برای ویار تکلم

قاعدتاً و اصولاً در فضای نسبتاً مجازی، خاصه فضای وبلاگ‌نویسی، لیستی از قوانین و مقررات وبلاگ‌نویسی از آسمان نازل نشده و یا حتی کسی مدعی نشده که بر من یک سلسله اصول و قواعد وبلاگ‌نویسی وحی شده یا از طریق الهام درونی دریافت کرده‌ام. تا آن‌جا که اطلاع دارم در مجلس نیز در باب اصول و قواعد وبلاگ‌نویسی و این‌که بلاگرها چه باید بنویسند و چه ننویسند، چیزی تصویب نشده و اصولاً در این باب حرفی زده نشده است؛ نه طرحی کسی داده و نه لایحه‌ای.

روزانه‌نویسی و نوشتن وقایع روزمره در قالب وب، یکی از اصولی‌ترین نوشتار برای انتقال تجربیات به دیگران است. اتفاقاً این روش برای این‌که ملموس به نظر می‌رسد، پتانسیل جذب مخاطب را دارد. بر طبق تجربه، در روزانه‌نویسی و نوشتن از خاطرات ملموس که هرکسی ممکن است با آن‌ها مواجه شده باشد،  فارغ از نوع بیان آن، اگر کسی تنها نوشته را نبیند و فقط قصد خواندن و گذشتن نداشته باشد، نکات مهمی نهفته است. مخاطب زرنگ می‌خواهد که تکه‌های ناب پازلی را که نویسنده _خواسته یا ناخواسته، با مهارت یا بی‌مهارت، آبکی و سطحی یا با تفکر و تعمق_ در کنار هم چیده، جدا کند و در زندگی خودش به‌کار گیرد. هرچه باشد بهتر از پرداختن به موضوعات نخ‌نما شده است که نه خیر دنیا در آن‌هاست و نه خیر آخرت. مطالبی که لااقل برای من و امثال من نان و آب نمی‌شود.

مقصود؛ نقد و نقادی هم اصول و قواعدی دارد. اگر بناست فضای وبلاگ‌نویسی مورد نقد قرار بگیرد، بهتر است به صورت کلی و بدون ذکر نامی و یا حتی لینک به مطلبی باشد. به این سبک، خواهی‌نخواهی این‌طور قلمداد می‌شود که غرض شخصی در کار است. در فضای نسبتاً مجازی، خاصه بلاگستان، صدها وب وجود دارد که هرکس به خاطر غرض خاصی می‌نویسد. همه که دانشمند و فرهیخته نیستند. همه که عالم دهر نیستند. همه که دنبال فالوور و دنبال‌کننده نیستند. شاید کسی با نوشتن روزانه‌هایش در دنیای وب، تنها و تنها هدفش خالی‌کردن ذهن مشوش‌اش باشد. شاید شخصی هدفش از نوشتن وب، ارائه تجربیاتش در قالب خاطرات روزانه باشد و شاید دیگری تنها بزمی ترتیب داده برای خالی نبودن عریضه. هر کسی به زبان خودش و هرجور که خود می‌پسندد، می‌تواند بنویسد و فارغ از درست‌نویسی و ساختار _که به‌مرور توسط بزرگان این عرصه به‌وجود آمده_ هیچ قانونی برای خلق محتوا وجود ندارد.

جدای از دنیای نسبتاً مجازی، در دنیای واقعی نیز همین‌گونه است؛ یکی صدایش نازک است و دیگری کلفت؛ یکی فن بیانش عالی‌ست و دیگری چهار کلام نمی‌تواند بیان کند؛ یکی فصیح سخن می‌راند و دیگری کلپتره؛ یکی آماتور است و دیگری حرفه‌ای. بهتر است حرفه‌ای‌ها و کاربلدها کار خودشان را بکنند و با دیدۀ اغماض بنگرند نورسیده‌ها را. بهتر است کاری به دیگران نداشته باشیم و اگر نمی‌توانیم کمک‌شان کنیم، لااقل جریحه‌دار و آزرده‌خاطرشان نکنیم.

از محمدرضا امانی سخن گفتید. معلوم شد دوستان مشترکی داریم. وقتی می‌نویسید «احساس تنهایی می‌کنم جناب امانی»، یعنی خود را هم‌ردۀ او می‌دانید. به یاد ندارم محمدرضا امانی که رفاقت دیرینه با او دارم، به جای نقد، دیگری را به سخره گرفته باشد. همیشه سرش به نوشته‌های زیبایش گرم بوده و کاری به احدی نداشته است. وقتی می‌نویسید احساس تنهایی می‌کنم، یعنی به فرهیختگی محمدرضا امانی هستید؛ حال آن‌که جناب امانی به‌هیچ وجه چنین رویه‌ای نداشته و در آینده نیز اگر بازگردد _که ان‌شاءالله چنین شود_ نخواهد داشت. بهتر نیست حواس‌مان به خودمان باشد؟

ویار تکلم عزیز! بنده شما را از جیم می‌شناسم و از معدود کاربرانی بودید که وقتی نوشته‌هاتان منتشر می‌شد مطالعه می‌کردم. فضای بلاگستان را دنیایی مثالِ دنیای واقعی بدانید که هم خیر دارد و هم شر. طبیعتاً انسان موجودی مختار آفریده شده است و ذاتاً در این دنیای حقیقی هم حامی و طرفدار شر نیست و همیشه به‌دنبال و حول محور خیر می‌گردد و آن را اختیار می‌کند. همین انسان در این دنیای نسبتاً مجازی هم مختار است. شما می‌توانید نوشته‌هایی را که نمی‌پسندید نخوانید، مختارید؛ مختارید که خود انتخاب کنید که خوراک مغزتان چه باشد. اگر راه‌کاری برای بهتر شدن فضای بلاگستان و نوشته‌ها دارید، می‌توانید در قالب نقد محترمانه بیان کنید؛ اما نه شرعاً و نه عرفاً اجازۀ دخالت در نوشته‌های دیگران را (که چه بنویسند) _و این‌که در قالب شبه‌نقد، وبلاگی را به تمسخر بگیرید_ بینی و بینک و بین‌الله ندارید.

والسلام علی من اتبع الهدی.

چقدر دلم میخواست چنین چیزی رو براش بنویسم ولی هیچ وقت ننوشتم
مرسی که اینقدر حواس تون به همه چی هست
بودن تون توی فضای بیان واقعا غنیمته
بی تعارف
اصلا اگه اینا نباشند که جزیره بیان میره زیر آب و تمام

چرخ بیان رو هم همینا میچرخونن
مقصود؛ نقد و نقادی هم اصول و قواعدی دارد. اگر بناست فضای وبلاگ‌نویسی مورد نقد قرار بگیرد، بهتر است به صورت کلی و بدون ذکر نامی و یا حتی لینک به مطلبی باشد. به این سبک، خواهی‌نخواهی این‌طور قلمداد می‌شود که غرض شخصی در کار است. در فضای نسبتاً مجازی، خاصه بلاگستان، صدها وب وجود دارد که هرکس به خاطر غرض خاصی می‌نویسد. همه که دانشمند و فرهیخته نیستند. همه که عالم دهر نیستند. همه که دنبال فالوور و دنبال‌کننده نیستند. شاید کسی با نوشتن روزانه‌هایش در دنیای وب، تنها و تنها هدفش خالی‌کردن ذهن مشوش‌اش باشد. شاید شخصی هدفش از نوشتن وب، ارائه تجربیاتش در قالب خاطرات روزانه باشد و شاید دیگری تنها بزمی ترتیب داده برای خالی نبودن عریضه. هر کسی به زبان خودش و هرجور که خود می‌پسندد، می‌تواند بنویسد و فارغ از درست‌نویسی و ساختار _که به‌مرور توسط بزرگان این عرصه به‌وجود آمده_ هیچ قانونی برای خلق محتوا وجود ندارد.

میرزای اصفهانی harimekhososi.blog.ir. >> چشم<<



مرسی.... خیلی با خودم کلنجار رفتم چیزی بنویسم درمورد این مطلب . اما نشد. و چه خوب که نشد. مرسی عالی بود پسر خاله.. برای لحن گفتارت برات میایستم 
این برتر بینی و خود جدا پنداری از جمع آخر کار دست ویار میده، اینها هم نده این مخالفت‌ها و خوشمزگی‌ها و متلک پرونی‌هاش به خانمها میده.
+مطلب خیلی خوبی نوشتید،تشکر.
وقتی دیدم که لینک گذاشتن واقعا لازم بود همچین تذکری...
مرسی جناب میرزا برای این پست :)
واقعا ممنون
امان از این ویار :/ خوب مینویسه هااا خیلی وقتام حرفای درستی میزنه ها ولی گاهی حس میکنی مشابه شاخای اینستاگرام میشه مدلش! 
دقیقا. دقیقا. 
به‌عنوان عضوی از روزانه‌نویس‌ها خیلی ممنونم بابت این بیان شیوا و زیبا :) 
ئه باز اینجا ؛)
سلام.
سلام :)
موافقم :)
با مطلبت تا حد زیادی موافقم. اینکه هرکسی حق داره هرطوری دلش می‌خواد بنویسه درست.
ولی خب برای نوشتن یه حداقلاتی رو رعایت کنیم. دورهم بد نیست. مثلاً اینکه "که" رو "ک" ننویسیم. "به" رو "ب" نویسیم. زبان فارسی مادرمرده رو نابود نکنیم. وقتی چیزی می‌نویسیم لااقل خودمون کمی نسبت بهش فکر کنیم. و اگه احیاناً کسی اومد نسبت به نوشته‌مون نظر داد نگیم به توچه! وبلاگ خودمه. همینه که هست. (خب اگه برا خودمون می‌خوایم بنویسیم که دیگه نیازی به وبلاگ نیست.) باور کنیم که روزانه‌نویسی هم می‌تونه خوب باشه. و یک روزانه‌نویس هم می‌تونه خوب بنویسه. پس اگه روزانه‌نویسی هم می‌کنیم درنظر بگیریم که دیگرانم حرفای من رو می‌خونن. پس لااقل کمی برای وقتشون ارزش قائل باشیم. 
دست مریزاد میرزا.

سلام. حال و احوال میرزا؟
علیکم السلام حسن جان
الحمدلله؛ می گذره حسین.
هعی جنابِ میرزا
دلمون خونه...
سلام تازه دامادجانِ همشهری! شما بودی قرار بود بری و برگردی از عشقولانه هات بگی دیگه؟ نه؟ :)))
سلام :-)
مراجعه شود به کامنت های خانم یعقوبی در دو پست قبل :-)
سلام 
این دومین پستیه که من از شما می خونم و خوشحالم از این بابت 
امیدوارم مهلت خوندن پست های بیشتری از شما رو داشته باشم 
ان شاءالله 
سلام
لطف دارین به من. ممنون.
سلام

ممنون که سر زدید  باعث افتخاره  با افتخار دنبال شدید  تمایل داشتی  منو هم دنبال کنید
علیکم السلام
چه جالب!
جواب کامتایی که با سلام شروع شده رو دادی
من نمیدونم روی حرفت با کی بود و چرا ولی به طور کلی به شدت باهات موافق بودم

جواب سلام واجبه.
کاش متوجه باشند!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Powered by Bayan