محو تماشای یار!

کار بدانجا رسیده که جوان در حین زنجیر زدن برای سیدالشهدا هم چشمش به طرف نساء در حال چریدن است. گاهی آن‌قدر در قید و بند چریدن که دیده شده مداح می‌خواند: «مانده تنها حسین، سوی او بی‌امان/ سنگ می‌بارد، نیزه می‌آید» و جوانک از این دم، بند آخر می‌گوید: «سنگ می‌بارد، حمزه می‌آید». گاه آن‌قدر محو تماشای یار که قرار است با یک ضربت دهل، بدین‌طرف و با آن یکی، بدان‌طرف بگردد، اما با هر ضربت، تن و بدن بدین‌طرف و آن‌طرف می‌گردد و کله کماکان به دیدار یار ایستاده. بدتر آن‌که نوحه‌خوان می‌گوید: «دستِ میسان می‌زنی» و جوانک از سر بی‌حواسی دم می‌دهد: «بستنی لیس می‌زنی».

گویند دانا داند و پرسد، نادان نداند و نپرسد و تازه اگر برای او گفتی طلب‌کار می‌شود. حقیر که هیچ، ولی بعضی‌ها را آدمی می‌بیند که اگر بزرگ‌تر آن‌ها، حالا فرقی نمی‌کند واعظ باشد، پدر باشد یا مادر، آن‌ها را پند بدهد، به عوض این‌که دقیق بشوند در نصیحت آن‌ها، همچین می‌گردند در لابلای سخنان گوینده تا بالاخره یک خرده چیزی از گذشته‌های او پیدا کنند و به رخ او بکشند. آن‌قدر کوته‌فکر هستند که اگر گوینده بگوید: زنجیرت را بزن و چشم از دختران مردم بردار، می‌گوید تو چرا خودت پای ماهواره می‌نشینی؟ چرا فلان روز به فلانی خندیدی؟ این‌که ربطش کجاست بماند، خب یکی نیست به این آدم بگوید تو پای ماهواره بنشین و به فلانی بخند، اما در حین زنجیر زدن، گره از چشم یار باز کن. می‌گوید انسان دائم الخطاست! جایزالخطاء و ممکن‌الخطاء شنیده بودیم و این یکی نه. حالا دائم‌الخطاء، نباید مواظب خطاهای خود باشد؟

قربان مرامت یاحسین که در دستۀ عزاداری خودت هم غریبی و بهانه می‌شوی برای خطای دائم بعضی‌ها.

سوالی که مطرحه یار یا یاران؟ :)) یکی دو تا یار نیستن 
راست میگی؛ حواسم نبود دوره زمونه عوض شده.
سخن از زبانِ ما می‌گویید جنابِ میرزا.
حق را شاکریم حوابانو.
مورد داشتیم شب اول هیئت ِ فلان، برای دیدن ِ آقای فلان
شب ِ دوم هیئت ِ دوم برای دیدن ِ یار ِ دوم
روز عاشورا هم چون وقت ِ بیرون اومدن دسته‌های عزاداریه جمله یاران رو توی یه خیابون می‌بینه و از فرداش پاتوقش میشه کافه‌های همون خیابون!!!
متوجه نشدم بانوچه؛ شما از منظر اون طرف ماجرا دید زدید قضیه رو؟
من تماشای تو می کردم و غافل بود
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند :)

* شما هم وقتت رو حیف کردی با صحبت کردن با اونها ...شاید بهره برداری خودت رو نتواسنتی بکنی از حضورت
حالا کجاش نوشته که با کسی صحبت کردم دچار؟
دوشنبه ۳ مهر ۹۶ , ۰۹:۱۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
متاسفانه هیئت ها و دسته های عزاداری داره به سمتی میره که اگه جلوش رو نگیریم چند وقت دیگه حسینی ها خونه نشین یا گوشه نشین میشن!
خانم حورا! چند صباحی ست این اتفاق افتاده.
هیئتی ای که تا دیر وقت شب سینه میزنه و نماز صبحش قضا میشه.
لافِ عشق میزنیم...
احسنتم؛ لاف عشق!
رفیقی داشتم دختر انار که از صبح تا ظهر عاشورا قمه می زد. ظهر خونین و مالین، نیمه بیهوش در بستر رها می شد و خوابش می برد. فردا ظهرش آقاوار دوش می گرفت.
جدیدا تتو با متن "یاحسین مظلوم" هم رو بازوی این جوانک ها دیده شده....
خیلی وقته نگفتم: به کجا چنین شتابان .
عجب! ندیدم تا الان هلما.
گون از نسیم پرسید/ دل من گرفته زین جا/ هوس سفر نداری؟
من همین پریشب دیدم یعنی داداشم نشون داد میگم کدومو میگی، میگه: همون لباس سفیده که تو دسته میرقصه و همش اینور اونورو دید میزنه....
هیییییم...
عجب! :)
لابد از مرز گذشته رسیده به تبریز و یواش یواش سوق به مرکز.
تذکر خوبی بود :)
مخلصتم :)
دخل یک سال آرایشگاه ها طی ده روز و باشگاه های بادی بیلدینگ طی یک الی دو ماه
صد در صد تضمینی
به این میگن ایهام نارخاتون؛ ایهام.
دخلش صد در صد تضمینی اومده
دخلش صد در صد تضمینی پر شده
که با قرینه، گزینۀ دوم انتخاب شد.
همین چیزا باعث شده نتونم به حرف استاد پناهیان گوش بدم و برم داخل دسته های عزاداری و ترجیح میدم برم یه گوشه بشینم عزاداری کنم و این صحنه ها رو نبینم چون متاسفانه امر به معروف و نهی از منکرم = توهین و حتی نزدیک بوده کتک بخورم :/ با اینکه خیلی نرم و مهربون رفتم برای تذکر... بی تفاوتم نمیتونم باشم ببینم باید تذکرمو بدم :/
نتوانی یا بتوانی ماهی کوچولو؟ مگه پناهیان در این مورد صحبتی داشته؟
و اما نکته ای که فرمودی، دقیقا درسته و آروم آروم داره از جامعه حذف میشه.
با تموم اینایی که گفتید و دوستان گفتند، ما بازم هیئت و این مجالس رو رها نمیکنیم :)
هستیم پاش. تا همیشه..
رها کردنش غلط محضه. حرف چیز دیگری بود بانوی لبخند.
ما نیز...
متوجه هستم آمیرزا. اما دیدم خیلی ها با همین حرف ها کلا قید مجالس محرم رو میزنند.
می دونم خانم لبخند. فقط یک نفر بود که هنوز جواب من رو ندادن.
استاد پناهیان میگن که برین تو دسته های عزاداری
کلیپشو گذاشتم وبم
نعم؛ دیدم. مرسی.
از طرف دختران ِ قضیه بررسی کردم :/
نعم؛ متوجه شدم.
سر کوچه ی ما یه حسینیه هست قبلا موقع محرم خیابون رو می بست و پسرها وسط سینه و زنجیر میزدن خانمها هم دور تا دور می ایستادن یا می نشستن و نگاه میکردن الان هم انتقالش دادن توی یه زمین بزرگ همون سر کوچه و بازم اقایون زنجیر و سینه و سنج و دمام و ... میزنن و خانمها هم میان روی صندلی ها دور تا دور میشینن، با وجود اینکه  ۲،۳ سال پیش یکی دوبار رفتم و واقعا هم خوشم اومد ولی وقتی میبینم گناهش بیشتر از ثوابشه دلیلی واسه رفتن نمی بینم.به نظرم این شیوه ی عزاداری نه تنها ادمو به امام حسین نزدیک نمیکنه بلکه فرسنگ ها هم دورت میکنه، اونم با اون شکل و شمایل پسرها و دخترها که وصفش نگفتنیه...
یاعلی
همیشه همه جا هستند کسانی که خالصانه خدمت می کنن و عزاداری، اما اینی که شما می فرماین هم وجود داره و غیر قابل انکاره.
یا مولا
مدتهاست که عزاداری برای بعضیا از معنا و مفهوم اولیه ش خارج و تبدیل شده به یه جور همایش یا کارناوال.. البته کسی که بخواد عزاداری کنه و نیتش هم همون باشه، به کار خودش مشغوله. کسی هم که دنبال تنوع و حضور در خیابان و احیانا دید زدن جنس مخالف باشه اون هم فرصت براش مغتنمه. اولی که هیچی ولی دومی هم به نظرم خیلی مذموم نیست. اشکالی نداره جوونها از هر فرصتی برای دیدن و دیده شدن استفاده کنند. حرفم به مزاج عزیزان مذهبی شاید خوش نیاد ولی زندگی و ملحقاتش بر همه چیز تقدم داره
خوش آمدید علی آقا.
حرفاتون تا قسمت «مذموم نیست» به دلم نشست و حقیقت داره. اما جدای از بحث مذهبی و لامذهب، احترام به سیدالشهداء رو حتی مشروب خورهای قدیم هم رعایت می کردند و یازده ماه دیگه رو زندگی می کردند.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan