حریم خصوصی

حریم خصوصی

وقت سخـن نتـرس، بگـو آن‌چـه گفتنی‌ست
شمشیــر روز معرکــه زشت است در نیــام

موضوعات

یاللعجب! دورۀ آخرالزمان شده است. برعکسش را دیده بودیم که گاهی به چک و لگد ختم می‌شود. به قصد سینما ترک منزل کردم. دختر جوان سوار تاکسی شد و عدل خودش را چسباند بهم. ریش و سبیل بلندم را ندید انگار. گفتم: «خانوم! یخته جمع‌و‌جورتر بیشین. مگه خودد دادا نداری؟». نگاهی عاقل اندر سفیه به من انداخت و گفت: «هووووو! از خُدادم باید باشد، ناراحتی بپر پایین». از جایش تکان نخورد لامذهب و به گوشی‌اش ور ‌رفت. راننده تاکسی فقط از تو آینه نگاه کرد و سر تکان داد.

#هشتک کلیشه برعکس

میرزا ...

نظرات  (۲۷)

سلام 
دلیل خراب شدن چهره دختران ایرانی در نگاه پسران ایرانی چیست؟ 
پاسخ:
و علیکم سلام
چی بگم والّا. بحثش گستردس. اگه حرمت ها حفظ نشه و سوءاستفاده بشه، ممکنه برای هر دو طرف اتفاق بیفته.
:|
|:
خدا رحم کنه. عاقبتمون رو هم ختمِ بخیر کنه.

چه فیلمی دیدید جنابِ میرزا؟! :))
پاسخ:
آمین!
سارا و آیدا و ای کاش ندیده بودم :)
۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۳۶ حضرت کازیمو
اینا چرا گیر ما نمیاد پس؟ شانس نداریم 
پاسخ:
میاد حضرت عشق؛ یه سری به مرکز شهر بزن.
:)) عجبا!!
پاسخ:
می بینی روزگارو مستر!
۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۴۳ פـریـر بانو
یا خدا :| این دیگه چقدر پررو بود! با اینکه گفتین بازم هیچ کاری نکرد :/
خدایا ماها رو عاقبت بخیر کن! چه دور و زمونه ای شده ها -__-
پاسخ:
آره والّا حریر! اصولاً صندلی عقب نمیشینم. اینبارم بهش خورد.
آمین!
خیلیم بی ادب بوده :|  از کلمه هووو خیلی بدم میاد... احساس میکنم توهین شده بهم 
بعد تازه جالبیش این جاست که از جاش تکون هم نخورده :|
  من این رفتارو دیده بودم آقایون انجام میدن ...یه بار تو تاکسی نشسته بودم آقا 
پاهاشون رو به اندازه تمام صندلی باز کرده بودن و راااااحت نشسته بودن ...اون وقت من و
اون خانومه به در چسبیده بودیم... واقعا بعضیا فرهنگ صفر -______-
پاسخ:
باریکلا! منم یه همچین حسی دارم به «هوووو».
بله؛ به کرات دیدم و خب عرض کردم که گاهی کار به دعوا کشیده.
ما هم آرزو داریم که این بی فرهنگی تموم بشه.
۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۵۸ פـریـر بانو
همون صندلی جلو از همه بهتره
من بخاطر همین مسائل اصلا تاکسی سوار نمیشم. اگه بشم هم دربست می گیرم! والا آدم چندشش میشه... یعنی چی آخه -__-
پاسخ:
آره والّا.
خب ماییم و دوسر عائله، زورمون به دربست نمی رسه، ولی شما خب کاری می کنین :)
بی محتوا بود؟!
پاسخ:
دقیقاً...
:||
برعکس شده دور زمونه :||
پاسخ:
بله؛ گاهی یه همچین مواردی هم یافت میشه.
جسارته میرزا ولی من میبودم همونجا دستمو میکردم تو دماغم میمالیدم بهش بفهمه من بیشتر از اون احساس صمیمیت میکنم!
پاسخ:
یعنی عالی بود حسین :) چیطو ما این کارو نکردیم!
نیمچه لهجه اصفهانی چیست؟
پاسخ:
سخنانی است که از دهان من و اوشون خارج شده است :)

از "بیست و یک روز بعد" خیلی تعریف میکنن،من هنوز ندیدم البته...

هروقت خواستین یک فیلمی رو ببینید اول کامنتا و نقدهاشو یه نگاه اجمالی داشته باشید که وقتتون حیف نشه :)

پاسخ:
فیلم خوبیه. تو ایام جشنواره خیلی در موردش صحبت های خوب بود. من ندیدمش ولی می دونم که فیلم خوبیه.
چشم :)
حالا ما جوون تریم شیطنت هامون بیشتره!
ولی جدی این کار رو میکردم.
پاسخ:
خداییش کار فوق العاده ایه در مقابل چنین افرادی. حالا نه عینا این کار که هر چیزی می تونه باشه.
من خودم آدمی نیستم که در همچین مواردی کم بیارم، اما یه مقدار سر تکون دادن راننده باعث شد که عقب نشینی کنم.
۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۳ دریا _ گاه نوشته های من
چه بر سر دختران وطن آمده؟
پاسخ:
نمی دانم.
۲۳ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۰۵ علیـ‌ تَرین
نمیدونم مردم این مملکت چشون شده! نگاه چقدر جنس مونث بد شده! بعد انتظار دارند حقوق‌شون هم رعایت بشه! ما مردها رو نگاه! همه مثل میرزا سر به زیر و پاکیم! واسه همین حقوق‌مون رو میدن! اونوقت میگن چرا زنها رو استادیوم راه نمیدن؟ نگاه دختره چه کرده! فاجعه است! خب میره استادیوم، تازه پسرای پاک و حقوق‌مند هم فحش ناموسی میدن ببین چه خبر میشه! همون بهتر که نمیذارن برن استادیوم! وگرنه هم پسرا خراب میشن، هم دخترا حریص تر و ناپاک تر! والا!

سارا و آیدا هم بهترین فیلمی بود که دیدم! فکر کنم... :))
پاسخ:
خب حالا حرص نخور علی. چشمۀ جوشان عاشقانه هات می خشکه.
بهترین فیلم؟ می خواستم یه نقد براش بنویسم علی، دیدم ارزش نقد نداره :)
۲۳ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۱۳ ماهی کوچولو
یاد جوکی افتادم که امروز خوندم "انقد گفتید تو ماشین به حریم بانوان احترام بذارید، جوری خودمو گوله کردم چسبیدم به در ماشین که یهو دختره گفت نمیخورمت که راحت بشین"
خلاصه که اینجوری :) 
پاسخ:
اینم از شرح طنز ماجرا :)
من جای شما بودم منم خودم ولو میکردم ببینیم کی ولووتره؟
پاسخ:
یاد ماجرایی افتادم احسان جان. توی مدرسه که دعوا می کردیم، مدیر می گفت فردا جفتتون به باباهاتون بگید بیان مدرسه. باباها همیشه سر کار بودند و نَنَه ها میومدن. دعواهای قدیم هم کش دار بود. فردا اون تلافی می کرد، پس فردا من. بعد ننۀ من که توی دفتر می گفت «آقای مدیر! پسر من اصلاً اهل اینجور برنامه ها نیست» و ننۀ اون که می گفت «آقای مدیر! گفته تلافی می کنم» و بعد ننۀ من که می گفت: «پسر من اصلاً اهل تلافی نیست»، دست و بال من رو برای تلافی، با همین یه کلمه حرفش می بست.
تو خود تعمیم بده به این مکان.
۲۳ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۲۷ دُچــــ ــــار
شمارتو نگرفت؟ :)
پاسخ:
نه والّا :)
O-o وا حیرتا
پاسخ:
خوش برگشتی بانوچه.
۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۴۳ علیـ‌ تَرین
تیکه ننداز میرزا! :))

فیلمش از نظر داستان، بازیگری، کارگردانی و مجموعا همه‌ی جنبه‌های فیلمسازی فیلم ضعیفیه! ولی کلا خیلی عالیه! :) o_o
پاسخ:
تیکه چی چیس علی! ما که این حرفارا نداریم دادا :)
یعنی تناقض از عبارتد می بارد دادا. مگه فیلم غیر از ایناس کا گفتی؟ :)
:))) من یه روزی که بشدت هورمونام قاتی پاتی شده بود کلی از روی عمد از این کارای زمونه عوض شده کردم :)))) لابد خانوم مذکور هم چنین به سرش اومده بود
پاسخ:
جداً؟ :) پس دوره زمونه سر جاشه، هورمونا گاهی قاطی می کنن :)
(( :وا اسلاما..عفتت مردامون داره لک دار میشه با این کارای خانوما..((:
پاسخ:
عفت و عصمت با هم دارن لکه دار میشن :)
ها والّا :))
حوا از جامعه پرسید:
به کجا چنین شتابان؟ :(
پاسخ:
من به یه نتیجه ای رسیدم. مراجعه کنید به کامنت مهشید :)
سلام
@@ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!تابی نهایت
پاسخ:
دیگه دیگه، تا بی نهایت :)
تنها میرفتین سینما؟؟
پاسخ:
فیلمی که بخوام در موردش چیزی بنویسم رو تنها میرم که البته این فیلم ارزش قلم زدن نداشت.
:|||| اخه چه فکری میکنن با خودشون:|||
پاسخ:
فکر نمی کنن که همشهری.
۳۰ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۱۴ مریــــ ـــــم
بنظرم به پستت به "#هشتک کلیشه برعکس" بچسبون 
:|
پاسخ:
اینم به خاطر وجود ارزشمند شما چسبوندم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">