یاللعجب!

یاللعجب! دورۀ آخرالزمان شده است. برعکسش را دیده بودیم که گاهی به چک و لگد ختم می‌شود. به قصد سینما ترک منزل کردم. دختر جوان سوار تاکسی شد و عدل خودش را چسباند بهم. ریش و سبیل بلندم را ندید انگار. گفتم: «خانوم! یخته جمع‌و‌جورتر بیشین. مگه خودد دادا نداری؟». نگاهی عاقل اندر سفیه به من انداخت و گفت: «هووووو! از خُدادم باید باشد، ناراحتی بپر پایین». از جایش تکان نخورد لامذهب و به گوشی‌اش ور ‌رفت. راننده تاکسی فقط از تو آینه نگاه کرد و سر تکان داد.

#هشتک کلیشه برعکس

سلام 
دلیل خراب شدن چهره دختران ایرانی در نگاه پسران ایرانی چیست؟ 
و علیکم سلام
چی بگم والّا. بحثش گستردس. اگه حرمت ها حفظ نشه و سوءاستفاده بشه، ممکنه برای هر دو طرف اتفاق بیفته.
:|
|:
خدا رحم کنه. عاقبتمون رو هم ختمِ بخیر کنه.

چه فیلمی دیدید جنابِ میرزا؟! :))
آمین!
سارا و آیدا و ای کاش ندیده بودم :)
اینا چرا گیر ما نمیاد پس؟ شانس نداریم 
میاد حضرت عشق؛ یه سری به مرکز شهر بزن.
:)) عجبا!!
می بینی روزگارو مستر!
یا خدا :| این دیگه چقدر پررو بود! با اینکه گفتین بازم هیچ کاری نکرد :/
خدایا ماها رو عاقبت بخیر کن! چه دور و زمونه ای شده ها -__-
آره والّا حریر! اصولاً صندلی عقب نمیشینم. اینبارم بهش خورد.
آمین!
خیلیم بی ادب بوده :|  از کلمه هووو خیلی بدم میاد... احساس میکنم توهین شده بهم 
بعد تازه جالبیش این جاست که از جاش تکون هم نخورده :|
  من این رفتارو دیده بودم آقایون انجام میدن ...یه بار تو تاکسی نشسته بودم آقا 
پاهاشون رو به اندازه تمام صندلی باز کرده بودن و راااااحت نشسته بودن ...اون وقت من و
اون خانومه به در چسبیده بودیم... واقعا بعضیا فرهنگ صفر -______-
باریکلا! منم یه همچین حسی دارم به «هوووو».
بله؛ به کرات دیدم و خب عرض کردم که گاهی کار به دعوا کشیده.
ما هم آرزو داریم که این بی فرهنگی تموم بشه.
همون صندلی جلو از همه بهتره
من بخاطر همین مسائل اصلا تاکسی سوار نمیشم. اگه بشم هم دربست می گیرم! والا آدم چندشش میشه... یعنی چی آخه -__-
آره والّا.
خب ماییم و دوسر عائله، زورمون به دربست نمی رسه، ولی شما خب کاری می کنین :)
بی محتوا بود؟!
دقیقاً...
:||
برعکس شده دور زمونه :||
بله؛ گاهی یه همچین مواردی هم یافت میشه.
جسارته میرزا ولی من میبودم همونجا دستمو میکردم تو دماغم میمالیدم بهش بفهمه من بیشتر از اون احساس صمیمیت میکنم!
یعنی عالی بود حسین :) چیطو ما این کارو نکردیم!
نیمچه لهجه اصفهانی چیست؟
سخنانی است که از دهان من و اوشون خارج شده است :)

از "بیست و یک روز بعد" خیلی تعریف میکنن،من هنوز ندیدم البته...

هروقت خواستین یک فیلمی رو ببینید اول کامنتا و نقدهاشو یه نگاه اجمالی داشته باشید که وقتتون حیف نشه :)

فیلم خوبیه. تو ایام جشنواره خیلی در موردش صحبت های خوب بود. من ندیدمش ولی می دونم که فیلم خوبیه.
چشم :)
حالا ما جوون تریم شیطنت هامون بیشتره!
ولی جدی این کار رو میکردم.
خداییش کار فوق العاده ایه در مقابل چنین افرادی. حالا نه عینا این کار که هر چیزی می تونه باشه.
من خودم آدمی نیستم که در همچین مواردی کم بیارم، اما یه مقدار سر تکون دادن راننده باعث شد که عقب نشینی کنم.
چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶ , ۲۱:۴۳ دریا _ گاه نوشته های من
چه بر سر دختران وطن آمده؟
نمی دانم.
نمیدونم مردم این مملکت چشون شده! نگاه چقدر جنس مونث بد شده! بعد انتظار دارند حقوق‌شون هم رعایت بشه! ما مردها رو نگاه! همه مثل میرزا سر به زیر و پاکیم! واسه همین حقوق‌مون رو میدن! اونوقت میگن چرا زنها رو استادیوم راه نمیدن؟ نگاه دختره چه کرده! فاجعه است! خب میره استادیوم، تازه پسرای پاک و حقوق‌مند هم فحش ناموسی میدن ببین چه خبر میشه! همون بهتر که نمیذارن برن استادیوم! وگرنه هم پسرا خراب میشن، هم دخترا حریص تر و ناپاک تر! والا!

سارا و آیدا هم بهترین فیلمی بود که دیدم! فکر کنم... :))
خب حالا حرص نخور علی. چشمۀ جوشان عاشقانه هات می خشکه.
بهترین فیلم؟ می خواستم یه نقد براش بنویسم علی، دیدم ارزش نقد نداره :)
یاد جوکی افتادم که امروز خوندم "انقد گفتید تو ماشین به حریم بانوان احترام بذارید، جوری خودمو گوله کردم چسبیدم به در ماشین که یهو دختره گفت نمیخورمت که راحت بشین"
خلاصه که اینجوری :) 
اینم از شرح طنز ماجرا :)
من جای شما بودم منم خودم ولو میکردم ببینیم کی ولووتره؟
یاد ماجرایی افتادم احسان جان. توی مدرسه که دعوا می کردیم، مدیر می گفت فردا جفتتون به باباهاتون بگید بیان مدرسه. باباها همیشه سر کار بودند و نَنَه ها میومدن. دعواهای قدیم هم کش دار بود. فردا اون تلافی می کرد، پس فردا من. بعد ننۀ من که توی دفتر می گفت «آقای مدیر! پسر من اصلاً اهل اینجور برنامه ها نیست» و ننۀ اون که می گفت «آقای مدیر! گفته تلافی می کنم» و بعد ننۀ من که می گفت: «پسر من اصلاً اهل تلافی نیست»، دست و بال من رو برای تلافی، با همین یه کلمه حرفش می بست.
تو خود تعمیم بده به این مکان.
شمارتو نگرفت؟ :)
نه والّا :)
O-o وا حیرتا
خوش برگشتی بانوچه.
تیکه ننداز میرزا! :))

فیلمش از نظر داستان، بازیگری، کارگردانی و مجموعا همه‌ی جنبه‌های فیلمسازی فیلم ضعیفیه! ولی کلا خیلی عالیه! :) o_o
تیکه چی چیس علی! ما که این حرفارا نداریم دادا :)
یعنی تناقض از عبارتد می بارد دادا. مگه فیلم غیر از ایناس کا گفتی؟ :)
:))) من یه روزی که بشدت هورمونام قاتی پاتی شده بود کلی از روی عمد از این کارای زمونه عوض شده کردم :)))) لابد خانوم مذکور هم چنین به سرش اومده بود
جداً؟ :) پس دوره زمونه سر جاشه، هورمونا گاهی قاطی می کنن :)
(( :وا اسلاما..عفتت مردامون داره لک دار میشه با این کارای خانوما..((:
عفت و عصمت با هم دارن لکه دار میشن :)
ها والّا :))
حوا از جامعه پرسید:
به کجا چنین شتابان؟ :(
من به یه نتیجه ای رسیدم. مراجعه کنید به کامنت مهشید :)
سلام
@@ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!تابی نهایت
دیگه دیگه، تا بی نهایت :)
تنها میرفتین سینما؟؟
فیلمی که بخوام در موردش چیزی بنویسم رو تنها میرم که البته این فیلم ارزش قلم زدن نداشت.
:|||| اخه چه فکری میکنن با خودشون:|||
فکر نمی کنن که همشهری.
بنظرم به پستت به "#هشتک کلیشه برعکس" بچسبون 
:|
اینم به خاطر وجود ارزشمند شما چسبوندم :)
الحمدلله تو این جامعه همه چیز میبینیم دیگه کمتر تعجب میکنیم.
یه بار یه آقا و خانم سر خیابون ایستاده بودن من و یه خانم دیگه هم تو تاکسی، عقب نشسته بودیم، دختره ی چشم سفید رفت جلو نشست و پسره اومد کنار من نشست یعنی چاره نداشتم وگرنه دوست داشتم جفت پا برم تو حلق دختره:/
یاعلی
نعم؛ راست میگید. دیگه کمتر چیزی هست که اتفاق نیفتاده باشه.
احیاناً چاق نبوده دختره! :)
نه والا لاغر بود، این مرز جلو نشستن افتاده به جون مردم:))
حالا که فکر می کنم درست میگین.
الان که دقت میکنم میبینم ض و ز و ذ خیلی تفاوتی ندارن:/ مثلا مرز و مرض میتونن یکی باشن:/

معنی هاشون رو چه می کنید؟
دیگه خواننده باید خودش تیز باشه:))
مهم نیته:|
مشکل اینجاست که معانی بر اساس خوانش خواننده اس. خواننده مرز رو مَرز و مرض رو مَرَض می خونه :)
خب الان تو اون جمله ی من مرز رو واقعا نمیشه مَرز خوند فقط میشه مَرَز خوند،درک معنی جمله به فهمیدن اصل متن و منظور نویسنده کمک میکنه:||

با اینکه نفهمیدم بر اساس چه ملاکی من باید مَرز رو مَرَز بخونم، اما درست می فرماین؛ معنی جمله به فهمیدن منظور نویسنده کمک می کنه.
همیشه قرینه ها، خوانش کلمات رو مشخص می کنند؛ البته در کلمات مشابه.
اصفهانی هستید؟
بله.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan