دربارۀ فیلم «نگار» رامبد جوان

اثری جنایی، ناکام حتی با جلوۀ سینمایی!

http://bayanbox.ir/view/4864276978123025793/Negar.jpg

کماکان «ورود آقایان ممنوع»، معقول‌ترین فیلم رامبد جوان است. فیلمساز بعد از «اسپاگتی در هشت‌دقیقه»، «پسر آدم، دختر حوا» و «ورود آقایان ممنوع»، فیلمی می‌سازد که از لحاظ ژانر، با دیگر آثارش متفاوت است. رامبد جوان از تریبون تلویزیون در آخرین قسمت برنامه‌اش، از نگار جواهریان دعوت کرد و اتفاقاً روی فیلم «نگار» بیشتر مانور دادند و به نوعی تبلیغ کردند. علی‌ای‌حال فیلم نگار، با شناختی که از رامبد جوان و شخصیتش در ذهن مخاطبان موجود است، توفیر دارد.

فیلم شخصیت‌محور است و تمام بار بردوش نگار(نگار جواهریان) قرار است به سرمنزل برسد. «فرامرز ولیان خودکشی می‌کند، اما نگار دخترش، این اتفاق را باور نمی‌کند و به‌دنبال سرنخ برای دریافت حقیقت ماجراست». همیشه خلاصه داستان‌ها به خوبی بیان می‌شوند، اما وقتی ورود می‌کنیم به فضای فیلم، بعضاً با موضوعاتی روبرو می‌شویم که با داستان تک‌خطی منافات دارند. رابطۀ دختر و پدر، همیشه زبانزد بوده است، اما در فیلم با وجودی که انگار روح پدر (علیرضا شجاع‌نوری) در کالبد این دختر (نگار) حلول می‌کند، حتی اندک صحنه‌ای از گذشته و سطح ارتباط این پدر و دختر دیده نمی‌شود که پی‌گیری ماجرای خودکشی به‌دوش نگار بیفتد و توجیه و انگیزه‌ای برای آن باشد. برعکس مادر نگار (افسانه بایگان) که حتی وجودش جای ان‌قلت دارد، بیشتر می‌سوزد و ابراز احساسات می‌کند و نبود خودکشی، ابتدائاً بر زبان او جاری می‌شود. علی‌ای‌حال چه می‌شود کرد، فیلم شخصیت‌محور است و از اتفاق، نام «نگار» برآن نهاده شده است که او قهرمان داستان باشد.

یکی از عناصر مهم یک اثر هنری، عنصر «باورپذیر بودن» اثر است. اگر مخاطب با یک فیلم تخیلی مواجه باشد، تکلیفش با فیلم مشخص است، اما اگر فیلم مدام از رئال به سورئال در نوسان باشد، کماکان قوت این عنصر باقی‌ست. باورناپذیری «نگار» از صحنه‌ای استارت می‌خورد که چک هفت‌میلیاردی(سرنخ رسیدن به حقیقت)، بعد از خواب دیدن نگار، به شکل فراواقعی در دستش یافت می‌شود. متعلق است به بهتاش(مانی حقیقی) که با بهمنی، شوهرخالۀ نگار (آتیلا پسیانی) شریک است. با همین استارت، تکلیف فیلم معلوم است. فیلم ابداً از قاعده‌ها پیروی نمی‌کند. در مسیر روایت خود جلو نمی‌رود. موقعی که قدم به جلو می‌گذارد، می‌فهمیم در تخیل به سرمی‌بردیم و برمی‌گردیم. منطق روایی ندارد؛ همین امر سبب می‌شود که در پایان، چیزی در ذهن تماشاگر باقی نماند و تنها همان خلاصۀ تک‌خطی در ذهن مخاطب بماند و تمام.

فیلم همان‌طور که از نامش پیداست، حول شخصت نگار می‌گردد و بقیۀ بازیگران، مکمل رسیدن به هدفند. بازی کلیشه‌ای مانی‌حقیقی، همان است که تاکنون بوده است و گاهی اغراق در بازی، تماشاگر را به خنده وامی‌دارد. آتیلا پسیانی زیاد مجال بازی ندارد اما بازی‌اش معقول‌تر است. محمدرضا فروتن بازی بدی را به نمایش گذاشته که اشکان خطیبی با همان نقش اندک و بامزگی زودگذر، جبران مافات می‌کند.

بدترین سکانس، سکانس تیراندازی نگار است که ما را به یاد ترمیناتور جیمز کامرون می‌اندازد. این سکانس به شدت بی‌معناست. نگاری که کار با اسلحه را نمی‌داند، به‌طور مستقیم و رودررو، محافظان بهتاش از پسش برنمی‌آیند و تیرهای‌شان به در و شیشه اصابت می‌کند و فشنگ‌های نابودگر به قلب و عروق. به گفتۀ رامبد جوان، هدف از ساخت این فیلم، به نمایش درآوردن شکل‌گیری خشونت در آدم‌هاست؛ چیزی که در عمل نمی‌بینیم. با جلوه‌های سینمایی نیز نمی‌توان حرف را به عمل نزدیک کرد.

«نگار» چیزی در چنته ندارد؛ نه دیالوگ ماندگاری و نه صحنه‌ای به یادماندنی. توگویی یک فیلم سالگرد ازدواج یک زن و شوهر. می‌گویند اصالت سینما سرگرمی‌ست. رسالتی اما دارد؛ زبانِ بیان ذهنیات و دغدغه‌های فیلمساز است. احوال تماشاگر قبل و بعد «نگار» فرقی نمی‌کند. نگار علاوه براین‌که درقیاس با اخواتش، خالی از ارزش فرمی و محتوایی‌ست، حتی برای سرگرمی هم مناسب نیست.

*****

در طول فیلم خداخدا می‌کردم هرچه زودتر تمام شود؛ این برای یک فیلم اصلاً خوب نیست. اگر رستوران شهرزاد نبود و اگر نبود غذای مورد علاقه‌ام، می‌شود گفت امروز به بدترین روز سینمایی من بدل می‌شد. صد رحمت به سارا و آیدا.

http://bayanbox.ir/view/3790162114436951352/4000.jpg

جای شما بسیار خالی.

پنجشنبه ۶ مهر ۹۶ , ۲۳:۴۰ آقای دیوار نویس
فیلم رو ولش کنید، رستوران شهرزاد دل ما رو برد:| [نوش جونتون]
فیلم رو ندیده ام هنوز و با این اوصاف ارزشش رو هم نداره

صفای وجود شما؛ قدم رنجه بفرماین مهمان ما.
شما بگو هزار...
تمام انگیزه ای که رامبد جوان و همسرش تو قسمت آخر خندوانه برا دیدن این فیلم درونم ایجاد کرده بودند با نقد شما محو شد. :)

نوش جان.
من چرا رستوران دوست ندارم؟؟ ولی عاشق کافی شاپم. سالی یکی دو بار هم هوس پیتزا میکنم. :)
فیلم خوب ببین هلما. شما که پول خرج می کنی و وقت؛ فیلم خوب ببین. این فیلم اگر فروش هم بکنه، به خاطر خندوانه خواهد بود. بخشی از قسمت آخر خندوانه، تبلیغ این فیلم بود. نگار جواهریان فیلم های خوبی مثل طلا و مس بازی کرده، اما بیشتر روی همین فیلم مانور دادند و حتی با تکیه بر ذکر خاطراتی، سعی بر تأکید هم داشتند.
ممنون.
نمی دونم والّا؛ بالاخره هر کسی یه چیز دوست داره :)
درسته حق باشماست. اونم یکی مثل من که خیلی وقته فیلم نمیبینه یا ندیده, چون احتمالا دیدن یه فیلم بد باعث شه دیدن فیلم بعدترش حتی یکی دوسال به تعویق بیافته برام. :)
دقیقاً...
چقدر شبیه به امروز من بود :))) 
رفتیم نگار رو دیدیم آخر سر هم کباب زدیم :))))))) فقط ما بدون برنج خوردیم :)

نوش جانتان استاد :دی
نوشی جونت علی! :)
نگار چطور بود علی؟
واسه همینه که صبر میکنم موضوع یه فیلم مشخص شه و شرح و نظرش رو تا حدودی از این و اون بشنوم، تا بعد تصمیم بگیرم برم ببینمش یا نه. چون حاضر نیستم واسه فیلم های مزخرف و مسخره ای که تو سینما کم نیست هزینه ای بدم که مبادا ازشون حمایت کنم و باعث گسترش و تکرار چنین فیلم هایی شم.
این فیلم هم پس با توصیفات شما ارزش وقت گذاشتن نداره. ممنون :)
کار درستی انجام میدین. اصولاً قبل از اکران و در ایام جشنواره که به سال نوی سینمایی تعبیر میشه، فیلمها یک خلاصه داستان و یه نقد ازشون بیرون میاد به نفع مردم که تا حدودی موضع فیلم رو مشخص می کنه. اون ها معتبر تر هستند، مگر اینکه فیلمی خارج از جشنواره اکران بشه. نظر عوام سلیقه ای هست.
خواهش می کنم.
سلام. من اصولا این جور فیلما رو دوست ندارم. بشینم کتابمو بخونم بهتره.
در ضمن نقد خوبی بود.
و علیکم السلام
علی الحساب، همونطور که فرمودین خوندن کتاب، بهتر از دیدن این قبیل فیلم هاست.
خواهش می کنم.
چقدر رامبد جوان زور زد دم آخری.شما بر بادش دادی:))
کلا من که دور فیلم ایرانیو خط کشیدم بحمدالله.
+دهنم آب افتاد:)))نوش جون
مراجعه شود به پاسخ کامنت هلما :)
متأسفانه فیلمسازان خب تا حدودی گوشه نشینن.
+ متشکر. هر موقع آمدی و لپ فرزندم را کشیدی، مهمان من خواهی بود.
نگار هم که هم عقیده شمام تقریبا ..
به نظرم جوان همون فیلم طنز بسازه موفق تره :| :دی 
بد نبود عااا ولی خوب هم نبود :)
نعم علی؛ به نظر من هم در کمدی موفق تره.
من با دوستانی رفتم که اندازه یه فیلم کمدی خندیدیم:)

سخته گفتنش ولی نوش جونتون:)
انصافاً صحنه های اکشن به استثنای سکانس پایانی رو بد در نیورده بود.
(: چرا سخت! ممنون :)
عجیبه! نگار جواهریان و رامبد جوان جوری دربارش صحبت میکردند که به نظر میومد خیلی کار خوبی باشه!
اجسام از آنچه شما در آینه می بینید به شما نزدیک ترند (ربطش رو خودم هم نفهمیدم)
از اون فیلم هایی هست که بعد از سالن فراموش میشه.
جمعه ۷ مهر ۹۶ , ۱۵:۲۰ مردی بنام شقایق ...
سلام

آیا تنهایی به شهرزاد رفتن کار خوبیست؟


+
این تحلیل دقیقا بعد از دیدن تبلیغات فیلم و نویسنده اش درون ذهنم شکل گرفت بدون دیدن فیلم

حس میکنم رامبد جوان بیشتر سرگرمی و وقت گذرونی رو رسالت هنر میدونه

لذا ترجیح میدم کلن آثار ایشون رو نبینم
و علیکم السلام
آری؛ بعد از دیدن یک فیلم بد، آری مهندس.

+ جایی نوشته بود رامبد جوان داوران جشنواره را به دو دستۀ باحال و بی حال تقسیم کرده بود. کسانی که به این فیلم بها بدن باحالن؛ البته مث اینکه تو فاز خندوانه بوده.
خندیدن ما ربطی به بد یا خوب بودن فیلم نداشت واقعا... دوستمون با میم مثل مادر بیشتر از هر فیلمی خندیده بود:))

سخت از این جهت که من عاااشق غذا ام:)
نمی فهمم نارخاتون! پس به چی؟
خب نعم؛ اما شکر خدا همه جا نعمت فراوونه.
نوش جان...
مرسی بانوچه.
با وجود اینکه فیلم رو ندیدم ولی به نظرم ساخت این فیلم فقط یه نوعی از ابراز علاقه ی رامبد به نگار جواهریانه:|
+نوش جان:)
یاعلی
این فیلم یک سال قبل از ازدواج این دو نفر بوده.
+ متشکر :)
یا هو
خود نگارم از بازی کردن این فیلم پشیمان بود ولی به رو نمیاورد شوهرش ضایع نشه.
خییلی خوب و دقیق نقد میکنین چه متن چه فیلم حتی خیلی بهتر از خیلی منتقدین تو تلویزیون.
کسی که یه عمر طنز ساخته چه برنامه چه فیلم یهو بخواد جدی اونم اکشن بسازه قطعا نمیتونه خیلی خوب از پسش بربیاد بازم اون رگه های طنز وجودش نمیذاره باز خوبه یه جاهایی نگار با تصمیماش مخالفت کرده مگرنه چی میشد
شما همیشه لطف داشتین و دارین همیشه به من همشهری.
شنبه ۸ مهر ۹۶ , ۱۹:۲۵ پرتقالِ دیوآنه
چرا با خانم بچه ها نمیری رستوران؟
با اونام میرم پرتقال.
شنبه ۸ مهر ۹۶ , ۱۹:۳۱ پرتقالِ دیوآنه
اها افرین. بیشتر با اونا برو
چشم.
میرزا معمولا روابط بعد یه مدت به ازدواج میرسه!
خبر علاقه ی رامبد خیلی وقته بود تا اینکه بالاخره ۹۵ ازدواج کردن:)
یاعلی
بله بله؛ دقیقاً همینطوره.
یا مولا
ما به هم که میفتیم تو تراژدیک ترین لحظاتم میخندیم... مزاحم بقیه نشدیم ولی جای شما خالی خوش گذشت:))
ببخشید دیدم پرسیدین اومدم جواب بدم کار پیش اومد بعدش هم فراموش کردم
قصد جسارت نداشتم. منتها من وقتی سؤال می کنم، در واقع برام سؤال میشه.
خواهش می کنم. متوجه منظورتون شدم. خیلی متشکرم که پاسخ دادین.
سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶ , ۱۱:۴۸ مریــــ ـــــم
بروووو
من شنیده بودم ایدا و سارا افتضاح بوده
ینی این بدتر بود؟؟؟
یه تحلیل خوندم که میگفت شاید بتونیم بگیم بهترین فیلم رامبد بوده 
من برم؟! من رفتم، شما برووو
آیدا و سارا که افتضاح بود، ولی بهتر از نگاره.
تحلیل ها برای انتخاب مخاطبه. در واقع کمک به جیب مخاطبه.  در مورد یک فیلم ده ها تحلیل نوشته میشه. باید بسنجین، هر طرف میزان چربید، همون رو انتخاب کنید؛ البته این برا مخاطبیه که قصد انتخاب داره و می خواد فیلم خوب ببینه.
سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶ , ۱۲:۰۲ مریــــ ـــــم
من میخواستم ایدا و سارا ببینم اما منصرف شدم
اما نگار بااینکه 2بار خوندم و شنیدم زیاد جالب نبوده میخوام ببینم
نمیدونم چرا

اون دیگه در سیطره اختیار شماست، اما پشیمون میشید.
سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶ , ۱۲:۰۷ مریــــ ـــــم
اگ بلیطا نصف باشه میرم میبینم
:|
نیم بها برداشته شد؛ سه شنبه دیگه باید برید. اصفهان 4000 تومنه، اونجا رو نمی دونم.
سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶ , ۱۲:۰۹ مریــــ ـــــم
جدی؟؟
مال ما نیم بها بشه تازه میشه 4تومن
خوشبحالتون
نیم بها رو خدمتتون عرض کردم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan