حریم خصوصی

حریم خصوصی

وقت سخـن نتـرس، بگـو آن‌چـه گفتنی‌ست
شمشیــر روز معرکــه زشت است در نیــام

موضوعات

http://bayanbox.ir/view/1985331904708313832/abc.jpg

شده است نقل آن عبارت معروف که «بخشش لازم نیست اعدامش کنید». با این عبارت، اهمیت بنده‌های خدا (علائم‌ نگارشی) معلوم می‌شود. این‌که چقدر خواندن صحیح مطالب و کتاب‌ها می‌توانند مثمِر باشند و برعکسش مضر. شده تا امروز، جماعتی بر سر خوانش اشتباه یک جمله، دچار «افسوس که عمرِ خود تباهی کردیم» شده‌اند.

هوشنگ ابتهاج گفته بود:

«در مراسم کفن و دفن شخصی شرکت کردم. دیدم قبل از این‌که بذارنش در قبر، چیزی حدود یک‌ وجب سرگین و فضولاتِ ترِ گوسفند، کف قبر ریختند. از یک‌نفر که این‌کار رو داشت انجام می‌داد، سؤال کردم: این چه رسمی‌ست که شما دارید؟

گفت: توی رساله نوشته که این کار برای فرد مسلمان مستحبه و ما مدت‌هاست برا مرده‌هامون این‌کار رو انجام می‌دیم.

چون برام تعجب‌آور بود، سریع گشتم و یک رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف و بهش گفتم: کجاش نوشته؟ طرف هم رفت تو بخش آیین کفن و دفن میت، آورد که بفرما.

دیدم نوشته «کف قبر مسلمان، مستحب است یک وجب پهن‌ تر باشد».

نظرات  (۲۶)

من اگه بخوام داستان بنویسم ، تو این قصیه مشکل دارم قشنگ!!
پاسخ:
مثلاً چجوری؟ مسئله سر خوندنه ها.
شما یکی از اون داستاناتون که نوشتید رو بدید من بخونم.
چه داستان جالبی بود، پِهَنِ تر، بیچاره مُرده :)))
وقتی سر امتحان ادبیات مصرع اول یه شعر رو کاملا برعکس خوندم و بعدا سر نمره اش کلی حرص خوردم فهمیدم چقدر مهمه:))
یاعلی
پاسخ:
شما میگید «پِهَنِ تر»؟
میدونم .. متوجه منظور پستتون شدم:)))
ولی خب من دارم میگم منی که میخوام بنویسم ، باید یجوری بنویسم که خواننده بتونه درست بخونه دیگه!!

اینجوری رسما آبروم میره پیشتون میرزا!!! شاید اصلا نشه اسم داستان هم روش گذاشت! هر وقت به اون حد رسیدم که بتونم داستان خوبی ارائه بدم ، میدم بخونید حتما :دی
پاسخ:
خب اینکه مشکلی نداره. اصولاً اهالی مطالعه و با سوادها، از بس کتب مختلف رو خوندن، با دیدن کلمات، می فهمن که جریان از چه قراره. می مونه کلماتی که خود شما شک می کنین که خواننده، اشتباه برداشت کنه یا یه چیز دیگه ای بخونه؛ مثلاً «هُلو» و «هِلو». در اینجا هم خداوند روی صفحات تایپی، حرکت هایی خلق کرده است :)
شما بفرستید و یا آدرس بدید، آبرو ریختن نداره.
"پِهَن"  میگن  "پَهَن" هم میگن ولی پِهَن (فضولات ) رایج تره، شما چی میگید مگه؟

پاسخ:
پِهِن.
این عکس سایه چقدر دلبرانه س.
پاسخ:
سلام :)
با راهنمایی فرشته خانم گرفتم جریان رو.
به قول شما عجیب دلبرانس!
سلام:)
درست خوندن خودش واقعا یه هنره 
آقای سبطی یه کتاب نوشتن به نام قرابت معنایی که برای کنکور خوندم من اما در کل
برای همه در هر سنی کاربرد داره و اولین فصلش دقیقا در مورد شیوه ی صحیح درست
خودن نوشته :)) خیلی کتاب خوبیه :)
پاسخ:
علیکِ سلام :)
بله؛ اتفاقاً این جدا کردن جمله ها و با هم خوندن اونهایی که مرتبطن، از فنون خوندن محسوب میشه.
ممنون بابت این پیشنهاد خوب.
چه جالب:)
سایه تخلص هوشنگ ابتهاجه:)
یاعلی
پاسخ:
جالبه، ولی اصل موضوع اصلاً جالب نیست :)
بله؛ بی هوا گفته بودن و بی مقدمه و منم امشب گیج، متوجهش نشدم.
یا هو
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۰۴ ماهی کوچولو
من قبلا هم این حکایت پهن تر رو خونده بودم برام قابل باور نیست راستش
ولی قبول دارم درست خوندن مهمه حتی تو ریاضی
پاسخ:
حالا دیگه ما هم خوندیم و هم بارها شنیدیم. اینش زیاد مهم نیست. مهم همون نکته ای هست که در آخر گفتین.
البته این هم از زبون شخص معتبری شنیده شده.
عجب ماجرایی :))

علاوه بر درست خواندن درست شنیدن و درست فهمیدن هم خیلی مهمه که اگه رعایت نشه نتیجه‌اش میشه سوءتفاهم و به دنبالش ماجراها به وجود میاد.
پاسخ:
دقیقاً... :)
اصل همون بحث دریافت صحیح هست که تمومش رو در بر می گیره.
هشت سالم بود که بابام برام کتاب خرید، چون می‌دید چطوری مجله‌ها رو قورت میدم.
گوزن رو خوندم گُوزَن و هیولا رو خوندم هِیوَلّا :دی

پاسخ:
این گوزن بیچاره که در زبون همه ما بد چرخیده فکر کنم. هیولا اما نوبر بوده :)
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۳۶ دُچــــ ــــار
دارم میمیرم از این بدخوانی!!  :))))
پاسخ:
دور از جونت! درست میشِد :)
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۳۸ دُچــــ ــــار
میرزا اصلشو دستم برسون فیشش کنم :)
پاسخ:
من شنیدم دچار؛ جایی ندیدم.
البته دنبالش نرفتم که پیداش کنم که صد در صد هست. 
حالا اگه یافتمش حتما... :)
خودشم یه وجب، عجب وضعی بوده D:
پاسخ:
((: از گوسفند بوده عزیز؛ گوسفند :))
:/
عجب جهلی
پاسخ:
درسته. نمونه هاش فراوونه در تاریخ بشر علیرضاجان.
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۱۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
و چه جهل هایی که بدفهمی ها هنوز هم رایج هست!
پاسخ:
خیلی فلسفی بود بانو، اما فهمیدمش و موافقم باهاتون :)
خیلی داستان جالبی بود. واقعا بدخوانی و کج فهمی مسئله چالش برانگیزیه. ممنون که این چیزا را گوشزد می کنی
پاسخ:
رسیدن بخیر زن کویر!
البته می دونم که خیلی وقته برگشتی.
برای خودم هم جالب بود که یه جورایی بازنشر دادم. دونستنش و خوندنش خالی از لطف نبود.
خواهش می کنم.
اون مثال اخر مطلبو رسوند:|||
پاسخ:
همینطوره همشهری؛ مثال برای وضوح مطلب بود.
وای یعنی در این حد؟ خدای من!!!!!
 علاوه بر علائم نگارشی چه میکنه این خرافه با انسان ها
پاسخ:
اینجور بوده به هر صورت.
نه خب، خرافه نبوده. طبق ظاهر، برداشت اشتباه بوده.
پِهِن و پَهن...... انصافا بدیهی بوده در حد «بخشش لازم نیست اعدامش کنید» نبوده.

هییییم. درست بخوانیم.


پاسخ:
شما با سوادی هلما. برا شما بدیهیه.
اون مثال برا علائم بود و الّا چیز مجهولی درش نیست.
ما یه زمانی یه جایی کار میکردیم به اسم «بلوار کاج» این بلوار کاج پر بود از بانک. بعد داداش من میگفت الان فکر کن یک عرب بیاد این بلوار. همش همه جا میبینه نوشتن «بِاَنَّکَ تجارت، بِاَنَّکَ صادرات و...»
پاسخ:
خیلی خوب بود حسین :)
می دونی تا الان حتی به مخیلم این واژه (بانک) خطور نکرده بود که اصلاً بشه جور دیگه ای خوند.
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۵۱ زیـ^ـــ^گما !!

عجب برداشت اشتباه عمیقی!گود برداری بوده اصلا!

پاسخ:
تعبیر قشنگی بود :)
اووووووووووووف... عجب ماجرای خفنی بود. :))))))))
پاسخ:
خفن بودنش رو دیگه من بلد نیستم یعنی چه :)))
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۰۹ مردی بنام شقایق ...
اینجاس که میگن شنونده (خواننده) باید عاقل باشه :)))
پاسخ:
که انشالا از راه مطالعه و تحقیق حاصل میشه مهندس :)
وای:)
جالب بود واقعا. شد دوتا مثال برای اهمیت خوب خواندن.
پاسخ:
:)
و خوب دریافت و هضم کردن.
خب هرچی! فرق نداره که D:
پاسخ:
آخه از گوسفند گلاب به روت دایره ای شکل و کوچیکه، به وجب نمی رسه. باید چندتاییش رو بذاری کنار هم :)
حالا پِهِن و پَهن اش به جهنم !
ولی واحد شمارش پِهِن ، وجب نیست که عاخع !!!!
:|

.
.
خیلی خوب بود :))
پاسخ:
وقتی پَهن رو پِهِن می خونن، معلومه واحدش میشه وجب :)
متشکر.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">