‌تر از همیشه پستاتون رو می‌خونم و چیزی نمیگم. ولی خیلی‌خیلی ممنون که برامون می‌نویسین میرزا...
شما سکوتت هم خوب و کار درسته حریر بانو.
می دونی حریر، بعضی از پست ها رو وقتی آدم می خونه، استفادش رو می بره، ولی می بینه که اصلاً «نظر بردار» نیست هیچ رقمه. لازم نیست حتماً مخاطب چیزی بگه، مگه اینکه واقعاً حرفی برای دیدگاه داشته باشه و می دونم که خودت بهتر از من می دونی چی گفتم.
ما مخلصیم.
خب یه چیزی... ما اون «خیلی» قبل از خب رو هم «خیلِ» تلفظ میکنیم... میگیم «خیلِ خب» دی: نمیشه اونم نوشت خیل؟:/ خیلی اعصاب خردکنه که اونو مینویسیم خیلی ولی میگیم خیلِ.... البته شاید این به لهجه و اینام وابسته باشه.
اینی که شما می فرماین در گفتاره. منظور ما نوشتاره.
می بینید که تو کامنت و یا حتی صحبت، اینجور استعمال میشه، ولی من ندیدم که در متنی «خیلی» اینجور نوشته نشه مگه اینکه دیالوگ باشه.
بزرگوارید استاد(الان میگین نگو استاد :)) )

دقیقا. دقیقا. چه خوب بیانش کردین...

ارادتمندیم :)
می خواستم بگم که پرانتز رو دیدم :) دیگه این روزا شبیه فحشه ؛)) من میرزام و افتخارم می کنم که میرزام؛ بگو میرزا ؛))
خوب دریافتش کردین شما.
صفای وجود شما :)
چرا فحش؟ استاد معنی بزرگی داره. و اونایی که آلوده‌اش می‌کنن به تمسخر از نظر من آدمای دون و بی‌مغزی هستن! :| 

و چشم. سعی می‌کنم دیگه نگم. فقط سعی می‌کنم! :))
شوخی کردم حریر؛ مثل اینکه لبخند پشتش خاصیت نداشته :) ولی دون و بی مغز رو خوب اومدی ؛-)
بسیار سعی کن، بسیار؛ همون طور که در انتخاب رشته و نوشتن بسیار سعی کردی و می کنی؛ مرحبا :)
چرا اتفاقا شوخیش رو گرفتم :))
منتهی چون دلم پر بود گفتم اینجا بگم. مثلا دیدین تا میخوان طرفو مسخره کنن بهش میگن دکتر یا مهندس؟ اینقدر حرصم می‌گیره از همچین آدمایی! :|

چشم :))
:)
آره، یه بابایی هست کشاورزه، تراکتورم داره. زمینم شخم می زنه. خلاصه که تو حیطه کشاورزی و آبیاری همه کارس. بعد رو مسخره بهش میگن مهندس امین در حالی که سه کلاس سواد داره؛ یعنی معروفه به این اسم و تا نگی، کسی نمی شناسه :) می فهمم چی میگی.
بی بلا انشالا! :)
و اگر توجه کنیم خیلی از این آدما حتی اگر به روی خودشون نیارن در دل ناراحت میشن از این طور خطاب شدن...

ممنون :)
دقیقا همینطوره مگه اینکه دنده پهن باشه.
خواهش می کنم :)
 از اون قسمتی که به حریر بانو گفتین می دونی رو من خوب میدونم.
البته با این کامنت خواستم اعلام حضور کرده باشم :))
همه آدمای فهیم خوب می دونن :)
خوش اومدین. لطف کردین :)
سلام سلام
و
"خب حالا " هم هست.نه؟
علیک سلام
بله؛ میره زیر مجموعه مورد دوم.
خب خداروشکر یه چیزیم از قبل بلد بودم البته کلی هم وسواس داشتم روش :))

+تشکر آمیرزا از اینکه وقت میذارید و اینارو بهمون یاد میدید
خدا رو صد هزار مرتبه، که بیشتر شکر :)
+ ما مخلصیم.
خاب یا خب مسئله این است!
«خاع» هم مسئله است بهار منتقد.
خب که جای خود داره
ولی خااااب اصن حس و حال دیگه ای داره
تا وقتی خاب هست خب چرا؟
خاب که تو لهجس همشهری و اتفاقا راس میگی، او حس عجب و از ته دل بودن رو داره.
من همیشه در عجب بودم و هنوز هم هستم که به واقع چرا خیل عظیمی از مردم خُب رو مینویسن خوب :|
خدایتان خیر دهاد جناب میرزا که با این پستتون بار سنگینی رو از روی روح و روان من برداشتید :))
سلام دختر انار :)
خیلی خوش اومدین :)
دقیقا... خط اول همین متن یک کامنته و به خاطر همین نوشتمش.
خدا خیر دنیا و آخرت به شما بده!
سلام و نور :)
ما که بودیم هر چند در سکوت دی:
پس خدا در کنار شما صاحب کامنت رو که مسبب این اتفاق شد هم خیر بده :))
تقریبا مرام شما دستم اومده. سلامت باشید الهی!
خدا شما رو هم خیر بده! :)
باشد که دستتون رو چیز خیلی بدی نگرفته باشه :))
ممنون و متشکر :)
نه؛ همیشه گفتم و بازم میگم، شما از خوبای عالمید.
خواهش می کنم :)
شنبه ۲۸ مرداد ۹۶ , ۱۱:۱۲ محمدرضا عاشوری
منم همیشه با این کلمه مشکل داشتم. 
انشالا الان حل شده باشه!
چه کار قشنگی می کنی این نکاتو میگی. باشد که رعایت کنیم تا رستگار بشیم
قابل شما رو نداره زن کویر. باشد که همه رستگار شویم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan